دروددد برگشتیم با ولاگ شماره دوممون ولی کمی با تاخیر بریم سراغ پستت🎀🎀
بله ساعت 7 شب بیدار شدم😍 ساعت 10 ظهر خوابیدم- میبینید کاربر سحر خیزتونو دیگههه🧚♀️ همونجوری که گفتم اینترنت نداشتم ولی از هم وقتی بیدار شدم و فهمیدم مامانم اینترنت داره دیگه ولکنش نشدم و گفتم نتتو وصل کن نتتو وصل کنن اونم از سر ناچاری وصل کرد منم پا شدم اومدم تستچی ولی اصلا خبر خاصی منم رفتم برنامه های دیگرم👌🏻😃
رفتم سراغ ماینکرفت که برم سراغ ساخت طبقه دوم و کاملش مردم یهو وقتی به خودم اومدم دیدم دارم تزئینش میکنمو مجبور شدم کل تزئینو خراب کنم😦 ولی تزئین های زیادی براش تو ذهنمه انشالله قشنگ میشهههه😞😞 راستی اون نینی عه که پارت قبل گفته بودم اصلا نشد برم ببینمش هی تنبلیم میشه یکی نیس بگه مهسا زخم بستر میگیری از بس دراز میکشی ( البته مامانم میگ-) دیگه خلاصه اگه تو پارت سه نتونستم بیارمش واقعا روانی میشممم😦
بعدش که طبقه دوم تموم شد رفتم سراغ کارهای دیگه ام اولش رفتم با اورلی هایی که پارت قبل دان کردم بک گراند مائومائو رو ساختم که از نتیجش راضیم🥳🥳 بعدش یهو رفتم تو پوشه بازیام و بازی هایی رو دیدم که کلا یادم رفته بودنشون و کنار گوشه بودن منم یهو چشمم به خوا.. ستگاری افتاد و رفتم مرحله اول عمو نصرت رو بیشتر از 2 هفته بود که گیر کرده بودم ولی خدا دید دارم برای شما ولاگ میگیرم ضایع ام نکردم بعد 2 هفته تونستم برنده بشم و خرذوق شدم خدایی😭🎀 ولی 3 گل اولو سوختم گل چهارم بود که خدا منو کاری کرد ببرم🥳🥳
وایی بعدش یک ایده زد سرم برم خمیر بازی بخرم به یاد بچگی هام قیمتش خوب بود پس برای آبجیمم خریدم🤩 بعدشم نشستم مجسمه درست کردم و شیری درست کردم که ابهتش شبیه شیر آب شده بود💔 بعدشم یک هنرنمایی رو سینی پهن کردم که مامان بابام میگن قشنگه بنظر من... عه😍 ولی حلی هنرنمایی دیگه دارم که نذاشتم ولاگ🧚♀️
بعد از خمیر بازی یهو دیدم دوستای آبجیم تو حیاطمون فرش پهن کردم دارن خاله بازی میکنن و دست منم کشیدن وسط بازی منم گفتم من از سنم گذشته این بازیا بعدش گفتن بی ذوق منم بهم برخورد نشستم تا ثانیه آخر باهاشون بازی کردم ولی بد نبود تقریبا خوش گذشت👌🏻😀 بعدش که رفتن خونشون منم رفتم پینترست گردی و میتوانید عادی ترین محتوای پینترست منو مشاهده کنید البته فری فایرم بازی کردم یادم رفت عکس بگیرم💔 ولی خداروشکر امشب تو فری فایر نو.. ب نبودم👌🏻
ساعت 1 صب بود که بابام یهو گفت حاظر شین پاشین بریم حرم🥳 بعد 3 ماه رفتیم حرم تا ساعت 7 صب نشستیم🧚♀️ اولش رفتیم چایی خونه حرم من 3 لیوان چایی خوردم ولی بازم میخواستم😞 بعدش رفتیم صحن اصلی و برای شما خشگلا ازش عکس گرفتم و خیلی عکس قشنگی شد خودم قاشقش شدممم🤩🤩 بعدش تا رفتیم ضریح و 5 دیقه طول کشید برگشتم دیدم تو 5 دیقه اعوا چه سریع هوا روشن شد😦 درکل خیلی خوش گذشت انشالله همتون حتی اگه شده یکبارم بتونید بیاید👌🏻🎀
عع یه توت فرنگی دیگه
هورااا🧚♀🎀🎀🎀
هورا خیلی خوب بودد💞
مرسی نانازممم🎀🧚♀
آخی مشهد زندگی میکنین؟
چقدر سرگرمی داری در روز من نهایتا یه ادیت ساده😂😂
ولی همیشه به خوشی💗💗
ارههه مشهدیم🎀🤭
منم این دو روز شانسی اینجوری خوب پیش رفت-
مرسیی نانازم🎀🧚♀