

خاک*سپاری دامبلدور که تو کتاب خیلی خیلی با شکوه بود خیلی خیلی خوب توصیفش کرده بود جی کی رولینگ من گریه های هرماینی و جینی رو در وجودم حس کردم ای کاش تو فیلم بود امید وارم تو سریال باشه

دعوای لوپین و هری که تو خانه ی بلک بود و وقتی بود که لوپین اومد به کمکشون و گفت ازشون محافظت می کنه بدون این که کارشون رو بدونه و هری بزدل صداش کرد هر چند خیلی از هری بدم اومد اون لحظه ولی باید تو فیلم می بود

خبر به دنیا اومدن تو لوپین که تو خونه ی فلور و بیل بهشون رسید و اینجوری بود که لوپین با شدت در رو باز می کنه و می افته زمین همه می ترسد بعدش بلند می شه می ره بغل بیل بعد یهو می زنم زیر گریه از خوشحالی و خبرو می گه بعدش می ره بغل هری و بهش می گه از سیروس خوب پدر خوانده بودن رو یاد گرفتی هری می گه چطور و لوپین می گه پدرخوانده ی تد بشه هری هم یه ذره گریه می کنه که زود بخشیدتش و قبول می کنه لوپین هم دوباره کلی گریه می کنه خوشحال بوده چون گرگینه نبوده بعد هم آنقدر گریه می کنه که نمی تونه غیب و ظاهر سه و بیل می رسونتش خونه

مر*گ پیتر پتی گرو که تو عمارت مالفویه اینجوریه که پتی گرو می ره که در زندان رو برا یه کاری باز کنه هری و رون بهش حم*له می کنن پیتر داره هری رو خ*فه می کنه که هری می گه تو به من مدیونی و دست پتی گرو شروع می کنه به خ*به کردن خودش هرچی هری و رون تلاش می کنن دسته رو جدا کنن نمی تونن که نمی تونن و پیتر پتی گرو می*میره

تولد هری که تو قسمت یادگاران مرگ بود و اینجوری بود که خانم ویزلی کلی تدارک می بینه و لوپین و تانکس و هاگرید رو دعوت می کنه هاگرید به هری یه کیف گردنی می ده از اینا که خیلی خیلی جا داره ولی کوچیک نشون داده می شه ویزلی ها بهش ساعت طلا می دن ( طبق رسم )و رون بهش یه کتاب می ده که اسمش رو یادم نیست و هرمانی هم بهش یه دشمن یاب می ده لوپین و تانکس هم یادم نمی آید چی دادن بعدش هم وسط تولد وزیر سحر و جادو می آید که ارثیه های دامبلدور رو بده و لوپین و تانکس فرار می کنند چون وزارت خونه رو گرگینه ها حساسه

رادیویی که روم کوش می داد یه رادیو ی محفلی بود که اون گزارش گر کوییدیچه ( مشالا یادم نی اسمش رو ) لوپین ، اون وزارت خونه ایه و فرد و جرج گویندگانی بودند و هر شب برای گوش دادنش یه رمز می خواستن در صورتی که تو فیلم فقط اسم مرده ها رو می گفتن که خیلی چرت بود
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالیییی بود
توی جام آتش بعد اینکه سدریک میمیره و هری برمی گرده سیریوس به صورت سگ میاد پیش هری و مراقبشه هم جالب بود ولی تو فیلم نبود
خیلی جالب بود اسم اون گزارشگر کوییدیچ لی جردن بود کتاب رون هم بود دوازده "روش خطا ناپذیر برای جلب ساحره ها😁"
وای من موقع ساختن این پسته مغزم پاک پاک پاک شده بود 😂😂
تو یه پاترهد واقعی هستی!
میسیییییییی
😊😊
بک می دی لطفا.
اوهوم
ممنون
خواهش می کنم ، کاری نکردم ☺️
فدات😊😊
كلاس هاى هاگواتز شروع شد امروز ساعت سه و نيم با بانو تاكارا تو نظرسنجيش معجون سازى داريد
فقط اینا نبود....
مثلا تو کتاب آخر یادگاران مرگ خاطرات اسنیپ خیلییییی مفصل تر از فیلمه...و تازه صحبت های بچه های هری باهم تو آخرکتاب بود...
من چیز های رو گفتم که کلا در موردشون صحبت نشد نه چیز های که کم صحبت شد
آها بله درسته😁
به نظر من این تستم می تونست بهتر باشه ولی هرچی فکر می کردم هیچی به ذهنم نمی رسید 😂😂
😂😁
به نظر من نبود بد عنق خیلی بد بود چون اون شخصیت خیلی جالبی بود
و اینکه اتفاقات توی میدا گرمولد رو حذف کردن خیلی ناراحتم کرد چون اون تیکه هارو خیلی دوست داشتم
اوهوم موافقم
اسم رادیو پاتر بان بود و اسم یارو وزات خونه ایه کینگزلی شکلبوت اون گزازشگره هم اسمش لی جردن بود
آخه اه مرسی گفتی
می مردی اسم پسره لوپین رو زودتر می ذاشتی؟
الان من داستانمو چیکار کنم؟
اسمشو گذاشتم جاناتان
بعد تد؟
ایییییی خدااااااااااااااااا
بدبخت شدم
تو فیلم هم گفت کههههه
تد ریموس لوپین اینه کاملشه
تو اون تیکه که تانکس میاد پیش لوپین لوپین داد می زند تد بهت نیاز داره نمی خواهد تو بجنگیم و بعد یهو دوتایی میمیرم😭😭😭😭😭
عه من دوبله فارسی دیدم سانسور شده
الان چه خاکی تو سرم بریزم؟
اولای فیلم شاهزاده ی دو رگه لونا هری رو نجات میده وقتی دراکو خشکش کرده بود و شنل انداخته بود روش ولی تو کتاب تانکس نجاتش میده.
اره دقیقا
👍👍👍
مرسی دنیا جونم
❤