این سفر دو هفته پیش اتفاق افتاد و من تصمیم گرفتم براتون اتفاقات رو شرح بدم.
کاور... شاید با کیفیت اصلی...؟
ماجرای سفر از اونجا شروع شد که دوشنبه شب مادر گرامی خیلی رندوم برگشت گفت برای فردا بلیت گرفتم پاشین لباساتونو جمع کنید بریم لاهیجان. و بماند که بعد کلی دنگ و فنگ ساعت ۶ صبح منِ مظلوم رو بیدار کردن گفتن آماده شو بریم بعد خودشون گرفتن خوابیدن- بلاخره حدودای ساعت ۸ سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم. توی راه متوجه چندتا چیز شدم: ۱.خوراکی ای که گذاشته بودم برای روز مبادا رو خواهر بیتربیتم خورد. ۲.درخت ها وقتی گوشیت آنتن خیلی جالب میشن! ۳.مهم نیست چند سال بگذره، حالت تهوع توی ماشین همیشه هست. (انگار تا حالا سوار است میشدم و بار اولمه ماشین میبینم-)
تقریبا ساعت ۱۲:۳۰ رسیدیم به جای مورد نظر. اینکه سقف هتلش با شیشه های رنگی تزیین شده بود و یه حس و حال قدیمی طور داشت باعث شد بیشتر به محیط اعتماد کنم. بهمون گفتن کمی زمان میبره تا اتاق آماده بشه، بنابراین رفتیم تو سالن برای ناهار. (ناهارش انقد خوشمزه بود که یادم رفت عکس بگیرم، از گل ها لذت ببرید☕️) یک ساعت بعد توی یه اتاق بیرون هتل بودیم. درسته ظهر زیر نور خورشید همه چیز داشت ذوب میشد، اما به طور عجیبی داخلش سرد بود. و این سرما وقتی مزه میداد که میدونستم اونجا قرار نیست یه رتیل پنج کیلویی بیاد رو صورتم؛ برای همین تصمیم گرفتم به یه خواب زمستونی برم!
گوشیم رو زده بودم به شارژر، دو ساعت بعد دیدم از ۲۹ درصد شده ۳ درصد- هعییی.. ساعت ۱۷ راه افتادیم به سمت شهربازی، چون طبق تحقیقات مامانم تلکابین داشتن! نمیدونم چرا هر وقت میرم این جور جاها عصبی میشم... اون روز هم همینطور بود؛ با اینکه خیلی تلاش کردم سکوت کنم ولی حتی صدای نفس کشیدن آدم ها هم اعصابم رو خرد میکرد؛ حتی سکوتی که توی تلکابین برقرار بود هم دوست نداشتم... بیاید از گله و شکایت های اینجانب بگذریم.. بعد از پیاده شدن یه مغازه به چشممون خورد که نوشته بود: کوکی داغ ما هم از سر کنجکاوی رفتیم ببینیم چیه. کوکی داغشون با وجود اینکه کوکی نبود و کلوچه بود؛ اما خیلی خوشمزه درست شده بود!
خورشید داشت غروب میکرد که تصمیم گرفتیم یه چیزی بخوریم. اون وقت بود که متوجه شدم تلکابینه مارو یه جای دیگه برده بود- (حس جهتیابیم مال دوران دایناسور هاست) حدودای ساعت ۱۸ به یه بستنی فروشی با یه اسم عجیب غریب رسیدیم. طعم کیک و بستنی و فالوده هاش غیر قابل وصف بود؛ فقط میتونم بگم تمام چیز هایی که درست میکنن خوشمزگی خاص خودش رو داره🛐
چه گلای خوشگلییییی🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐
بنده یه رگه ام لاهیجانیههه😭💪🏻
لاهیجان کلا قشنگه