داری کتاب یه دختر به نام آیومی رو باز میکنی♡ببین اون قصش چجوریه؟ کیه؟
در سال های دور در شهر کرمان و در یکی از روزهای بارونی پاییز در تاریخ 1393/07/24 دختری به نام ریحانه چشم به جهان گشود.بیشتر وقتها مردم اون رو با اسم های آیومی/آیی/می/ریحون/ریی و... میشناختن. به دلایلی مجبور شد که بعد از به دنیا اومدن به شهر بافت یعنی یکی از شهرای کرمان نقل مکان کنه🌚. برو اسلاید بعد تا بیشتر براتون از این دخترک تعریف کنم💙
خب داشتم میگفتم. این دختر قصه ی ما دختری قد بلند و لاغره که خیلی شبیه باباشه🌟موهای بلند و موج دار و خرمایی داره که زیر نور خورشید مثل گندم توی گندم زار میدرخشن🦋پوست تقریبا سفیدی که داره مورد تحسین تمام خانوادشه.چشماش قهوه ایه و لباش مثل غنچه ایه که تازه داره باز میشه🧸و با ابرو های پر پشت و چشمای بادومی کشیدش هنر نمایی میکنه🐾
شخصیتش چجوریه؟ به نظرتون مثل مافیا های توی فیکشن هاس؟ یا مثل یه فرشتس؟ اون هیچکدوم ازینا نیست. شخصیت خاص خودشو داره. خیلی خیلی خیلی مهربون و دلسوزه. در این حد بهتون بگم که وقتی یه شخصیت توی یه فیلم طوریش بشه دلش میشکنه.دلش میسوزه. خیلی میخنده و شوخی میکنه و هیچوقت به کسی توهین نمیکنه. سعی داره همه چیرو با خنده و شوخی جمع کنه.هیچوقت احساسشو ابراز نمیکنه. اگه کسی ناراحتش کنه چیزی نمیگه. فقط تو خودش میریزه. در همه جا و همه حالی فقط ببخشید ورد زبونشه. هر اتفاقی بیوفته فکر میکنه تقصیر اونه.خیلی خیلی زود گریش میگیره. عصبانیتاش وحشتناکه.خیلی با ذهنش ور میره. همش تو فکره و با خودش خیال پردازی میکنه مخصوصا شبا.تو ذهنش با خودش حرف میزنه.انگار دو تا ادم تو یه آدمن.جلوی همه مسخره بازی در میاره و تظاهر میکنه شاده ولی اینطور نیست.به بقیه انرژی مثبت و شادی میده. ولی یه شخصیت خیلی خیلی عمیق تر و باهوش تر تو خودش مخفی کرده که به هیچکس نشونش نمیده. با اینکه یه چیزیو میدونه ولی میپرسه و تظاهر میکنه که نمیدونه. شخصیت و عقلش از اونی که به بقیه نشون میده خیلی عمیق تره. اجتماعی هست ولی نه زیاد.همش دنبال اینه که بقیرو ناراحت نکنه و راضی نگه داره.ولی کسی به فکر خودش نیست.دلشو خیلی میشکونن و خیلی ناراحتش میکنن. با اینکه میفهمه ازش سو استفاده میشه ولی بازم با بقیه مهربونه. تایپ mbti اش enfp هست. برو اس بعد جوجه🤎
ایومی عذر میخواد که این اسلاید اضافی شد♡
دخترک قصه ی ما مثل بقیه علایقی هم داره🛐 مثل شیر کاکائو، والیبال، کش دادن پیامااااا، رعدو برقو بارون🌩، بی تی اسس🔮(ارمیه)، کتابب📚، رنگ بنفش و صورتیو ابیو مشکی🌈، حیوانات، ادمای مهربون و راستگو، بلک پینک،دراکو مالفوی🧙🏻♂️، لوازم تحریر، هالووین و چیزای ترسناک🎃، پولل💸، بوی نم بارون، بوی نینی، بوی بنزین، و...، دوستای واقعیش، تستچی، دوستای مجازیش، کاربرای تستچی،فست فود، نودلل، کاکائو،پلی لیستش، لواشک، چیزای خیلی تند، و مهم تر از همههه دوست مجازیش و همون best friend اش آینازززز☆آیناز یا همون نام کاربریت مدتی نیستم. میخوامم بدونی دختر ماا خیلی دوستت داره میگه خیلی گودوماگودویی. 🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐
حالا که همه چیو درباره ی این دختر شنیدید چرا نریم سراغ تنفراتش؟ خب تنفرات اون گوشته، آبگوشت و هر غذایی که توش گوشت باشه، ادم دورو، ادم سنگدل و بی رحم، ادم تاکسیک، ادم دروغگو، دندون پزشکی، از بعضی دوستاش که مجبوره باهاشون بمونه، بعضی وقتا از خانوادش، از آفتاب و روزای افتابی و گرما، از درس، از مدرسهه(اگه درس و این قانونای الکی و... نبود مشکلی نداشت)، از صبح زود بیدار شدن، هیتر ها. گشنگی، دل درد.گلو درد، مریضی، بوی بیمارستان و دندون پزشکی. و... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ حالا حدس بزنین دختر شجاع ما از چی میترسه🎀 از دندون پزشکی خیلی میترسه، از آسانسورم خیلی میترسه، از سرم و امپول و این چیزا هم میترسه، یکم از ارواح هم میترسه، از سوسک هم میترسه یکم. از تاریکی هم همینطور و.... دخترمون خیلی شجاعه🤓🔗
با شخصیتش آشنا شدین با علایقش اشنا شدین. با ترسش اشنا شدین. با تنفراتش اشنا شدین. با خودش اشنا شدید. و قصه ی زیبامون همینجا به پایان میرسه.از آیومی کار های بیشتری خواهید دید. بدرود! the end
اویخوداا ذوققق .... :)
تا ابداااا عاشقتممم مهربونمم💘🥺
ایشون ماینهههههه....فقط مال خودمههه💘:)
اگه جونتون دوست دارید از فرشتههه من فاصله بگیرد...
ایجانم چه فرشته ی نازی 😭💘