𝑯𝒊𝒏𝒂𝒕𝒂'𝒔 𝒃𝒊𝒐
اگه بخوام خودمو توی چند جمله معرفی کنم، احتمالاً از چیزهایی شروع میکنم که بیشتر از همه من رو خوشحال میکنن؛ از آدمهایی که حضورشون برام مهمه، از داستانهایی که من رو با خودشون میبرن و از لحظههای سادهای که شاید معمولی باشن، اما برای من معنی خاصی دارن.
آدم آرومی هستم، اما این به معنی ساکت بودن همیشگی نیست. میانگرا هستم؛ بعضی وقتها از بودن کنار آدمها لذت میبرم و بعضی وقتها ترجیح میدم توی دنیای خودم باشم. احساسات برام اهمیت زیادی دارن و به همین دلیل چیزهای کوچیک میتونن تأثیر بزرگی روی من بذارن. یک آهنگ، یک جمله یا حتی یک رفتار ساده از طرف یک آدم ممکنه مدتها تو ذهنم بمونه.
آدمایی رو خیلی دوست دارم که خودشون سراغم رو میگیرن؛ مثلاً زنگ میزنن، زود جواب میدن یا وقتی پیام میدم زود آنلاین میشن. شاید چیزای کوچیکی باشن، اما برای من معنی زیادی دارن. دوست دارم بدونم کسی بدون اینکه مجبور باشم همیشه خودم شروعکنندهی حرف زدن باشم، کسی دلش میخواد با من صحبت کنه؟ فکر میکنم بیشتر از خودِ پیام یا تماس، حسِ توجه و اهمیتی که پشتش برام ارزش داره.
انیمه برای من فقط یک سرگرمی نیست؛ یکی از چیزهاییه که میتونه چند ساعت منو از فضای واقعی جدا کنه. Attack on Titan، Fullmetal Alchemist: Brotherhood و My Hero Academia بین انیمههایی که دیدهم، جای خاصی دارن و مورد علاقههامن.
یکی از چیزهایی که توی داستانها برام جذابه ، کاراکترها هستن. دوست دارم شخصیتشون رو بشناسم و رفتارها، احساسات و تصمیمهاشون رو درک کنم. هیناتا، ایتاچی و دابی، یا همون تویا، از کاراکترهای موردعلاقهم هستن. هیناتا برام جالبتره چون بعضی ویژگیهای شخصیتیش رو توی خودم هم میبینم.
موسیقی تقریبا همیشه یک جایی از روزم وجود داره. بعضی آهنگها رو فقط به خاطر خودشون دوست ندارم؛ بعضی وقتها حسی که با خودشون میارن باعث میشه دوباره و دوباره سراغشون برم. سلنا گومز و بیلی آیلیش از خوانندههایی هستن که بیشتر از بقیه گوش میدم.
غذاهای تند رو خیلی دوست دارم؛ هرچقدر تندتر، بهتر. شاید عجیب باشه، ولی تندیِ غذا خودش میتونه برام یه جور لذت باشه. یکی دیگه از چیزهایی که واقعاً دوست دارم، بیدار موندن تا صبحه. وقتی همهچیز آرومتر میشه و انگار زمان یکم بیشتر برای خود آدمه، شبها برام حس متفاوتی دارن.
اگر بخوام حالوهوای موردعلاقهم رو توی یک تصویر خلاصه کنم، احتمالاً یک شهر توی شب باشه؛ چراغهای روشن و آسمونی با رنگهای آبی. تقریباً همهی طیفهای آبی رو دوست دارم و شب رو بیشتر از روز. شاید چون توی شب همهچیز یکم متفاوت به نظر میرسه؛ شهر، نورها، آسمان و حتی فکرهای خود آدم.
با ریاضی، فیزیک و کلاً چیزهایی که زیادی به محاسبه و عدد و رقم مربوط میشن، چندان کنار نمیام. کیدراما هم از چیزهایی نیست که باهاش ارتباط بگیرم؛ معمولاً ترجیح میدم سراغ انیمه یا فیلم برم. از رنگ های جیغ، آهنگ های فانک، ادمایی که بهم توهین میکنن و بعد میگن منظوری نداشتم یا شوخی کردم، قارچ و بادمجون هم بدم میاد؛
این دختر ناناز متعلق به بنده میباشد 😭🌷🧚🏻♀
هیناتا ماینهههه
چقد نازی شمااا
هیناتا🛐🛐🛐🛐🛐🛐
♥♥♥♥♥♥♥