«ما انسانها همیشه در حال مسافرتیم. ما اینجاییم، چون لحظه به لحظه چیزهای جدیدی پیش روی ماست و ما، با هر انتخاب، از انسانی که بودیم دور میشویم و به انسانی که خواهیم شد نزدیکتر.»
اینجانب، "روژان" هستم. اسمی که روی پروفایل میبینید، درواقع امضای نویسندگی من محسوب میشه. "مسافر". احتمالا توی نقل قول های اسلاید ها هم زیاد دیدینش!:)
متولد ۸۷، و البته دانش آموز رشته ی ریاضی! ریاضی و فیزیک شیرین ترین درس های زندگیمن، مخصوصا وقتی راجبشون مطلب تحقیقاتی میخونم. مطالب متافیزیکی، فیزیک نجوم و مطالعات راجب فضا و دنیای بیرون از زمین ، مباحثی هستن که توی فیزیک علاقه بیشتری بهشون دارم:) ایده ی بیشتر پست های دانستنی طور هم از همین کنجکاوی های گاه و بی گاه به سرم میزنه، همینطور تحلیل های انیمه ایم">!
بحث انیمه شد، بنظرم بیاید بیشتر راجبش صحبت کنیم! مطمئنا بیشتر شماها حساب منو با نقد و بررسی های انیمه "جوجوتسو کایسن" میشناسید. چرا جوجوتسو کایسن؟ همونطور که میدونید، جوجوتسو کایسن یک انیمه ی شونن بر پایه ی اکشن و جنبه های فلسفی هست. با وجود تحسین های زیادی که راجب بخش اکشن این انیمه شده، بخش فلسفی شدیدا به فراموشی سپرده شده. و البته با توجه به اینکه جوجوتسو کایسن الهام گرفته شده از انیمه "اوانگلیون" هست، (انیمه ای که بخاطر پیچش های فلسفی و سوالات خودشناسی فوق العاده ش معروفه)، حس کردم باید بیشتر راجب جوجوتسو کایسن بحث بشه. جوجوتسو کایسن کارکتر پردازی و مسیر داستانی و نمادگرایی های خیلی خوبی داره که اگه وقت گذاشته بشه، مشخص میکنه چقدر با واقعیت دنیای ما همخوانی داره. البته که تابحال نقد های خوب و حرفه ای نوشته شده اما هنوز بخصوص بین طرفدارهای ایرانی دیده نشده:) "ساتورو گوجو" ، "گتو سوگورو" و "چوسو" سه کارکتر مورد علاقه ی من در این انیمه هستن. البته رنگ علاقه م برای هرکدومشون متفاوته، مثلا میتونم خیلی خوب با گتو همزاد پنداری کنم و فکر میکنم از نظر اخلاقی شبیه به همدیگه هستیم.
باید بگم که اوتاکو نیستم، و بیشتر انیمه هایی و میبینم که با سبک و سلیقه شخصیم همخوانی داشته باشن. از بهترین انیمه های سریالی که دیدم جوجوتسو کایسن، سگ های ولگرد بانگو ، شیطان کش، دفترچه مرگ، جاسوس و خانواده، موریارتی وطن پرست و از بهترین انیمه های سینمایی، انیمه صدای خاموش و سوزومه رو دیدم!:> همچنین قبل ها دو انیمه سریالی دیده بودم که به ویدیو گیم های مشهور مربوط میشدن...
بازی های ویدیویی جزو نوستالژی های من محسوب میشه. تیکن و سونیک از بازی های تکرار نشدنی خاطرات منن. کارکتر شدو خارپشت از بازی سونیک کلی برام خاطره سازی کرده:)
دوبله کردن، چه به فارسی و چه انگلیسی هم جزو سرگرمی هاییه که تقریبا همیشه انجام میدم. در کل تفاوت و حس صداها خیلی لذت بخشه. صدا مثل اثر انگشت هر فرده . بیشترین حس دریافتی از فرد مقابل بعد از چشم ها و حالت صورت ، صدای شخص مقابله! بعضی پژوهش ها نشون میدن که در صورت صمیمیت بالاتر، شنیدن صدای فرد آشنا بر دیدن چهره ی اون اولی تره. سرتون و درد نیارم، خلاصه که صدا و صداگذاری خیلی مهمه 😂")
در ابتدای پست به "امضای نویسندگی" اشاره کردم. نویسندگی هم علاوه بر صداگذاری، از سرگرمی ها و کارهایی بوده که ازشون لذت میبرم. در یک مقطعی تو دوره ی نویسندگی داستان هم شرکت کردم. امیدوارم ی روز بتونم کتاب خودم و بنویسم و چاپ کنم... (متاسفانه هنوز فرصت چاپ کردن نوشته هام و پیدا نکردم) بیشتر نوشته هایی که الان مینویسم به شکل مقاله یا دلنوشته ست.
برای خوب نوشتن، باید خوب هم مطالعه کنی. سعی میکنم تو اکثر ژانر ها بخونم ؛ فانتزی، فلسفی، ترسناک، دارک فانتزی، ماجراجویی... البته هنوز خیلی کتاب نخونده هست تا بشه اسمم و کتابخون گذاشت؛)
فکر میکنم اولین بار که تست mbti گرفتم حدود ۳-۴ سال پیش بود، از اون موقع تا حالا تایپم از intj تغییر نکرده. بنظرم اگه از کلیشه های mbti فاصله بگیریم، جنبه های کاربردی تری بخودش میگیره. درواقع اعتبارش بیشتر از ی "تست سرگرمی ساده" ست.
و در آخر، خوشحالم که بعد از دو سال، بالاخره تصمیم گرفتم توی تستچی مطلب بذارم و از روح تستچی، به مسافر تستچی تبدیل شدم. تستچی سایت خودمونی و دوست داشتنیه و از آشنا شدن با تستچی، و البته کاربران فهمیده ش، خیلی خوشوقتم:)
مایل به اشنایی زیبا؟
شخصیت و پست های جالبی داری، از آشنایی باهات خوشبختم🫡
:)🫱🏻🫲🏼🫱🏻🫲🏼
یوکی: حالا تایپت چیه خانوم مهندس؟
یوکی جان، اینو چند سال دیکه بپرسی بهت میگم...😂