.......
چاخان چاخان، داستانی از عزیز نسین است که خودش، خیلی دوست داشت. این داستان درباره موجودی به اسم آقای چاخان است؛ دیگران درباره او حرف میزنند. هرکسی دربارهاش نظری میدهد و خلاصه همه او را یک جور تعریف میکنند. این آدم، زبوک زاده نام دارد. همان انسان دو رو، ریاکار و زبانبازی که همه دربارهاش حرف میزنند و داستان کتاب هم درباره زبوک زاده و زبوک زادهها است. چاخانها و دروغهایی که هر جامعهای آن را پرورش میدهد در حقیقت زمینه پرورشش را مردم خود جامعه فراهم میکنند. فصلهای مختلف این کتاب مانند قطعات پازلی کنار هم قرار میگیرد و در انتهای داستان، تصویری کامل از آقای چاخان و ماجراهایش به دست میآورید.
پیرزنی که تمام قوانین را زیر پا گذاشت: مارتا اندرسون ۷۹ ساله در خانه سالمندان زندگی میکند. اما این به معنی این نیست که او تمام روز روی صندلیاش چرت میزند یا از پنجره به بیرون خیره میشود. او آماده است که از تمام لذتهای زندگی سرشار شود و این کار در جایی که او زندگی میکند ممکن نیست. اوضاع با حضور مدیر جدید مجموعه بدتر هم شده است چون او به بهانه صرفهجویی در هزینهها از خدمات کم کرده است. مارتا به همراه دوستانش، مغز، آناگرتا، کریستینا و شنکش تصمیم گرفتهاند که هیاهویی جنجالی به پا کنند. آنها میخواهند اعتراضشان را به همه امور در خانه سالمندان نشان دهند. از ظرفهای پلاستیکی غذا گرفته تا بیشتر کردن ساعت تماشای تلویزیون. اما این تمام خواسته آنها نیست. مارتا در فکر نقشههایی بزرگتر است. کارهایی غیرقانونی مثل دستبرد زدن به بانک! کارهایی که پای پلیس و گروههای مافیایی را هم به این ماجراجویی بزرگ و قانونشکنی پر هیاهو باز کند. این رمان اگرچه زبان طنزی دارد اما در اعتراض به وضعیت سالمندان نوشته شده است. کترینا اینگلمن سوندبرگ، در کتاب پیرزنی که تمام قوانین را زیر پا گذاشت به دنبال نشان دادن این است که رفتار جوامع با سالمندان چقدر بد است. بدتر اینکه بودجه مختص خانه سالمندان رو به کاهش است و این موضوع به خودی خود آزاردهنده است. رفتارهای غلط، از سر دلسوزی و … با سالمندان و افرادی که روزی در ساختن جامعه شریک بودند، بدترین کاری است که میتوان انجام داد. همین میشود که نویسنده، اعتراضش را در قالب شخصیت پر شر و شور مارتا بیرون میریزد.
رویای ایتالیایی: ولادمیر لورچنکف یکی از شناختهشدهترین نویسندگان مولداوی است. کشوری کوچک که از غرب با رومانی و از شرق با اوکراین همسایه است. نویسنده در ان کتاب با زبانی طنز و تلخ سختی های زندگی روستایی را بیان میکند. چندین روستایی تصمیم میگیرند برای پیدا کردن کار راهی ایتالیا شوند. اما در این سفر هیچ چیز شبیه به فکرهایشان نیست. لورنچکف، نویسنده و روزنامهنگار روستبارِ معاصر، دوران کودکیاش را در شوروی سابق گذراند و چون پدرش افسر ارتش بود، همراه خانواده به شهرهای مختلفی سفر کرد ولی بعدها به زادگاهش، مولداوی، برگشت و روزنامهنگاری خواند و در قامت گزارشنویس حوادث مشغول شد.
رویای ایتالیایی: ولادمیر لورچنکف یکی از شناختهشدهترین نویسندگان مولداوی است. کشوری کوچک که از غرب با رومانی و از شرق با اوکراین همسایه است. نویسنده در ان کتاب با زبانی طنز و تلخ سختی های زندگی روستایی را بیان میکند. چندین روستایی تصمیم میگیرند برای پیدا کردن کار راهی ایتالیا شوند. اما در این سفر هیچ چیز شبیه به فکرهایشان نیست. لورنچکف، نویسنده و روزنامهنگار روستبارِ معاصر، دوران کودکیاش را در شوروی سابق گذراند و چون پدرش افسر ارتش بود، همراه خانواده به شهرهای مختلفی سفر کرد ولی بعدها به زادگاهش، مولداوی، برگشت و روزنامهنگاری خواند و در قامت گزارشنویس حوادث مشغول شد.
دایی جان ناپلئون: داییجان ناپلئون این کتاب، یک مرد سادهلوح، بسیار حساس، منضبط، عاشق ناپلئون بناپارت و بیزار از انگلیسیها است. او نماینده قشری است که به جای ریشهیابی مسائل روز با تفکر و عقل خود، راجع به امور مختلف، رویابافی و خیالپردازی میکنند. داییجان ناپلئون درواقع یک دنکیشوت از نوع ایرانی است که خود را به جای یک شوالیه، همتراز ناپلئون میبیند. سعید نماینده جوانان ناپخته و سرد و گرم نچشیده است که از احساساتش پیروی میکند و سرانجام پایش را میخود و این وسط البته که یک آدم دنیادیده و باتجربه هم هست به اسم عمو اسدالله، که نقش مرشد و تکیهگاه و آدمِ عاقل داستان را بازی میکند. پزشکزاد در رمان دایی جان ناپلئون که سریال آن هم به دست ناصر تقوایی ساخته شد، روحیه حساس، غلبه احساسات بر عقل و برخی از صفات ناپسند دیگر مردم جامعه ایرانی را با زبان و بیانی شیرین نقد میکند.
دن کیشوت (۱): دن کیشوت رمانی اسپانیایی نوشتهی سروانتس است. دن کیشوت نجیبزادهای است که در دورانی که شوالیهگری (عیاری و پهلوانی قرون وسطایی) دیگر رونقی ندارد میخواهد بساط پهلوانی علم کند. قصد او این است که به اوهام و تخیلات خود، که در نتیجه شب و روز خواندن داستانهای پهلوانی در ذهن او خانه کرده است، صورت واقعیت بخشد. با آنکه توان آن ندارد که مگسی را از خود براند، زره میپوشد و کلاهخود بر سر میگذارد و زوبین در دست و شمشیر بر کمر بر اسبی ناتوانتر از خود سوار میشود و در جستجوی حوادث و ماجراهای پهلوانی سر به دشت و بیابان میگذارد. نویسنده بخش اول رمان را در زندان نگاشته است. این رمان شهرتی جهانی دارد و به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده است. بسیاری از نویسندگان آن را بهترین رمان تاریخ ادبیات میدانند که داستانش محدود به تاریخ یا قومیت خاصی نمیشود و هنوز که هنوز است خوانندگان زیادی دارد. تا کنون حدود ۵۰۰ میلیون نسخه از این رمان به فروش رفته است.
چگونه با پدرت آشنا شدم ؟ چگونه با پدرت آشنا شدم داستان طنز و نسبتا کمحجمی از مونا زارع است. در این داستان مونا زارع ماجرای زنی را تعریف میکند که یک روز صبح تصمیم میگیرد شوهر کند. برای همین راههای مختلفی را تجربه میکند. همه ماجرا را شخصیت اصلی داستان برای دخترش تعریف میکند. این کتاب یکی از متفاوتترین رمانهای عاشقانه ای است که در این یادداشت معرفی کردیم. چرا که تنها داستانی است که با چاشنی طنز روایت میشود. در ویدیو زیر معرفی کاملی از این رمان طنز و عاشقانه را میتوانید مشاهده کنید:
م+رگ در میزند مر+گ در می زند» مجموعهای از چند نمایشنامه، داستانکوتاه و مقاله نوشته وودی آلن(-۱۹۳۵) نمایشنامهنویس، فیلمنامهنویس و کارگردان مشهور آمریکایی است. عمده آثار آلن کمدی است. او برنده چهار اسکار شامل یک اسکار بهترین کارگردانی و سه اسکار بهترین فیلمنامه غیراقتباسی شده است. نمایشنامه «م+رگ در میزند» بازآفرینی طنز اثر «مهر هفتم» از مشهورترین فیلمهای اینگمار برگمن است که در آن تلاش دارد روایتی از دور زدن مر+گ را به تصویر بکشد. در این نمایشنامه م+رگ به سراغ نات آکرمن میانسال میرود و نات تلاش میکند تا با ترفندهایی بر مر+گ پیروز شود و زندگیاش را پس بگیرد
درست است که این کتاب از جمله کتابهای قبل انقلابی بوده و جدید نیست، اما به نوعی هم میتوانیم بگوییم جدید است. چرا که برای سالها این کتاب جزو کتاب های ممنوعه بوده و در ایران منتشر نمی شده. اگر هم عاشق خواندن این کتاب بودید، باید از کتابفروشیهای زیرزمینی و کنار خیابانی نسخه افست آن را پیدا میکردید و یا اینکه به هزار زحمت از کسی آن را قرض میگرفتید. سرانجام در مرداد ۱۳۹۹ این کتاب هم تجدید چاپ شد و همزمان با نسخهی چاپی، نسخهی الکترونیکی آن هم منتشر شد. ماشالله خان در دربار هارونالرشید کتاب طنزی است نوشته ایرج پزشکزاد، نویسنده رمان معروف دایی جان ناپلئون. ماجرای این کتاب دربارهی ماشالله خان، دربان بانک است که تحت تاثیر کتابهای تاریخی است و آرزو میکند در دوران هارونالرشید زندگی کند. روزی پیش مرتاضی میرود از او میخواهد که او روحش را به این دوران بفرستد و مرتاض هم چنین میکند. اگر طرفدار مهران مدیری و سریالهایش هستید، حتما نام سریال قهوه تلخ او را شنیدهاید و شاید هم آن را دیدهاید. خیلیها ایده اصلی قهوه تلخ را برگرفته از همین کتاب می دانستند.
یک روز دزدی با موهای وز کیف پول حمید را میدزدد. حمید هم سعی میکند دزد را پیدا کند! چرا؟ لابد فکر میکنید در کیف پولش کلی پول داشته. نه! در کیف پولش فقط یک کارت مترو بود و بس. اما حمید میخواست با دزد حرف بزند. اما دزد را پیدا نکرد. این فقط ماجرای یکی از داستانهای این کتاب است. در این کتاب طنز مجموعه داستانهای کوتاه طنزی را میتوانید بخوانید که کمی ارتباط بین همه آنها میتوانید پیدا کنید. داستانهایی که یکراست شما را میبرند سر اصل مطلب و خنده را روی لبتان میآورند
آلن کارسن، پیرمرد کنجکاو رمان «ماجرای پیرمرد صد سالهای که از پنجره فرار کرد و ناپدید شد»، تولد صد و یک سالگیش را در رمان طنز جدید «یوناس یوناسون» بر فراز اقیانوس آرام جشن میگیرد. یوناسون در رمان قبلی خود با ژانر طنز و محتوایی سیاسی-اجتماعی ما را با حوادث مربوط به قرن بیستم رو به رو کرد و حالا دوباره با شخصیت اصلی آن کتاب همراه شده تا با اتفاقهای سیاسی اخیر مواجه شود. آلن در صد و یک سالگی دستی در تجارت اورانیوم غنی شده دارد و با کیم جونگ-اون و دونالد ترامپ دیدار میکند. یوناسون، نویسندهی «دیگر ماجراهای اتفاقی مرد صد ساله»، در مقدمهی کتاب تأکید میکند به این مسئله آگاه است که کتابش دنیا را به جایی بهتر تبدیل نخواهد کرد، اما همچنان امیدوار است با یادآوری این رویدادها به همه یادآوری کند اشتباهات گذشته را مرتکب نشوند. او در این کتاب با حفظ احترام شخصیت انسانی برخی شخصیتهای سیاسی، کمی آنها را دست میاندازد. «دوست دارم به همهی این صاحبان قدرت بگویم متأسفم؛ با آن کنار بیایید. میتوانست بدتر باشد؛ اگر باشد چه»؟
چرتوپیا:تاریخ زوال یک اتوپیا به روایت سباستون میکلانکوس آیدین سیار سریع» در تعطیلات نوروز ۹۷ کتاب «چرتوپیا» را به صورت سریالی داستانی با همکاری طاقچه منتشر کرد. او به تازگی با همکاری نشر چشمه تغییراتی در این رمان طنز جدید به وجود آورده و دوباره به چاپ رسانده است. چرتوپیا مدینهی فاضلهای است که در سال ۲۰۰۹ و پس از عبور یونان از بحران اقتصادی تأسیس میشود. در وضعیت ناآرام سیاسی این کشور، عدهای از اشراف پیشنهاد تأسیس یک آرمان شهر را با دولت مطرح میکنند که بر اساس تفکر افلاطونی اداره میشود، اما دولت این ایده را نمیپذیرد. پس خود اشراف دست به کار میشوند و در جزیرهی چِرت که از جزیرهی کِرت در دریای مدیترانه الهام گرفته شده، چرتوپیا را تأسیس میکنند و فیلسوفشاهی با نام «گذالفون» آن را اداره میکند. اگر به خاطر داشته باشید سر در آکادمی آتن، نوشته شده بود: «هرکس هندسه نمیداند وارد نشود»؛ اما برای ورود به چرتوپیا تنها کافی است نحوهی محاسبهی مساحت مربع را بلد باشید. این همگن سازی ساختارها با طنز ویژهی آیدین سیار سریع، کنایهای شوخ و فلسفی است به جامعهای که رویای تبدیل شدن به آرمان شهر دارد، اما با نحوهی عملکردش و حماقت خاص در ایدهپردازیهایش با سرعت از این خیال و رویا دور میشود.
خداحافظ برای همیشه و ممنون بابت اونهمه ماهی (راهنمای کهکشان برای اتواستاپزنها، جلد چهارم): مجموعهی پنج جلدی «راهنمای کهکشان برای اتواستاپ زنها» معروفترین اثر «داگلاس آدامز» نویسندهی شناخته شدهی انگلیسی است. این مجموعه یکی از مطرحترین رمانهای پست مدرن جهان است که با طنزی بسیار ویژه نوشته شده و حوادث آن در فضایی علمی تخیلی روی میدهند. در این پنج جلد روایتی فانتزی از سفرهای بین کهکشانی آرتور دنت را میخوانیم. آرتور در جلد نخست با نابودی کرهی زمین مواجه میشود اما میتواند با کمک دوستش از زمین فرار کند و با یک سفینه به نقاط مختلف کائنات برود. در چهار جلد دیگر هر بار با ماجراهایی روبهرو میشود که آدامز با طنز زبانی خاص خود آنها را روایت میکند و مفاهیمی از زندگی و زیباییش را به ما یادآوری میکند. «خداحافط برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی»، چهارمین جلد این مجموعه است. آرتور در این کتاب دوباره به زمین باز میگردد و با تناقضی رو بهرو میشود؛ او که در آغاز سفر خود در جلد اول، دیده بود سفینههای وگونها برای احداث بزرگراهی بین کهکشانی کرهی زمین را نابود میکنند، حالا دوباره با زمین مواجه میشود که هنوز وجود دارد. آرتو دختری زمینی را ملاقات میکند که او را در حل کردن این معما همراهی میکند. اما در این جلد، میخوانیم که دلفینها برای همیشه زمین را ترک کردهاند. «خداحافط برای همیشه و ممنون بابت اون همه ماهی» آخرین پیام آنها است برای کرهی زمین.
کالیپسو: دیوید سداریس» را با طنز ویژهاش و البته غم پنهان پشت آن میشناسیم. حالا او در «کالیپسو» بیشتر از گذشته ما را متأثر میکند. این رمان طنز جدید، مجموعهی داستانهای طنز نویسندهی آمریکایی است که به انتخاب مخاطبان سایت گودریدز، دومین اثر طنز سال ۲۰۱۸ شناخته شد. سداریس این بار به سراغ مرگ رفته است و با تأکیدی بیشتر بر واقعیت آن، هم طنز محکمتری دارد و هم تراژدی سنگینتری. دونالد ترامپ نامی است که در این کتاب بارها به آن اشاره میشود و تأثیرات این نام به طرز شگفت آوری دست مایهی طنز سداریس میشود. «روز قبل از رسیدن ما به ساحل، آگهی ترحیم تیفانی توی روزنامهی نیوزاند آبزرور شهر رالی منتشر شده بود. آگهی توسط گریچن تنظیم شده بود و اعلام میداشت که خواهر عزیزمان در نهایت آرامش در خانهی خودش دار فانی را وداع گفته. آگهی به خواننده القا میکرد که مرحوم خیلی پیر بوده و یک خانه هم داشته. ولی خب چه کار میشد کرد؟ مردم داشتند روی وبسایت روزنامه در جواب این آگهی پاسخ مینوشتند و این وسط یک بابایی هم نوشته بود که تیفانی معمولا میرفته به مغازهی فیلم فروشی سامرویل که درش مشغول به کار بوده. از قرار یک بار که عینک این آقای فیلمفروش شکسته بوده، تیفانی عینکی را که حین گشتن دنبال مواد لازم برای خلق اثر هنری توی سطل زبالهی مردم پیدا کرده بوده بهش هدیه میدهد. آقا این را هم نوشته بود که تیفانی علاوه بر عینک، یک جلد مجلهی پلیبوی چاپ سال ۱۹۶۰ هم بهش داده بوده که یک عکس داخلش داشته با عنوان «مجموعهی نفیس شهوانی».
امید هرگز نمیمیرد این رمان طنز جدید شاید شوخی بامزهی «اندرو شافر» با دنیا باشد. در رمان «امید هرگز نمیمیرد»، باراک اوباما و جو بایدن، معاون اولش، دست به حل سلسله معماهای جنایی میزنند. شخصیتهایی که به شرلوک هولمز و واتسون تشبیه شدهاند اما بسیار نزدیک به شخصیتهای واقعی خودشان باقی میمانند. با مرگ دوست جو بایدن در یک تصادف مشکوک، او با معمایی پیچیده رو به رو میشود که برای حل آن به سراغ دوست معتمدش یعنی باراک اوباما میرود. اوباما که در دنیای واقعی به تیزهوشی معروف است، این زوج کارآگاه را به یکی از قویترین گروههای کارآگاهی داستانها تبدیل میکند. آنها در کشاکش این رمان به نیرویی نزدیک میشوند که عملیات قاچاق مواد مخدر آمریکا را در دست دارد.
آبنبات دارچینی آبنبات دارچینی ادامهی کتاب آبنبات هلدار است. مهرداد صدقی در این مجموعه داستان طنزی را از زبان یک کودک بجنوردی روایت میکند. محسن فرزند کوچک یک خانواده پنج نفری است. قسمت اول این مجموعه یعنی ابنبات هلدار در سالهای جنگ میگذرد و مهرداد صدقی ماجراهایی را که برای خانوادههای پشت جبهه اتفاق میافتد، با زبانی طنز روایت میکند. آبنبات دارچینی در سالهای ۷۲ تا ۷۴ اتفاق میافتد. در آبنبات دارچینی همراه محسن و لهجهی شیرین بجنوردی و ماجراهای بامزهاش میشویم. در قسمتی از کتاب میخوانیم: