سلامممم من برگشتمممم شوت شید ادامه
با سردرد خفیفی از خواب بیدار میشم.عجیبه!من کجام؟ چرا دنیس شدم؟چرا توی انبه آباد هستم؟عجیبه واقعا عجیب...وایسا!الان یادم اومد!چند ساعت یا شاید هم چند دقیقه پیش!همه چیز مثل خلاصه یک فیلم از جلوی چشمم میگذره.کوتاه کردن موهام،رفتن به سخنرانی،در+-وغ پدر،افشا شدن حقیقت(دیگه خودتون فهمیدید)برای بقیه،و فرار کردنم آره اینا..آیییی بازوم!آره اینم باید اضافه کنم زخم بازوم که توسط عَموم یعنی موجانگ انجام شد،فقط یه سوال باقی میمونه...من چند ساعت بیهوش بودم؟نمیدونم ولی فکر کنم خیلی بیهوش نبودم چون هنوز شبه.صدای خروپف آرومی رو بغل گوشم میشنوم،و صدای کسی نیست جز بچه!...کسی که زیر بارون پیدام کرد و آوردم اینجا،تا جایی که یادمه توی بغلش بیهوش شدم و اون الان خوابه؛چه خواب عمیقی هم رفته.آروم جوری که بیدار نشه بلند میشم،روبهروش وایمیستم.واقعا معصوم خوابیده! دلم نمیاد اینجا ولش کنم ولی مجبورم چون اونم به اینجا تعلق داره،پس نزدیکش میشم پیشونیم رو روی پیشونیش میذارم:«مرسی...بابت نجاتم!» اینو خیلی آروم گفتم و رفتم.
بارون بند اومده و شهر الان خلوت و ساکت بود که خب طبیعیه چون دیگه پلیر ها از سرور لفت داده بودن.سکسکه ناخودآگاهی کردم و تبدیل به خودم شدم،دستم رو روی زخم بازوم که یکم سوزن سوزن میشد گذاشتم.نمیدونم داشتم کجا میرفتم فقط رفتم...نعلتی!من واقعا این کارو کردم؟من..بهشون گفتم نقص کد دارم؟وااااای حالا با استیو چیکار کنم؟منو میبخشه؟اگه برگردم چه واکنشی نشون میده؟سرم پر از این سوالات بی جواب بود،کاش..کاش میشد یکی پیدا بشه و به این سوالا جواب بده.به خودم اومدم و دیدم از پاتوق همیشگیم توی انبه آباد سر در آوردم،جایی که معمولا وقتی انبه خیلی اذیتم میکرد یا طبق معمول اون جمله«خب دیگه وقتشه اسم واقعیت رو بهمون بگی»رو میگفت میومدم،مکانش شبیه یه پرتگاه بود ولی خیلی کم ارتفاع.از زیرش رودخونه ای رد میشه و چند تا ماهی هم توش زندگی میکنن.آهی میکشم و به ماه رو به روم نگاه میکنم،معمولا وقتی اینجا بودم با ماه درد و دل میکردم و باهاش حرف میزدم.تو همین افکار بودم که صدای پارس شنیدم که خب طبیعی بود،چون اینجا چندتا گرگ هم هستن که اون زمان من باهاشون رفیق.... ناگهان شبح پشمالویی از پشت سر میپره روی من و شروع به لیس زدن صورتم میکنه،کسی نبود جز...دنیس!با تعجب و ته مایه خوشحالی میگم:«دنیس!»از روم بلند میشه و در حالی که زبونش از گوشه دهنش آویزونه بهم نگاه میکنه،وایمیستم:«اینجا چیکار میکنی؟»ناگهان صدایی آشنا به گوشم میخوره:«اوه..پسر خوب!میدونستم پیداش میکنی!»سرمو به سمت صدا برمیگردونم و با پدرم مواجه میشم،معلومه مسافت زیادی رو دویده تا به دنیس برسه چون نفس نفس میزد.
اخم میکنم ولی اون خوشحاله. هه! اگه منم عزیز ترین کسمو گم و دوباره پیداش میکردم خوشحال میشدم.روی یه زانو میشینم و پشت گوش دنیس رو میخارونم انگار که نه انگار پدرم اونجاست.پدر نفسش رو بیرون میده:«من موندم تو چجوری زیر این بارون دووم آوردی؟»شونه بالا میندازم:«یکی نجاتم داد.» حتی بهش نگاه هم نمیکنم:«اِه اگه راست میگی کی؟» دست از سر دنیس برمیدارم و آروم بلند میشم، صدای آب رودخونه پایین پام تنها صدایی هستش که شنیده میشد.پدر که ظاهراً تازه متوجه کاری که کرده بود شده با ناراحتی میگه:«تو...هنوز ازم ناراحتی؟»بازوی زخمیم رو اسیر دستم میکنم،پدر آه میکشه:«بخدا نمیخواستم بهت دروغ بگم الکسی!تو که میدونی چقدر برام عزیزی!»بیشتر از قبل عصبانی میشم:«آدم به عزیز ترین کسش دروغ میگه؟»پدر انگار که بخواد حرف بزنه دهنش رو باز میکنه اما صدایی ازش در نمیاد منم بحث کردن رو به سکوت ترجیح میدم.چند ثانیه جفتمون در سکوت به آسمون نگاه میکنیم،بالاخره این سکوت توسط پدر شکسته میشه:«یادته...بچه بودی برات یه آهنگ میخوندم؟»انگار صداش از زمان های قدیم میاد؛نق میزنم:«پدر!من دیگه ۱۹سالمه!»پدر شونه بالا میندازه:«۱۹سالت باشه.تو همیشه برای من همون دختر کوچولوی ۶ساله باقی میمونی.»اینو بی اعتنا و پدرانه میگه،زیر لب ادامه میده:«اون موقع...هیچی نمی فهمیدی ولی...اگه الان برات بخونم میفهمی؟»خب..انگار چاره جز موافقت ندارم:«بخون!»پدر گلوشو صاف میکنه و درست با همون لحنی که بچگی برام میخوند آواز روی لباش جاری میشه I've seen it all a thousand times Falling down I'm still alive, am I? Am I? So hard to breathe when the water's high No need to swim I'll learn to fly, so high, so high You find the truth in a child's eyes When the only limit is the sky Living proof I see myself in you When walls starts to close in Your heart is frozen over Just show 'em what you're made of When sun light is fading The world will be waiting for you Just show 'em what you're made of Gloves are off, ready to fight Like a lion I will survive. Will I? Will I? You gotta stand for something Even if you stand alone, don't be afraid It's gonna be alright You find the truth in a child's eyes When the only limit is the sky (woo, woo, woo) Living proof I see my self in you
(آقا کل متن آهنگ همین بود و بالاخره الکس خانم با پدرش آشتی میکنه)پدرم محکم بغلم میکنه:«اشتی میکنی؟» با اینکه باهاش آشتی کردم ولی به شوخی میگم:«بذار...فکرامو بکنم بهت میگم!»پدر ناله میکنه:«لکسی!!» میخندم:«آره آره آشتی کردم!!»خودمو تو بغلش جا میدم آخیی چقدر خو... ناگهان صدایی باعث میشه بدجور بترسم:«دیدیددد؟؟دیدید گفتم پیدا میشه؟؟»و اون کسی نبود جز...تکنوبلید! که جیغ زنان بالا و پایین میپره و پشت سرش بقیه میان.نور با سرعت میدوه سمتم و محکم بغلم میکنه:«واییییی دختر!آخه تو چقدر بی فکری؟؟دل من هزار راه رفت!! دیگه اینجوری غیب نشو!!(و بعد گفتن این حرف سیلی آرومی به الکس میزنه) در حالی که سعی میکنم از شدت سفت بغل کردن نور خفه نشم میگم:«ب..باشه..خفه شد»دیدمش!راسل پشت کمرش رو گرفته بود معلومه حالش بده،آروم نور رو کنار میزنم و به اون دوتا آمیتیس نگاه میکنم اونم با دیدن من همینجوری میشه و با تعجب بهم زل میزنه انگار میخواد از زبون خودم بشنوه که داشتم باهاش شوخی میکردم و واقعا نقص کد ندارم،ولی...حقیقت همینه و اون درست شنیده.بالاخره به سمت خونه راه میوفتیم.توی راه کسی حرفی نزد البته به جز پدر و عمو موجانگ که داشتن با هم بحث میکردن،طبق معمول.بهش نگاه میکنم:«فکر کنم دیگه هرگز منو نمییخشه!»نور که کنارم راه میره میگه:«شاید ببخشه...شاید هم نبخشه!به هر حال حقیقتیه که چند سال بهش نگفتی ولی اون میبخشتت!چون قاشقته!»سنگی رو با پام به کناری پرت میکنم:«این چه قدر شقیه وقتی من همش دارم ناراحتش میکنم؟حق داره باهام قهر کنه!»
ددر حال خوندن گلیچ ۴ از بی کاری چون گلیچ ۵ هنوز منتشر نشده:
در حال فسیل شدن سر گلیچ ۵....
چیکار کنممممم
ناظر با من مشکل دارههه اینقدر صف بررسی نگهش میداره که کلا آدم پشیمون میشه
پشیمون بشی از زندگی پشیمونت_
چیز یعنی نه بابا_
اندکی صبر کن تو بلاگ بگو ناظر داریم یا نداریم
در انتضار پارت ۵....
"فسیل شدممم💀☠"
فسیل شوید بندگان خدا چون هنوز ظاهرا نمیخواد بیاد 😁
الاهمالمنتشرالناظر😦✅
آفریــــــــن 👏🏻👏🏻
آهنگش چه جالب بود🙂
ممنون😊
باریکاللههه😭😭😭😭❤
بابادسخوش!😭❤
فقط یکم این پارت کم بو_🤓
کم بود؟🤔
دستم شکست تا نوشتمش
نه خدایی این پارت کم بود🤡
حالا دستت درد نکنه بیا دستتو ماچ کنم خوب شه🗣🎀