
فقطیداستانکوتاه؟ امیدوارمبعدازخوندشبتونیدتصمیمایبهتریبگیرید
منتمامزندگیمروصرفدنبالکردنلحظاتشببودموسرگردانبسمترویاهاممیرم. میپرسیچراشبانمیخابم؟ نهمنفقطنمیتونمازفکرکردنبهاینکهدیگهقرارنیستکلمهدوستدارموازهیچکدوممونبههمدیگهبشنومبغضممیگیره.. اونهمهخاطرهنمیتونهفقطیقصهبیسروتهباشهکشخصیتاشهرکدومپیزندگیخودشونباشن.. پسکیقرارهمالمنبشی؟)) خستهشدمازمالبقیهبودنت کیقرارهپیرهنمعطرتوروبهخودشبگیره
گاهیاحساسمیکنمکهشایدبهیچجاییتعلقندارم گاهیاحساسمیکنممرگهم، مرادوستندارد احساسزیادیمیکنم احساسگمشدگی، احساستنفر،خستگی،مچالگی... گاهیهمبهاینفکرمیکنمکهاصلاتاکیباید احساسکنم؟
یادمهوقتیتویبارونداشتیمارومقدممیزدیمخیلیخوشحالبودموباذوققطرههایبارونوتماشامیکردم یهوازمازمپرسید دوسشداری؟! ومنفقطیجوابواسهاینسوالشداشتم؛ «منهرچیزیکمربوطبهتوباشهرودوستدارم!»
سرده.. اینباربجایابرچشاممیباریدن. بالشتبهمگفت گریهنکناوناشکافقطصورتتوخیسمیکنن. وقتیافتابغروبکنه،هواتاریکمیشهاماهنوزملامپایزیادیهستنکشهروروشننگهمیدارن.. اینکهمیخامبشنومتولینمیتونمحرفبزنمونمیدونمچجوریتوضیحبدمچوننمیتونمونیستماونکسیکشایدحرفاشوبهابدی.. ستارههاارومارومتویاسموننمایانشدنو.شروعبهدرخشیدنکردن داشتمبهاینفکمیکردمکهاسمونستارهداره،ولیتوخودماهی
اونهمیشهساعتستبرامقلبمیفرستادچیزیکهاولمالکششدوسپسنابودشکردهمانندشیطانیکهزمزمهمیکرد...خوبفکرکن،بدونشهممیتونیزندگیکنی؟ اونموقعجوابیبراشنداشتماماالان.. الانمتوجهشدممنبدونقلبمدیگهزندگینمیکنم.منفقطزندم! قلبمدستتوعه.دستدرخششچشایمشکیت...لبایخوشحالتوصورتیرنگت... موهایموجدارقهوهایت ازشخوبمواظبتکنخب؟قلبمدیگهپیش خودمنیست تایمروتقدیمتومیکنم..تقدیمتو، دیوانهیپرستیدنیمن!
مترسک؟سلام ایناواخراحساسمیکنمتویزندگیمشبیهتوشدم؛درستمثلتوکهامشباینجایی،دیشبمبودیوهمینطورشبقبلترش.. تمامزندگیمهمیننقطهاییبودمکهالانهستمودقیقاشبیهتوکهوقتیکلاغابهتحملهمیکنن،همچنانلبخندرویچهرتمونده.... منهمهمیشهلبخندمرونگهداشتم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (0)