خدایا منو سوسک کن!
رفته بودیم خونه خالم (در واقع خاله مادرمه اما بهش میگیم خاله).... بعد گوشی خالم زنگ خورد.. زنگو که جواب داد و قطع کرد یه چی به همه گفت هول و بلا همشونو برداشت! غذا حاضر کن میوه برو بخر خونه تمیز کن،،،،... گفتم چرا اینطوری میکنین،
گفتن یه مهمون داریم از یه کشور دیگه اومده زنگ زد گفت میام خونتون.. گفتم چه کشوری گفت ژاپن.. من که خر ذوق شدم گفتم شت جدی گفت آره.. حالا تو هم برو یکم اتاقو جمع کن.. و کلی کار ریخت سرم...
بعد کار هارو تموم کردیم و خونه کلا مرتب شد که یهو زنگ خونه رو زدن.. خالم با آرامش رفت درو بار کرد و....... دو تا آدم جذاب اومدن تو.. یکیشون قدش تا ماه بود و مو های کلشو بافته بود و یه تتو اژدها رو کلش داشت با لباس سیاه سفید. اونیکی یه پسر مو طلایی قد کوتاه (هم قد خودم) با یه کت مشکی و با گل دوزی های ژاپنی طلایی بود :/
رفتن با همه دس دادن و بعد نشستن رو زمین و از ژاپن گفتن. من دهنم وا بود و هی میگفتم شت اینا مایکی و دراکنن... یه دفعه مامانم دستمو چنگ گرفت و گفت آقای سانو و ریوگوجی :| بعد من پشمام ریخته بود رفتم گفتم آقای سانو ببخشید شما یونیفرم گنگتون رو پوشیدین؟ گفت اوهوم... گفتم منم بیام ژاپن میشه عضو تومان شم؟ همه زدن زیر خنده.. دراکن گفت تو هنوز بچه ای.. گفتم من سیزده سالمه! تازه مشتم از مایکی هم قویتره! تازه بلدم دوریاکی هم درست کنم.. تا اینو گفتم مایکی پرید بالا و گفت میشه باهامون بیای؟ من با اشک شوق: معلومه! و تا اینو گفتم از خواب پریدم 😭
من یبار خواب دیدم میرم مدرسه...بعد میریم با کلاس نهمیای مدرسمون جنگ کنیم(امسال میرم هشتم)
آغا بعد رفتیم تو کلاس...دیدم که میتسویا و سانزو(چقدر مرتبط)نشستن پیش دختر پیکمیه مدرسمون..بعدش از خواب بیدار شدم🗿🤝
من امروز خواب دیدم که یکی از دوستام به دبیر ادبیاتمون یه حرف بد گفت(دبیرامون نصفشون مردن ولی خودمون دختریم)بعد دبیره عصبانی شد بردتش دفتر بعدش ما تو حیاط نشسته بودیم دیدیم یهو دوستم از دفتر بیرون اومد داشت میدوید دبیر زبانمون هم دنبالش میدوید میخواست کتکش بزنه😂😂دبیر زبانمون مرده
من دورایاکیام خوشمزه تره منو ببر مای کی
ولی هیچی خوابای من نمیشه....
یه بار خواب دیرم که توی مدرسم بعدش کل بلند تومان و تنجیکو اومده بودن مدرسمون بعدش من از پشت بوم ساختمون مدرسه پریدم گفتم میوووووو بعدش یهو گوجو اومد منو نجاتم داد وقتی که به کمک گوجو عین ادم فرود اومدم سانزو رو دیدم که لباس هلو کیتی پوشیده موهاشم شبیه این بچه سه ساله ها بسته ....🦖💔 از اونور دوستمم کلاغ شده بود داشتش با ایتاچی با اهنگ مایک دراپ بی تی اس و مانیاک اسکیز میرقصید یهو شجریان اومد با دراکن سلام احوالپرسی کرد🦖💔💔
🦖🦖🦖🦖
😂💔
شتتتتتت🤣🗿🤣🤣🤣
🤣🤣🤣🤣🤣🤣
حالت...حالت خوبه؟😂
ج.چمیشهمنمببرییییییییی؟
اصلا بیا باهم بریم😂💔
خرشانسسسس
وای چه جالب بودددد
:)
سممممممسکسنسمصپسنیدبمیت
خیلی سم بود،،،، بعد من یه چی یادم رفت بنویسم که دراکن لباس صورتی تنش بود :/
اصلا شت،،،،،،
مصمصجصسنثجسمسننثتیسن
من چند شب پیش خواب جیمین و دیدم که باهم تو ماشین بودیم (نمیدونم چرا)اومده بود ایران وقتی ماشین وایساد یهو همه حمله ور شدن سمت ماشین جیمین کلی هدیه از کره آورده بود بهش گفتم میشه به منم بدی اونم گفت معلومه بعد بغلم کرد و کنار لبمو بوسید یهو از خواب پریده من اصن آرمی نیستم البته 🤭🤣
اینکه آرمی نباشی و این خوابو ببینی ته خر شانسیه🚬😍😭
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
وای خدا خیلی خوب بود کاش منم خواب این دوتا ببینم 😂❤️
من میخوام خواب هانما ببینم اما حیف.....