
Enfp: عههه... پسرا از رختکن اومدن بیرون. لباس فرم بسکتبال بنفش بود . مال دخترا تاپ بنفش و شلوارک بالای زانو بنفش و زرد بود. روشم اسم هر کس نوشته شده بود. یونیفرم پسرا هم تیشرت بنفش و شلوارک بالای زانو بنفش و مشکی بود. Enfp: استاد سریع تر شروع کنیممم. وایی من زیاد بسکتبالم خوب نی ولی. Entp بسکتبالش فوق العاده استتتت. حالا من چیکار کنم؟ خب معلومه entp از دختر ضعیفی مثل من خوشش نمیاد...
با صدای Enfp به خودم اومدم. Enfp: دختر باید ببریمشون. اوکی؟ infp: ح.. حتما. بازی شروع شد. enfp. توپو از دست. estp قاپید و رفت سمت دروازه ولی infj(دختره) جلوشو گرفت و isfj. از پشت estp توپو ازش گرفت... و یک گل به نفع تیم مااا. دست بعدی توپ دست من بود. با توپ به جلو رفتم esfp هم بقلم برای پشتیبانی اومد istp جلومو گرفت. توپو به. esfp. پاس دادم و خودم رفتم پشت سر istp.ووو esfp. توپو بهم پاس داد و گلللل. دست بعدی...
دست بعدی isfj. و infj. رفتن جلو من هم پشتیبان. و.. و.. entp اومد جلوی منو بگیره تا نتونن به من پاس بدن. وایی قلبم تند تند میزنه. یهو یاد حرف enfp افتادم. ناخوداگاه پای جلو مو سر دادم و از زیر entp رد شدم. بله دیگه اینم خوبی قد کوتاهیه. رفتم و دیدم enfp درگیر و infj. و. isfj. هم تو شرایت خوبی نیستن. سریع رفتم جلوی isfj و توپو بهم پاس داد. enfp هم خودشو ازاد کرد و اومد پیشم. intj. مثل روح جلوم ظاهر شد. enfp خودشو انداخت جلوم و intj. یهویی کنترلشو از دست داد و من افتادم زمین enfp. افتاد روم و intj. هم افتاد رو enfp. infp: ن.. نمیتونم نفس بکشممم پاشید ا روممممم. enfp. مثل گچ سفید شده بود و صورتش رنگ فلفل شده بود.
استاد سوت زد و گفت: وقت استراحت. همه رفتیم تو رختکن سر کمد هامون و اب برداشتیم و خوردیم. enfp عینن ی خرس قطبی که صورتش فلفیه شده بود و از طرفی. intj. به نظر خیلی عصبانی میومد. intj اومد سمتمون و گفت: خیلی متاسفم ک.. که اون اتفاق افتاد. Enfp : نه بابا چیزی نیست. infp : میدونی داشتم خفه میشدم؟ intj: چ.. چی ببخشید دیه. infp : دارم باهات شوخی میکنم بابا. اشکالی نداره. entp همش داشت منو نگا میکرد. اومد سمتم و گفت: سلام. infp چطوری؟ infp: ه.. ه.. ها... امم خو... خوبممم. entp: اون حرکت خفنو بهم یاد میدی؟ infp: چی.. چی کدوم ح.. حرکت. entp: همون حرکتی که امروز زدی فوق العاده بود. infp: اها اون... واقعا چیز خاصی نیست. به enfp نگاه کردم. داشت لایک گنده ای بهم نشون میداد
خودمو راضی کردم و با صدای بلندی گفتم: امروز ساعت 6 تو زمین بسکتبال خیابون پایین مدرسه میبینمت. و بعد زنگ خورد و همه رفتیم سمت حیاط. Enfp: افریننن خیلی کارت خوب بود. کرم توجهش جلب شد. infp: وا واقعا؟
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
اااااا
وای عاشق شیپ خودم و entp ام وایییی
منمم
پر قدرت ادامه بده و خاهشا پارت بعدیو سریع بزار که از خماری بدم میادددد
پارت بعد تو بررسیه🤌🏻
هققق خیلی خوب بودددد🥲❤
نایس ♡
فالویی
بک؟