درودد و صد درودد، خوبین همگی؟ بعد سال ها منم تصمیم گرفتم ولاگ بزارم (موقعیتش پیش نیومده بود_) بریم برای پستتت
پنجشنبه شب آلارم گوشیمو روی ساعت شیش و ربع گذاشتم و با خیال راحت بالاخره ساعت 3 شب خوابم برد، اما صبح که بیدار شدم و رفتم که گوشیمو چک کنم دیدم که عه ساعت 6و45 دقیقس_ فکر کردم گوشیم اصلا زنگ نخورده ولی بابام گفت گوشیت انقدر زنگ زد که هممون بیدار شدیم جز خودت😂 چون قرار بود حدودای ساعت 8 راه بیوفتیم و منم کلی کار داشتم بدو بدو بلند شدم و کارامو کردم، اول صورتمو شستم و یه روتین پوستی سبک انجام دادم و بعدشم یه میکاپ سبک و نچرال کردم(عه؟) چون شبش دوش گرفته بودم و طبق معمول فیلم یاد هندستون کرده بود رفتم موهای فرفریمو صاف کردم (ناگفته نماند بابام چون عاشق موهای فرفریم بود یکم جا خورد که چرا صافش کردم💔) مامانمم پسرخاله کوچیکمو یه یه هفته خونمون بود رو آماده کرد که ببریم اونجا تحویل مامانش بدیم(آخجون بالاخره هوراااا) تقریبا همه آماده شده بودیم بریم که یهو مامانم گفت: سایناااا تو که باز صبحونه نخوردیییی (عادت ندارم صبحونه بخورم) خلاصه چون که مچمو گرفته بودن رفتم یکم صبحونه خوردم و در آخر از عروس هلندیم که اسمش تی تی عه خداحافظی کردم (این بخشش خیلی سخت بود چون یه روز کامل نمیتونستم ببینمش🥀)
ساعت 7 و 41 دقیقه حاضر شدیم و رفتیم پارکینگ که سوار ماشین شیم و بریم دنبال خواهرم که شیفت بود، یهو مامانم یادش افتاد که عه عینک آفتابیشو نیاورده، باز رفتیم بالا و درا رو باز کردیم و عینکشو آوردیم و راه افتادیم (شارژ 99 درصد رو عشق میکنین؟😂😭)
رفتیم دنبال خواهرم و خواهرمم یکم دیر کرد، تقریبا ساعت 8 و پنج دقیقه بود که راه افتادیم و از شهر خارج شدیم، فاصله ما تا اونجایی که میخواستیم بریم تقریبا یک ساعت میشد، یه ربع آهنگای تو ماشین رو گوش دادم ولی بعدش دیگه نتونستم اونا رو گوش بدم و یادم افتاد که بهبه ایرپاد آوردممم درنتیجه با ایرپاد آهنگای خودمو گوش دادم و نهایت لذت رو از راه و آهنگ کردم🤣 اینا هم بعضی از آهنگاییه که گوش دادم: kalbim اگه الان kirginim درندشت allahim neydi life letters cok guzel guluyorsun و چندتا هم فانک
بعد یه ساعت رسیدیم، دوتا از خاله هام قبل از ما رسیده بودن اونجا، وسایلامونو بردیم اونجایی که رزرو کرده بودیم و دیدم که بهبههه چشمه و رودخونه داره و ماهم کنار اون بودیم بعد از اینکه وسایلامونو گذاشتیم من و بابامو و یکی از پسرخاله هام رفتیم کلی عکس گرفتیم و بعد داییم و خالم زنگ زدن بابام و گفتن نزدیک اونجا شدن و راهو بلد نیستن، ما هم مجبور شدیم از عکس گرفتن دست برداریم و بریم دنبال اونا🥀
وقتی که داشتیم برمیگشتیم که بریم بشینیم من روی پل یه خرچنگ نازینازی دیدم و ازش عکس گرفتم، دفعه قبلم که رفته بودیم این خرچنگه همینجا بود(یه خرچنگ دیگه هم کنارش بود ولی چون خیلی کوچیک بود تو عکس معلوم نمیشد ازش عکس نگرفتم)
بعد از خوردن نهار و میوه و استراحت کردن جماعت تصمیم گرفتن که بستنی سفارش بدن، منم گفتم اوکی برای منم سفارش بدین بستنیه با شیر محلی بود و واقعا خوشمزه بود و منم که عاشق بستنیم🤣 یکم بعد جو دیگه خیلی ناجالب تر شد و تصمیم گرفتم بیام تستچی و دیدم که عه اینجا اصلا آنتن نداره و نتمم پریده💔رفتم گوشیمو گشتم و یه بازی آفلاین پیدا کردم و چندتا کاراکتر ساختم و حتی اوناهم زیاد جالب نشد
حدود ساعت 6 و نیم بالاخره تصمیم گرفتن که کم کم جمع کنیم و بریم و منم از این تصمیم خیلی خوشحال شدم، از صبح نت نداشتم و جمع خیلی ناجالب بود، وقتی که داشتن وسایلو جمع میکردن دیدم که بهبه کیدرامایی که قبلا دانلود کردمو میتونم ببینم، یه قسمت ازش دیدم و بنظرم خوب بود سریال دشمن سلطنتی من درباره یکی از همسرای پادشاهه که مجبور به خوردن سm میشه و وقتی که بیدار میشه میبینه رفته به سال 2026 ، پیشنهاد میکنم ببینینش
ساعت هفت سوار ماشین شدیم و برگشتیم امشب صدای تیشه از بیستون نیامد شاید به خوابِ شیرین، فرهاد رفته باشد.. این کوه معروف توی جاده کرمانشاهه، ما بهش میگیم کوه شیرین خفته، شبیه دختریه که خوابیده باشه و واقعا توی غروب قشنگه تا یه ولاگ دیگه بدرودد
عالی بود
یه سوال رفتید سراب گیان؟
ممنونم
نه اونجا نبود
عالی بود هورا😦❕
خییلی خوب ، چه روز جالبی، چه کوه زیبایی🌸
منم دشمن سلطنتیه منو تو تلویزیون میبینم خیلی قشنگه
آرهه خیلی خوبههه
چ-
هم هم اسمیم، هم هردومون عروس هلندی داریم، شباهتتت
همزاد سلام🤣😭
جدی؟ عیجانمم💘
به بههه همشهری هستیممم
ولاگ خیلی قشنگی گذاشتی آفریننن💖🪐
عالیییییییییییی بود💖💖💖💞💞💞💞🛐🛐🛐
مرسیی
درکت میکنم بیرون رفتن با فامیل اولش خوبه بعد..بعد همیشه هم یجایی که انتن نداره🫂به هرحال روز جالبی بود خوش باشی ☺
ممنونم
عههه همشهرییی
عالییی بودد💘
مرسییی
عمووو آجیل جون کجاش ناحالب بود- خیلی هم جالب بود! امیدوارم خوشگذشته باشه برات
با فامیل ناجالب شد☹