ما اینجا به لحظاتی از گیم و درون مایه اون ها میپردازیم که شاید دقت نکرده باشید و حتی فراموش کرده باشید 🌬
دنیای گیم همیشه برامون پر از داستان و خاطره جذاب بوده و هرکدوم یه حسی برای ما ایجاد میکرده و قهرمان یا ضد قهرمان بودن رو به ما القا میکرده 💫
جایی که خاطره ها و تجربه های زندگی واقعیمون به زندگی تو یه باز گره میخورده و باعث ایجاد نقشه جدیدی تو جهانمون میشده و هرچه بیشتر بازی میکردیم این جهان ، بزرگتر و بزرگتر میشد 👽 حالا بریم تا ببینیم و خطره هارو زنده کنیم که چه گیم هایی چه تجربه هایی داشتند ؟ 🤖
مواجه با دکتر سالوادور در resident evil 4 : اولین چالشی که به ما میگفت تازه اول کارته و بدشانسی های بزرگتری هم خواهی داشت یه دکتر ترسناک که تو اتمسفر سرد و مه رزیدنت اویل تو اون روستای عجیب و غریب ظاهر شد . دشمنی که ورودش همینطوری تو هر مرحله تن مارو میلرزوند . ولی صد البته که چالش های سخت تر و بدشانسی های بیشتری مثل اشلی داشتیم ولی خب ، همیشه اولین مواجه ، جذاب ترینه و دکتر قصه ما تبدیل شده به سنبل ترس تو سال ۲۰۰۵ ، حتی خودم وقتی بچه بودم بازیش کردم ، حس ترس خالصی به من القا کرد که باعث تند تر شدم تپش قلبم در هر مواجه باهاش میشد. این بازی با تمام کم و کاستی ها هنوز یکی از بازی های فوق العاده تاریخ با اتمسفر خاص ، به شخصه برای من باقی میمونه 👻
فداکاری یک پدر در resident evil village : کسایی که سری بازی های رزیدنت اویل رو بازی کردن میدونن که سری هفتم و هشتم این نسخه با بقیه متفاوته ، اینجا دیگه داستان یه مامور سطح ویژه یا یه دانشمند نیست ، اینجا داستان یه پدره که برای محافظت از خانوادش به مکانی قدم میزاره که باعث شروع آشفتگی های اون میشه ، اینجا ما پدری به اسم ایتن وینترز رو داریم که برای نجات همسرش یعنی میا وینترز به ملک لوئیزیانا وارد میشه و در ادامه برای نجات دخترش یعنی رزماری وارد یه روستای عجیب با اتمسفر سیاه و برفی میشه ، ایتن اینجا فداکاری هایی میکنه که از یه مامور سطح ویژه بر نمیاد ، بلکه فقط از یک پدر بر میاد و برای نجات خانوادش از هرچیزی میگذره . من از صمیم قلبم به این پدر افتخار میکنم و کاری که کرد برای همیشه تو خاطراتم ثبت میشه 🏳️
کله هرمی و ما تو silent hill 2 : بنظر من سایلنت هیل بر اساس داستان ، کتاب کیم هاست . چون هم زیبا و عمیق بود ، و هم غیر منطقی و عجیب فرض کن تو یه هتل تو یه شهرک متروکه که قبلا شهرک تفریحی بود باشی اون وقت هزار تا موجود ترسناک بهت حمله کنن ، چه حسی بهت دست میده ؟ درسته ، این اتمسفر سرد و خاکستری سری بازی های اول و دوم سایلنت هیل شاهکار بود . و از این لحاظ غیر منطقیه که کمتر گیمری دنبال دفاع از خودش و راه حل منطقی میگشت و دنبال به باگ بود برای فرار یا دنبال یه نود نامرئی شدن تو دنیای ترسناک ، مثال بارز اون کله هرمی هست اون در واقع دنبال با ما کار نداره ، بلکه با روح و روانمون کار داره . و تو این مورد موفق هم بوده ولی از این لحاظ که کاری کرده ما هم دنبال بازی با روح و روانش باشیم و هی کارای غیر منطقی انجام بدیم . ولی تو حالت کلی بنظرم همه این سری های بازی کنار هم به پازلی تبدیل میشن که کلمه شاهکار رو میسازه و داستان قویه داره . به شخصه این بازی برام خیلی emo بود و من عاشقش شدم 🗞
سرانجام جان مارستون در red dead redemption : همه کسایی که ردد بازی کردن میدونن که چه خاطره هایی با جان مارستون تو غرب وحشی راکستار داشتیم ، از اسب سواری ها و دوئل های کابویی تو صحرا ، شهر های قدیمی و پل های چوبی ، خط راه اهن های زنگ زده قطار های ذغالی ، خرس ها و مرغ ها و انواع حیوانات و انواع لوکیشن هایی که توش ماموریت رفتیم،،، اینا تازه یه تیکه کوچیک از خاطراتمون بود و پایان بازی باید تو حالت دراماتیکی با جان خداحافظی کنیم , جایی که سر ما و جان یه آسمون خیره شده و هردو متعجبیم. ممنون برای تمام خاطراتت تو دوران طلایی غرب وحشی مرد 🫡
خیانت لنس ونس تو gta vice city : جی تی ای برامون معروف ترین بازی صنعتی گیمه و با شنیدن کلمه گیم یاد این بازی می افتیم ، داستان های سنگین و شاهکار ، دقت به جزییات و جهان باز بودن و شخصیت پردازی های عمیق از نقاط قوت این بازی بودن ، اما این میان بنظرم وایس سیتی خاص ترین اونها بود ، نور های نئون و شهر باکلاس و شخصیتی که اولش فقیر شروع و به تدریج به قدرتی رسید که چشم ها از درک اون فراتر رفت ، به نوعی میشه از اون به عنوان آنتیونیو مونتانا در دنیای گیم یاد کرد. اون با لنس ونس کار میکرد و ما با اون ماموریت های زیادی انجام میدادیم ولی تهش به خیانت اون ختم شد که داستان رو اسپویل نمی کنم ، تامی تو وایس سیتی برامون نشون دهنده کسایی که اعتماد بی جا نسبت به بعضیا دارن ولی تهش دوباره قدرتشون رو به دست میارن . جمله معروفش که میگه : مهم نیست چندبار ، فقط ادامه بده 🎃 تامی شنا یاد بگیررررر
وجود یه ساندویچ گناه کار تو deadly premonition : حالا این ساندویچ چیه ؟ کسایی که این بازی رو کرده باشن احتمالا میدونن که این بهترین ساندویچ جهانه ! این بازی دارای یه معمای ترسناکه که تو یه شهر کوچیک رخ میده و شما نقش یه مامور با اسم فرانسیس یورک مورگان رو دارید که برای تحقیق به این شهر فرستاده شده . تو این بازی با ساکنان عجیب و غریب شهر روبرو میشید ، عجیب ترین بخش اینجا هست که شما و معاون محلی تو غذاخوری نشستین و درست بعد اینکه غذای خودتون رو سفارش دادید یه مرد عجیب و غریب که ماسک ضد گاز پوشیده به اسم آقای استوارت وارد میشه و از دستیارش میخواد تا یه ساندویچ عجیب با محتویات نان ، بوقلمون ، مربای توت فرنگی و غلات سفارش بده و مامور مورگان با شنیدن این درخواست عجیب و غریب اون ساندویچ گناه صدا میزنه . یه وعده عجیب که اونو فقط برای یه اذیت سفارش میشه داد . هرچند آقای استوارت اصرار داره که مورگان این غذا رو امتحان کنه و مورگان قبول میکنه ، و وقتی از مزش خوشش میاد سفارش خودم به ساندویچ گناه تغییر میده . میدونم عجیب بود ولی کات سین قشنگیه ☁️
از دست دادن chrono در chrono trigger : وقتی من این بازی رو انجام دادم از گرافیک پیکسلیش خوشم اومد اما نمی دونستم داستان قشنگی هم پشتش باشه . از دست دادن شخصیت اصلی تو بازی ها به خودی خود کمیابه ، چه برسه به اینکه این اتفاق قبل فصل پایانی باشه . کرونوس تو نبردی با لاووس خودشو فدا میکنه ، از اونجا گروهشون بدون اون ادامه میده تا راهی برای برگردوندن دوستشون پیدا کنن. این مدل داستان و روایت کردن همراه تلاش طولانی رو من هیچوقت فراموش نمی کنم ، بازی فوق العاده بودی کورونو 🛩
ورود به تاریکی تو legend of Zelda , a link to the past : بازیهای زاده همیشه برام جذاب و خاطر انگیز بوده یکی از اون ورود لینک به دنیای تاریکه تو این بخش شخصیت شرور agahnim شخصیت رو وارد یه دنیای متفاوت میکنه و اون غروب قرمز و مشکی پشت لینک به خودی خود فوق العاده بود . اینجا sahasrahla بهتون میگه که دست خودتون هست که هفت دوشیزه رو نجات بدید یا یا گانون بجنگین و بعد با چرخش شمشیر مستر تم تاریک آغاز میشه . اینجا ما جلوه های بصری پیکسلی و موسیقی فوق العاده داریم که هیچوقت از یاد ها پاک نمیشه 🌈
کویر گردی در uncharted 3 : تو فصل ۱۷ ، uncharted ما شاهد یکی از جذاب ترین مرحله های این سری بازی هستیم . چالش ها و حرکات جالبی طراحی شدن و بازی فضا های تنگ و فضا های باز زیادی رو برامون ایجاد کرده ما وارد یه مکان باستانی تو دل به کویر میشیم اما باید مراقب دشمنامون باشیم این بازی به معنای واقعی فوق العادس 🚲
سکانس اپرا در final fantasy 6 : من همیشه عاشق سری بازی های فاینال فانتزی بودم و همیشه برام خاطرات خاصی رو با هر بار بازی رقم زده . این صحنه احتمالا محبوب ترین و مهم ترین صحنه تو تاریخ فاینال فانتزی باشه . نه به دلیل اینکه متوجه میشید تو اپرا هستید ، بلکه به دلیل اینکه سازنده کاری کرده تا حس عشق و از دست دادن عزیزان و …. رو با یه آهنگ به بازیکن ارجاع کنه . اسپرایت های این صحنه یکی از تاثیرگذار ترین و باور پذیر ترین کار های صنعت رسانه رو ایجاد کرده 🏰
تعریف مبهم آینده زمین در fallout 3 : ما تو این بازی نتیجه کارای نادرستی که میکنیم رو برای آینده زمین میبینیم . زباله هایی که رها میکنیم یا اقدامات صنعتی نادرست میتونیم ببینیم که چقدر در گذر زمان به آینده یک شهر تاثیر میزاره و صدمه میزنه . و تا چه آینده این شکلی کره خاکی رو احساسات و نیاز ها و حتی ظاهر و وسیله هامون تاثیر میزاره . از محیط سوخته ، آلوده و زنگ زده بازی میتونیم آینده این اشتباهات رو ببینیم و با خودمون بگیم : ما برای درست شدن این کره خاکی چیکار کردیم ؟ 🌏
خداحافظی کلمنتاین و لی در telltales the walking dead : بازی های ویدیویی میتونن مارو خوشحال ، نا امید و یا پیروز کنن ، اما این بازی مارو به گریه وادار میکنه ،،، شما اینجا نقش لی رو دارین ، مردی که برای کلمنتاین نقش پدری رو داره و تو این پنج اپیزود ماجراهای زیادی رو میگذرونن ، که درنهایت یا نشستن تو یه اتاق ساده درحالی که لی درحالت تبدیل شدن به یه واکر هست ، داستان به اوج خودش میرسه . بازی بهتون دوتا انتخاب میده یا می تونید ببندینش اونجا تا تبدیل به زامبی بشه و یا از کلمنتاین بخواهید بهش شلیک و اونو راحت کنه . هر تصمیمی بگیرید باید اون دوتا با هم خداحافظی کنن و لی بهش میگه که : تو قوی هستی و هرکاری بخوای میتونی انجام بدی . اون با این جمله بهش اطمینان میده که میتونه تنهایی از پس خودش تو این دنیای تاریک بر بیاد و از طرفی کلمنتاین نمی خواد به این زودی ها غم جدیدی تحربه کنه و با لی خداحافظی کنه . ما اینجا صحنه شاهکاری از خداحافظی بین دو دوست میبینیم و تعجب نکنین اگه گریه کردین ❄️
دروغ جوئل در the last of us 1 : رابطه الی و جوئل در لست اف اس بر اساس اعتماد بنا شده ، جایی که میدانید طرف مقابل در این جهان تاریک و اخرالزمان از شما برای منافع خود استفاده نمی کند . باید کسی باشه که موقع تو دردسر افتادن نجاتت بده و یا لحظه احساسی موقع عبور گله های زرافه داشته باشی . رابطه این دو در پایان به اوج میرسد آزمایش واقعی جایی اتفاق می افتد که جوئل به الی درباره فدا شدن الی برای نجات بشریت دروغ می گوید . و می گوید که فایرفلای ها به دنبال درمان نیستند ، بعد الی از جوئل میخواد که قسم بخوره و جوئل هم قسم میخوره که دروغ نمیگه . این شیوه مبهم پایان بازی بازی را جذابتر میکند 🌫
نبرد با استاد در بازی metal gear 3 : بدون هیچ پیش زمینه ای بازی متال گیر در پایان بازی نفر شما با the boss رو و مخفی کاری هاتون بین شکوفه نیلوفر سفید تداعی می کنه مه اشاره به صحنه سازی های فوق العاده کوجیما داره . اما چیزی که این مبارزه رو زیبا تر و فراموش نشدنی تر میکنه داستان پشت اونه . در طول بازی استیک و بازی کن به این فکر میکنند که باس مربی اسنیک چرا به کشورش خیانت کرده ؟ شما هیچوقت جواب این سوال رو نمیفهمید تا زمانی که به معنای واقعی کلمه با باس نبرد داشته باشید و اتفاقات بعد از اون نور جدیدی به مبارزه میده و همچین مبارزه هایی کمیاب هست 🫧
همه چیز یک دروغ است در بازی bioshock : بایوشاک در جایی که شما رو تو یه داستان جذاب غوطه ور میکنه ، تو بیشتر قسمت های بایوشاک ، توسط اطلس مهربون ، یه مرد ایرلندی شما تو دنیای ریچر هدایت میشید . تا زمانی که به دفتر جک رایان برخورد نکنین ، متوجه نمیشید که هر چیزی که فکر میکردید درست بوده در واقع دروغ بوده . که اینم تو بازی ها کمیابه 🌊
پرواز سه بعدی ماریو تو super Mario 64 : برای من ماریو همیشه نمادی برای صنعت گیم بوده و خاطرات جذاب برام ساخته . از شخصیت پردازی خفن تا چالش های عجیب ، اما پرواز اون و اون نور تابیدن تو نسخه سه بعدی ماریو ۶۴ برام از هر چیزی جذاب تره . البته که پرواز تو super Mario world , super Mari bros. 3 دیده بودم ، اما نه به این جذابی ! میخوام این پست رو با ماریو تموم کنم که برام خاطرات خوشی رقم زد ✨⚡️
خسته نباشی ☕✨
جای مرگ گوست و روچ خالی بود بشدت..
ولی جان(رد دد) و ایدن (اویل ۸)
بشدت حق بودن واقعا.
مرسی نظر لطف شماست ✨
درست میگی ببخشید یادم نبود 😂
ولی پارت بعد ساختم حتما میزارم⚡
جای سوف و یوری هم خالی بود
همچنین پیرز رزیدنت اویل۶
(جلومو بگیرین وگرنه تا فردا همینجوری ادامه میدم..)
عالی بود برای پارت بعد حتما بذارشون.
فرصت؟
راستی عالی بود خسته نباشی🤓💘
بله ✨💫
مرسی خوشحال شدم 🫶🏻
نظر لطفته ❤🔥