اینم ادامه اش عالیه حتما بخون
خب خب ادامه اش ۰۰۰۰ رسیدیم اونجا خیلی جای کیوت و دنج و قشنگی بود همه ی وسیله ها هم داشت و لازم به خرید چیزی نبود تهیونگ: اینجا خوشگله اگه دوست نداری میتونی بری عوضشون کنی من : ارههههه😍نه عزیزم لازم نیست ما فعلا اول های زندگیمونه نباید ولخرجی کنیم و اینکه تو هم دیگه کمپانی اجازه نمیده خواننده باشی 😥( اینو به خاطر نظر هاتون گذاشتم که گفتید کمپانی اجازه نمیده خوبه حالا؟؟؟)
تهیونگ : اره😞 اشکال نداره من همیشه دوست داشتم وقتی خاننده نیستم بریم پاریس (اینا یه تخیله پس نگین تهیونگ اینا رو نگفته ) من : اومممم فکر بدی هم نیست چون منم بازیگرم میتونیم بریم اونجا و منم کار کنم تهیونگ: نه لازم به کار کردن تو نیست نمیخوام تو خسته بشی خودم درستش میکنم🙃 من : فعلا این بحث های غم انگیزو ولشون کنیم ☺☺☺☺ بیا یکم بخندیم و من یکم قل قلکش دادم تهیونگ :ههههههه ههههه (این خنده س ) 😂😂😂😂😂😂😂😂و اونم شروع کرد به قل قلک من و کلی خندیدیم
بچه ها تا اینجا دیگه بسته سوال بعدی باز ادامه داستانه راستی اینا تخیله و واقعی نیست لطفا لطفا لطفا نظر هایی مثل فهش و و اینکه کمپانی نمیزاره و اینا رو ندین چون پرچم گذاری به عنوان نامناسب میکنم و حذف میشه بریم ادامه ی داستان 😊😊😊😊
خب همه اومدین ؟؟؟ حاضرین ؟؟؟ شروع فردا صبح شد ساعت ۱۲ ظهر بود و من تازه بیدار شدم من: هاوممم (خمیازه ) ساعت چنده واییییییی ساعت ۱۲ هستتتت وایییی الان تهیونگ بهم میخنده 😣😣😣😣 من رفتم بیرون یهو دیدم تهیونگ چمدکن رو اماده کرده من : داریم میریم کجا ؟؟؟؟؟ تهیونگ : پاریس من : چرا به من نگفتی 😲😲😲😲
تهیونگ : حالا یچیز کوچولو رو بهت نگفتم انقدر دعوا چیه ما دیشب در موردش حرف زدیم عشقم من ۰۰۰۰۰۰۰۰ ادامه اش بعدن بوبوس
بابای تا ادامه اش ۰۰۰۰۰😚😚😚😚😙😙😙😙😙
نظرات بازدیدکنندگان (0)