داستان ته ته و شما مخصوص ارمی های عزیز❤
یک روز خوب بود و شما ارمی عزیز برای کنسرت بی تی اس خودت اماده می کردی ( تو ارایشگر مخصوص بی تی اس بودی)❤ صبحانه خوردی از مامانت خداحافظی کردی رفتی خرید لباس
(عکس لباسی که می خری این زیر هست) خرید می کنی گردنبند خاصی می خری و میری خودت اماده می کنی وقتی رسیدی محل کنسرت همه بهت خیری میشن کمی خجالت می کشی زیر لب می خندی و وسایل خودت را برای میکاپ اماده می کنی
حمایت کنید❤
بعد از کنسرت خسته می شی تهیونگ به خاطر میکاپ امروز ازت تشکر می کنه و با اشتیاق ازت می خواد باهاش یه عکس یادگاری بگیری تو هم خوشحال می شی ولی نشان نمیدی
با خوشحالی بر می گردی خونه ولو می شی رو تختت و ذوق مرگ میشی( خوش به حال تو😍) فردا برای تست اموزشی میکاپ برای مدرک حرفه ای می ری و یادت میاد و داد می زنی وااای مدل ندارم با ترس و دلهره زنگ می زنی به دوستات ازشون خواهش می کنی که مدلت شن ولی هر کدوم بنا به دلایلی رد می کنن خسته میری در کمپانی بیگ هیت تا از دوست ارایشگرت خواهش کنی چشم تو چشم میشی با تهیونگ از قیافیه ات که معلومه سوال پیچت می کنه تو هم همه چیز را میگی تا این که پیشنهاد جالبی میده و میگه.... تو تهیونگ را به عنوان مدل معرفی می کنی شانست تو حلقم😂
همه از حسودی اب میشن اخرم می بینی همه تلاش های که کردی جواب داده قبول شدی ( اگه نمی شدی تعجب بود با اون قیافه ناناز تهیونگ) پارت بعدی را بعدا می زارم خیلی زحمت کشیدم لایک و کامنت یادتون نره لطفا منو به دیگران معرفی کنید ممنون میشم دلگرمی من هستین❤
برای ارزو دیر نیست😇
ما اگه از این شانسا داشتیم الان عضو هشتم بودیم😐🖐🏻🥲