درود به همگی🤠 عمو ایتننن برگشتههه😼 بنده بعد از مدت ها برگشتم و همین👍🏻🤠 توی این پست قراره باهم خلاصه ی تمام قسمت های رزیدنت اویل رو بخونیم و کل داستان رو متوجه بشیم. سعی کردم خلاصه ها طوری باشن که نه خیلی زیاد باشن که حوصله سر بر بشه خوندنشون براتون و نه خیلی کم که داستان رو متوجه نشید پس آره دیگه همش به اندازس🤓 خلاصه امیدوارم که براتون مفید باشه😺
رزیدنت اویل 0 : «سرآغاز کابوس» داستان در 23 ژوئیه 1998 آغاز میشود. در اطراف راکون سیتی قتلهای وحشیانهای رخ داده است، بنابراین تیم S.T.A.R.S. Bravo برای تحقیق به جنگلهای آرکلی اعزام میشود. اما هلیکوپتر آنها به دلیل نقص فنی سقوط میکند و اعضای تیم از هم جدا میشوند. ربکا چمبرز، جوانترین عضو تیم، هنگام جستوجو به قطاری به نام Ecliptic Express میرسد. داخل قطار، همه مسافران به زامبی تبدیل شدهاند. او در آنجا با بیلی کوئن، یک سرباز سابق که به اتهام قتل 23 نفر محکوم شده و از زندان فرار کرده است، روبهرو میشود. ابتدا به هم اعتماد ندارند، اما برای زنده ماندن مجبور میشوند با یکدیگر همکاری کنند. پس از خروج از قطار، آنها وارد مرکز آموزشی شرکت آمبرلا میشوند؛ جایی که زمانی محل آموزش پژوهشگران این شرکت بوده است. آنجا پر از زامبیها، هیولاها و آزمایشهای مخفی است. در همین زمان، آلبرت وسکر و ویلیام برکین از دور اتفاقات را زیر نظر دارند و میخواهند اطلاعات این موجودات را جمعآوری کنند. ربکا و بیلی کمکم حقیقت را کشف میکنند. سالها قبل، دکتر جیمز مارکوس، یکی از بنیانگذاران شرکت آمبرلا و خالق اولیه ویروس T، به دستور همکارانش کشته شده بود. اما زالوهای آلوده به ویروس بدن او را جذب کرده و موجودی جدید با ظاهر مارکوس به وجود آوردهاند. این موجود برای انتقام از آمبرلا، ویروس را در قطار و مرکز آموزشی پخش کرده است. در نبرد نهایی، ربکا و بیلی مارکوس را شکست میدهند و مرکز آموزشی نابود میشود. سپس ربکا متوجه میشود بیلی بیگناه بوده و قربانی یک توطئه نظامی شده است. او تصمیم میگیرد گزارش دهد که بیلی کشته شده تا بتواند آزادانه زندگی کند. بیلی از او خداحافظی کرده و ناپدید میشود، و ربکا به سمت عمارت اسپنسر میرود؛ جایی که تنها چند ساعت بعد داستان رزیدنت اویل 1 آغاز میشود. شخصیتهای مهم: • ربکا چمبرز • بیلی کوئن • آلبرت وسکر • ویلیام برکین • جیمز مارکوس
رزیدنت اویل 1 : «عمارت وحشت» داستان تنها چند ساعت پس از پایان رزیدنت اویل 0 آغاز میشود. اعضای تیم Bravo که برای بررسی قتلهای مرموز به جنگلهای آرکلی رفته بودند، ناپدید شدهاند. به همین دلیل، تیم S.T.A.R.S. Alpha به فرماندهی آلبرت وسکر برای پیدا کردن آنها اعزام میشود. اعضای تیم شامل کریس ردفیلد، جیل ولنتاین، بری برتون، جوزف فراست و وسکر هستند. اما خیلی زود سگهای آلوده (Cerberus) به آنها حمله میکنند. جوزف کشته میشود و بقیه برای نجات جان خود وارد عمارت اسپنسر میشوند؛ عمارتی بزرگ و اسرارآمیز که در دل جنگل قرار دارد. درون عمارت، آنها با زامبیها، عنکبوتهای غولپیکر، شکارچیها (Hunters) و موجودات وحشتناک دیگری روبهرو میشوند. هنگام جستوجو، اعضای تیم Bravo را نیز پیدا میکنند؛ اما بیشتر آنها کشته شدهاند و تنها ربکا چمبرز زنده مانده است. کمکم حقیقت فاش میشود. عمارت اسپنسر در واقع یک آزمایشگاه مخفی شرکت آمبرلا است که در آن روی ساخت سلاحهای بیولوژیکی با استفاده از ویروس T آزمایش انجام میشد. انتشار این ویروس باعث شد دانشمندان و کارکنان به زامبی تبدیل شوند و هیولاهای مختلف به وجود بیایند. در ادامه مشخص میشود که آلبرت وسکر از همان ابتدا برای آمبرلا کار میکرده است. او عمداً اعضای S.T.A.R.S. را به عمارت آورده تا عملکرد سلاحهای بیولوژیکی را آزمایش کند و اطلاعات آنها را جمعآوری کند. سپس وسکر قویترین سلاح آزمایشگاه، یعنی تایرانت (T-002 Tyrant) را آزاد میکند. اما تایرانت به وسکر هم رحم نمیکند و به او حمله میکند. در نبرد نهایی، کریس، جیل، بری و ربکا (بسته به نسخه بازی) با کمک یک راکتانداز تایرانت را نابود میکنند. سپس پیش از انفجار عمارت، با هلیکوپتر از آنجا فرار میکنند. در پایان، بازماندگان تصمیم میگیرند حقیقت شرکت آمبرلا را افشا کنند، اما کسی حرف آنها را باور نمیکند. در همین حال، آمبرلا همچنان به فعالیتهای مخفی خود ادامه میدهد و این ماجرا زمینهساز فاجعه بزرگ راکون سیتی در رزیدنت اویل 2 و 3 میشود. شخصیتهای مهم • کریس ردفیلد • جیل ولنتاین • ربکا چمبرز • بری برتون • آلبرت وسکر ویروس و دشمن اصلی • ویروس T (T-Virus) • Tyrant T-002 ارتباط با قسمت بعد بازماندگان از عمارت فرار میکنند، اما شرکت آمبرلا همچنان فعال است. دو ماه بعد، ویروس T در راکون سیتی منتشر میشود و داستان رزیدنت اویل 2 آغاز میشود.
رزیدنت اویل 2 : «سقوط راکون سیتی» داستان در 29 سپتامبر 1998، حدود دو ماه پس از اتفاقات رزیدنت اویل 1 آغاز میشود. ویروس T از آزمایشگاههای شرکت آمبرلا به شهر راکون سیتی نشت کرده و تقریباً تمام مردم شهر به زامبی تبدیل شدهاند. لئون اس. کندی که اولین روز کاریاش بهعنوان پلیس است، هنگام ورود به شهر با این فاجعه روبهرو میشود. همزمان کلر ردفیلد برای پیدا کردن برادرش کریس وارد راکون سیتی میشود. این دو بهطور اتفاقی یکدیگر را ملاقات میکنند اما به دلیل حمله زامبیها از هم جدا شده و هرکدام راه خود را ادامه میدهند. لئون به اداره پلیس راکون سیتی (R.P.D.) میرسد؛ جایی که تقریباً همه پلیسها کشته یا آلوده شدهاند. او با زنی مرموز به نام ایدا وانگ آشنا میشود که ادعا میکند به دنبال فردی به نام جان است اما در حقیقت مأمور جمعآوری نمونه ویروس برای سازمانی ناشناس است. در همین زمان کلر با دختربچهای به نام شری برکین آشنا میشود. شری دختر دانشمند معروف ویلیام برکین است؛ کسی که روی ویروس G کار میکرد. وقتی مأموران آمبرلا قصد داشتند نمونه ویروس را از او بگیرند، برکین به خودش ویروس G تزریق کرد و به هیولایی وحشتناک تبدیل شد که مدام جهش پیدا میکرد و هرچه سر راهش بود نابود میکرد. از طرف دیگر، موجودی ترسناک به نام Mr. X (تایرانت T-103) وارد شهر میشود. مأموریت او کشتن بازماندگان و از بین بردن هرگونه مدرک درباره فعالیتهای آمبرلا است. او مخصوصاً لئون و کلر را بیوقفه تعقیب میکند. لئون و کلر پس از عبور از اداره پلیس، فاضلاب و آزمایشگاه مخفی آمبرلا، دوباره به هم میرسند. آنها در نبردی سخت، ویلیام برکین را که چندین بار جهش یافته است شکست میدهند و پیش از انفجار آزمایشگاه، همراه شری با قطار فرار میکنند. در پایان، ایدا وانگ ظاهراً کشته میشود، اما در واقع زنده میماند و با نمونهای از ویروس فرار میکند. لئون، کلر و شری نیز از شهر خارج میشوند، در حالی که دولت آمریکا تصمیم میگیرد برای جلوگیری از گسترش ویروس، راکون سیتی را با یک موشک هستهای نابود کند. شخصیتهای مهم • لئون اس. کندی • کلر ردفیلد • ادا وانگ • شری برکین • ویلیام برکین ویروس و دشمن اصلی • ویروس T • ویروس G • Mr. X (T-103 Tyrant) • ویلیام برکین (G-Birkin) ارتباط با قسمت بعد اتفاقات رزیدنت اویل 3 تقریباً همزمان با این بازی رخ میدهد. در آن قسمت، جیل ولنتاین تلاش میکند پیش از نابودی راکون سیتی از شهر فرار کند، اما موجودی به نام نمسیس دائماً او را تعقیب میکند.
رزیدنت اویل 3 : «تعقیب نمسیس» داستان کمی قبل از اتفاقات رزیدنت اویل 2 شروع میشود و تا پایان نابودی راکون سیتی ادامه پیدا میکند. جیل ولنتاین، یکی از بازماندگان عمارت اسپنسر، در راکون سیتی مانده و در حال جمعآوری مدارک علیه شرکت آمبرلا است. اما شهر بهطور کامل درگیر شیوع ویروس T شده و خیابانها پر از زامبی و هیولا هستند. آمبرلا برای از بین بردن بازماندگان تیم .S.T.A.R.S سلاح بیولوژیکی جدیدی به نام نمسیس (Nemesis) را به شهر میفرستد. نمسیس بسیار باهوشتر و قویتر از تایرانتهای قبلی است و فقط یک هدف دارد: «کشتن اعضای .S.T.A.R.S» از همان ابتدای بازی نمسیس جیل را پیدا میکند و بارها در طول داستان به او حمله میکند. حتی وقتی فکر میکنی شکست خورده، دوباره برمیگردد! در مسیر فرار، جیل با کارلوس اولیویرا آشنا میشود؛ عضوی از گروه U.B.C.S که توسط آمبرلا برای کمک به مردم فرستاده شده بود، اما خودش هم از حقیقت شرکت خبر نداشته است. در یکی از نبردها، نمسیس جیل را با ویروس آلوده میکند و او به شدت بیمار میشود. کارلوس برای نجات او وارد بیمارستان شهر میشود و پس از پیدا کردن واکسن، جان جیل را نجات میدهد. پس از بهبودی، جیل دوباره به مبارزه برمیگردد. نمسیس چندین بار جهش پیدا میکند و هر بار خطرناکتر میشود. در نبرد نهایی، جیل با استفاده از یک توپ ریلی عظیم (Rail Cannon) نمسیس را نابود میکند و جمله معروفش را میگوید: ("You want S.T.A.R.S.? I'll give you S.T.A.R.S.!") در پایان، جیل و کارلوس درست قبل از حمله موشکی دولت آمریکا از شهر فرار میکنند. سپس راکون سیتی با یک موشک هستهای نابود میشود تا شیوع ویروس متوقف گردد. شخصیتهای مهم • جیل ولنتاین • کارلوس اولیویرا • میخائیل ویکتور • نیکلای زینوویف • نمسیس ویروس و دشمن اصلی • ویروس T • نمسیس (Nemesis-T Type) ارتباط با قسمت بعد پس از نابودی راکون سیتی، شرکت آمبرلا کمکم سقوط میکند. چند سال بعد، لئون اس. کندی به مأمور ویژه دولت آمریکا تبدیل میشود و برای نجات دختر رئیسجمهور به اسپانیا میرود. این آغاز داستان رزیدنت اویل 4 : «نجات اشلی» است.
رزیدنت اویل 4 : «نجات اشلی» داستان در سال 2004، یعنی 6 سال پس از نابودی راکون سیتی، اتفاق میافتد. پس از فاجعه راکون سیتی، شرکت آمبرلا سقوط کرده است، اما تهدیدهای بیولوژیکی همچنان ادامه دارند. لئون اس. کندی که حالا مأمور ویژه دولت آمریکاست، مأموریتی مهم دریافت میکند: نجات اشلی گراهام، دختر رئیسجمهور آمریکا، که توسط فرقهای مرموز به نام Los Illuminados ربوده شده و به روستایی دورافتاده در اسپانیا منتقل شده است. لئون پس از ورود به روستا متوجه میشود که مردم آنجا زامبی نیستند؛ آنها به انگلی باستانی به نام لاس پلاگاس (Las Plagas) آلوده شدهاند. این انگل باعث میشود افراد هوشیاری خود را حفظ کنند، اما کاملاً مطیع رهبر فرقه باشند. در مسیر لئون با شخصیتهای مختلفی روبهرو میشود: • لوئیس سرا، دانشمندی که قبلاً برای فرقه کار میکرد اما پشیمان شده است. • ایدا وانگ، که دوباره ظاهر میشود و مخفیانه به دنبال نمونه لاس پلاگاس است. • جک کراوزر، دوست و مربی سابق لئون که حالا به دشمن او تبدیل شده است. • رامون سالازار، صاحب قلعهای بزرگ و از پیروان سدلر. • بیتورس مندز، رئیس روستا. سرانجام لئون اشلی را پیدا میکند، اما متوجه میشود که هر دوی آنها به لاس پلاگاس آلوده شدهاند. اگر انگل رشد کند، کنترل ذهنشان را از دست خواهند داد. با کمک دستگاهی ویژه، آنها انگل را پیش از کامل شدن از بدن خود خارج میکنند. در ادامه، لوئیس سرا هنگام تلاش برای رساندن نمونه دارو به لئون، توسط جک کراوزر، دوست و مربی سابق لئون کشته میشود. لئون ابتدا سالازار را شکست میدهد، سپس کراوزر را از بین میبرد و در نهایت وارد جزیره محل استقرار سدلر میشود. پس از نبردی سخت، با کمک یک راکتانداز که ایدا وانگ برایش میفرستد، سدلر را نابود میکند. در پایان، ایدا نمونهای از لاس پلاگاس را برمیدارد و با هلیکوپتر فرار میکند. لئون و اشلی نیز با جتاسکی از جزیره فرار میکنند و مأموریت با موفقیت به پایان میرسد. شخصیتهای مهم • لئون اس. کندی • اشلی گراهام • ایدا وانگ • لوئیس سرا • جک کراوزر • اوزموند سدلر انگل و دشمن اصلی • Las Plagas (لاس پلاگاس) • اوزموند سدلر ارتباط با قسمت بعد پس از شکست سدلر، نمونه لاس پلاگاس به دست افراد مختلف میافتد و در بازار سیاه سلاحهای بیولوژیکی پخش میشود. چند سال بعد، کریس ردفیلد و شوا آلومار برای جلوگیری از یک فاجعه جدید به آفریقا اعزام میشوند؛ جایی که داستان رزیدنت اویل 5 : «میراث وسکر» آغاز میشود. نکته جالب: پایان رزیدنت اویل 4 نشان میدهد که اگرچه آمبرلا سقوط کرده، اما تجارت سلاحهای بیولوژیکی تازه شروع شده و این موضوع محور اصلی قسمتهای 5 و 6 میشود.
رزیدنت اویل 5 : «میراث وسکر» داستان در سال 2009، پنج سال پس از رزیدنت اویل 4، اتفاق میافتد. با وجود نابودی آمبرلا، تروریسم بیولوژیکی در سراسر جهان گسترش یافته است. سازمان BSAA برای مقابله با این تهدید تشکیل شده و کریس ردفیلد یکی از بهترین مأموران آن است. کریس به همراه همکارش شوا آلومار به منطقه کیجوژو در آفریقا اعزام میشود تا درباره فروش یک سلاح بیولوژیکی تحقیق کنند. اما پس از ورود، میبینند مردم شهر به موجوداتی خشن به نام ماجینی (Majini) تبدیل شدهاند؛ انسانهایی که به انگل لاس پلاگاس یا نسخههای پیشرفتهتر آن آلوده شدهاند. در جریان مأموریت، کریس با اتفاقی شوکهکننده روبهرو میشود. او جیل ولنتاین را میبیند؛ کسی که سالها تصور میکرده در مأموریتی علیه آلبرت وسکر کشته شده است. اما وسکر با استفاده از دستگاهی روی سینه جیل، ذهن او را کنترل میکند. کریس و شوا پس از نبردی سخت، دستگاه را جدا کرده و جیل را نجات میدهند. سپس حقیقت اصلی فاش میشود. آلبرت وسکر قصد دارد با ویروسی به نام اوروبوروس (Uroboros) نسل بشر را نابود کند. او معتقد است فقط انسانهای «برتر» باید زنده بمانند و بقیه از بین بروند. برای اجرای نقشهاش، موشکهایی حامل ویروس اوروبوروس آماده کرده است. کریس و شوا به تعقیب وسکر میپردازند و سرانجام در یک آتشفشان فعال با او روبهرو میشوند. وسکر برای قدرتمندتر شدن، ویروس اوروبوروس را به بدن خود تزریق میکند و به هیولایی عظیم تبدیل میشود. در نبرد نهایی، کریس و شوا موفق میشوند وسکر را تضعیف کنند و در لحظهای که او در میان مواد مذاب گرفتار شده، با شلیک دو راکتانداز او را نابود میکنند. با مرگ وسکر، یکی از بزرگترین دشمنان تاریخ رزیدنت اویل از بین میرود و پروندهای که از رزیدنت اویل ۱ آغاز شده بود، بسته میشود. شخصیتهای مهم • کریس ردفیلد • شوا آلومار • جیل ولنتاین • آلبرت وسکر • اکسلا گیونه ویروس و دشمن اصلی • Uroboros (اوروبوروس) • Majini • آلبرت وسکر ارتباط با قسمت بعد با مرگ وسکر، همه چیز تمام نمیشود. سلاحهای بیولوژیکی در سراسر دنیا پخش شدهاند و چند سال بعد، حملات تروریستی همزمان در کشورهای مختلف رخ میدهد. این اتفاق آغاز داستان رزیدنت اویل 6 : «جنگ جهانی بیوتروریسم» است؛ جایی که برای اولین بار لئون، کریس، جیک مولر و ایدا وانگ همگی در یک داستان به هم میرسند.
رزیدنت اویل 6 : «جنگ جهانی بیوتروریسم» داستان در سال 2013 رخ میدهد. پس از مرگ وسکر، سلاحهای بیولوژیکی در سراسر جهان گسترش یافتهاند. این بار دیگر فقط یک شهر یا یک کشور در خطر نیست؛ کل جهان با موجی از حملات بیوتروریستی روبهرو شده است. رزیدنت اویل 6 چهار داستان دارد که در نهایت به هم مرتبط میشوند. داستان لئون اس. کندی لئون برای دیدار با رئیسجمهور آمریکا، آدام بنفورد، به شهر تال اوکس میرود. رئیسجمهور قصد دارد حقیقت فاجعه راکون سیتی را افشا کند، اما پیش از سخنرانی، به ویروس C آلوده شده و به زامبی تبدیل میشود. لئون مجبور میشود رئیسجمهور را بکشد و همراه همکارش هلنا هارپر برای پیدا کردن عامل این فاجعه فرار میکند. آنها در نهایت متوجه میشوند فردی به نام درک سیمونز پشت این توطئه است. داستان کریس ردفیلد کریس که اکنون فرمانده BSAA است، در مأموریتی در چین بیشتر نیروهایش را از دست میدهد و حافظهاش را نیز از دست میدهد. پس از مدتی حقیقت را به یاد میآورد و دوباره به میدان بازمیگردد. او به همراه پیرس نیوانز با زنی مرموز به نام کارلا رادامس مبارزه میکند؛ زنی که خود را به شکل ایدا وانگ درآورده است. داستان جیک مولر جیک مولر یک مزدور جوان است که بعدها مشخص میشود پسر آلبرت وسکر است. خون جیک در برابر ویروس C مقاوم است و میتواند درمان این ویروس باشد. به همین دلیل گروههای مختلف او را تعقیب میکنند. او همراه شری برکین تلاش میکند از دست دشمنان فرار کند و نمونه خونش را برای ساخت واکسن حفظ کند. داستان ایدا وانگ ایدا متوجه میشود شخصی به نام کارلا رادامس با ظاهری شبیه او مرتکب جنایتهای زیادی شده است. او برای پاک کردن نام خود، به دنبال کارلا میرود و در نهایت نقشههای او را نابود میکند. نبرد پایانی مشخص میشود که درک سیمونز و کارلا رادامس با استفاده از ویروس C قصد داشتند دنیا را وارد هرجومرج کنند. قهرمانان داستان در نقاط مختلف با آنها مبارزه میکنند. • لئون و هلنا، سیمونز را پس از چندین جهش از بین میبرند. • کریس و پیرس با هیولای عظیمی که کارلا به آن تبدیل شده مبارزه میکنند. • پیرس برای نجات کریس به خودش ویروس C تزریق میکند، قدرت زیادی به دست میآورد، اما در پایان جانش را فدا میکند تا کریس زنده بماند. • جیک و شری نیز از دست موجود غولپیکری به نام Ustanak فرار کرده و در نهایت او را نابود میکنند. در پایان، خون جیک برای ساخت درمان استفاده میشود، لئون به مأموریتش ادامه میدهد، کریس با وجود از دست دادن دوستش به مبارزه با بیوتروریسم ادامه میدهد و ایدا وانگ دوباره ناپدید میشود. شخصیتهای مهم • لئون اس. کندی • کریس ردفیلد • ایدا وانگ • جیک مولر • شری برکین • هلنا هارپر • پیرس نیوانز ویروس و دشمن اصلی • ویروس C • درک سیمونز • کارلا رادامس • Ustanak ارتباط با قسمت بعد پس از این اتفاقات، داستان از شخصیتهای قدیمی فاصله میگیرد و به قهرمانی جدید به نام ایتن وینترز میرسد. او برای پیدا کردن همسرش وارد خانهای مرموز در ایالت لوئیزیانا میشود و با تهدیدی کاملاً متفاوت روبهرو میشود؛ موجودی که نه ویروس است و نه انگل، بلکه کپک (Mold). این آغاز رزیدنت اویل 7 : «کابوس خانواده بیکر» است. (به به داستان عمو ایتنتون شروع شد😉)
رزیدنت اویل 7 : «کابوس خانواده بیکر» داستان در سال 2017 اتفاق میافتد و برای اولین بار شخصیت اصلی بازی، ایتن وینترز است. سه سال پیش، همسر ایتن، میا وینترز، ناپدید شده بود و همه فکر میکردند مرده است. اما ناگهان ایتن ایمیلی از میا دریافت میکند که از او میخواهد به مزرعهای قدیمی در لوئیزیانا بیاید. ایتن به آنجا میرود و میا را پیدا میکند، اما رفتار او کاملاً عجیب شده است. میا ناگهان به ایتن حمله میکند و مشخص میشود که تحت کنترل موجودی مرموز قرار دارد. کمی بعد، ایتن توسط خانواده بیکر اسیر میشود: • جک بیکر (پدر خانواده) • مارگریت بیکر (مادر) • لوکاس بیکر (پسر خانواده) اعضای خانواده بیکر ظاهراً انسان هستند، اما به دلیل آلودگی به مادهای به نام Mold (کپک) قدرت بازسازی فوقالعادهای دارند و بهسختی کشته میشوند. ایتن در طول داستان با هیولاهایی به نام Molded مبارزه میکند و کمکم حقیقت را کشف میکند. سالها قبل، یک نفتکش حامل دختری به نام اولین (Eveline) غرق شده بود. اولین در واقع یک سلاح بیولوژیکی زنده بود که توسط یک سازمان مخفی ساخته شده بود. او میتوانست با استفاده از کپک، ذهن دیگران را کنترل کند و همه را به اعضای "خانواده" خود تبدیل کند. خانواده بیکر نیز قربانی همین قدرت شده بودند و ذاتاً انسانهای بدی نبودند. در ادامه، ایتن با کمک میا و سازمان Blue Umbrella موفق میشود محل زندگی اولین را پیدا کند. در نبرد نهایی، مشخص میشود که اولین همان پیرزن مرموزی است که از ابتدای بازی دیده میشد. او به دلیل رشد سریع بدنش، به شکل یک پیرزن درآمده بود. ایتن با استفاده از سرمی مخصوص و سپس سلاحی که کریس ردفیلد در اختیارش میگذارد، اولین را از بین میبرد. در پایان، کریس با یک هلیکوپتر به محل میرسد و ایتن و میا را نجات میدهد. شخصیتهای مهم • ایتن وینترز • میا وینترز • کریس ردفیلد • جک بیکر • مارگریت بیکر • لوکاس بیکر • زویی بیکر • اولین (Eveline) دشمن اصلی • Mold (کپک) • اولین • خانواده بیکر ارتباط با قسمت بعد ایتن و میا زندگی عادی خود را از سر میگیرند و صاحب دختری به نام رز (Rosemary Winters) میشوند. اما چند سال بعد، کریس ردفیلد ناگهان به خانه آنها حمله میکند، میا را به ظاهر میکشد و رز را با خود میبرد. این اتفاق آغاز رزیدنت اویل 8 : «سایههای روستا» است. 📌 نکته مهم: رزیدنت اویل 7 آغاز یک خط داستانی جدید است. از اینجا به بعد تمرکز داستان روی ایتن وینترز، خانوادهاش و منشأ واقعی کپک (Mold) است؛ داستانی که در رزیدنت اویل 8 کامل میشود.
رزیدنت اویل 8 : «سایههای روستا» (Village) داستان در سال 2021، سه سال پس از رزیدنت اویل 7، اتفاق میافتد. پس از نجات از لوئیزیانا، ایتن وینترز، همسرش میا و دختر چندماههشان رز (Rosemary Winters) تحت حفاظت کریس ردفیلد زندگی میکنند. اما یک شب، کریس و نیروهایش به خانه آنها حمله میکنند، میا را ظاهراً میکشند و رز را با خود میبرند. ایتن که شوکه شده است، در مسیر انتقال مورد حمله قرار میگیرد و خود را در روستایی مرموز و برفی پیدا میکند. در آنجا، ایتن متوجه میشود رز به چهار قسمت تقسیم شده و هر قسمت در اختیار یکی از چهار فرمانروای روستا قرار گرفته است. همه آنها از زنی قدرتمند به نام مادر میراندا فرمان میبرند. چهار فرمانروا • لیدی دیمیترسک: بانوی بلندقد قلعه که همراه سه دخترش زندگی میکند. • دونا بنوینتو: زنی مرموز که با عروسکی به نام انجی زندگی میکند و از توهم برای ترساندن قربانیانش استفاده میکند. • سالواتوره مورو: موجودی جهشیافته که در مخزنی بزرگ زندگی میکند. • کارل هایزنبرگ: مهندسی نابغه که قدرت کنترل فلزات را دارد و با میراندا مخالف است. ایتن یکییکی آنها را شکست میدهد و تکههای رز را جمعآوری میکند. در ادامه، حقیقت بزرگی فاش میشود. مادر میراندا سالها پیش دخترش اوا را از دست داده بود. او با کشف کپک (Megamycete) تلاش کرد دخترش را زنده کند. به همین دلیل، اولین (Eveline) را ساخت، اما او کامل نبود. میراندا فهمید که رز به دلیل قدرتهایش میتواند بدن مناسبی برای بازگرداندن اولین باشد. سپس حقیقت دیگری آشکار میشود که یکی از مهمترین پیچشهای داستان است: ایتن در پایان رزیدنت اویل 7 توسط جک بیکر کشته شده بود. آنچه از آن زمان زنده مانده، بدن اوست که به لطف کپک بازسازی شده است؛ به همین دلیل میتوانست بارها زخمهای مرگبار را تحمل کند. در نبرد نهایی، ایتن مادر میراندا را شکست میدهد و رز را نجات میدهد. اما کپک عظیم روستا در آستانه انفجار است. ایتن که بدنش در حال از بین رفتن است، تصمیم میگیرد بماند تا کریس و رز بتوانند فرار کنند. کریس، رز را نجات میدهد و ایتن با فدا کردن جانش، Megamycete را نابود میکند و روستا برای همیشه از بین میرود. پایان بازی چند سال بعد، رز وینترز نوجوان شده است. او قدرتهای خاصی دارد، اما تصمیم میگیرد از آنها برای کمک به دیگران استفاده کند. این صحنه، مقدمهای برای ادامه داستان در رزیدنت اویل 9 است. شخصیتهای مهم • ایتن وینترز • رز وینترز • کریس ردفیلد • مادر میراندا • لیدی دیمیترسک • کارل هایزنبرگ • دونا بنوینتو • سالواتوره مورو دشمن اصلی • مادر میراندا • Megamycete (ابرکپک) ارتباط با قسمت بعد پس از مرگ ایتن، داستان به رز وینترز و تهدیدهای جدیدی که از بقایای کپک و آزمایشهای بیولوژیکی باقی ماندهاند، ادامه پیدا میکند. این مسیر، زمینهساز وقایع رزیدنت اویل 9 است. تا اینجا، داستان اصلی مجموعه از رزیدنت اویل 0 تا 8 به پایان میرسد و تقریباً تمام رازهای آمبرلا، وسکر، ویروسها و کپک آشکار میشوند. تنها ادامه رسمی داستان، رزیدنت اویل 9 است که روایت جدیدی را آغاز میکند.
رزیدنت اویل ۹: «رکوئیم؛ بازگشت به راکون سیتی» داستان در سال 2026، پنج سال پس از اتفاقات رزیدنت اویل 8، رخ میدهد. شخصیت اصلی بازی گریس اشکرافت (Grace Ashcroft)، تحلیلگر جوان FBI و دختر آلیسا اشکرافت (یکی از بازماندگان راکون سیتی) است. او مأمور میشود درباره مرگهای زنجیرهای افرادی که از فاجعه راکون سیتی جان سالم به در بردهاند تحقیق کند. تحقیقات گریس او را به هتل رنوود (Wrenwood Hotel) میرساند؛ همان جایی که هشت سال قبل مادرش به قتل رسیده بود. اما با ورود به هتل، خودش نیز گرفتار میشود و درمییابد همه این حوادث به آزمایشهای قدیمی آمبرلا و بقایای پروژههای ویروس T مرتبط هستند. در همین زمان، لئون اس. کندی نیز وارد ماجرا میشود. او که سالها از عذاب وجدان فاجعه راکون سیتی رنج میبرد، مأموریت پیدا میکند پرونده را بررسی کند. مسیر لئون و گریس به هم میرسد و آنها برای کشف حقیقت با یکدیگر همکاری میکنند. در ادامه مشخص میشود دانشمند سابق آمبرلا، ویکتور گیدیون (Victor Gideon) پشت این اتفاقات قرار دارد. او روی پدیدهای به نام Elpis کار میکرد؛ مادهای که از بقایای تحقیقات آمبرلا به دست آمده و میتواند خاطرات، جهشهای ویروسی و تغییرات وحشتناکی در انسان ایجاد کند. هدف او استفاده از بازماندگان راکون سیتی برای تکمیل تحقیقاتش است. گریس و لئون در مسیر خود دوباره وارد ویرانههای راکون سیتی میشوند؛ شهری که 28 سال پیش نابود شد، اما هنوز بقایای آزمایشگاهها و اسرار آمبرلا را در خود پنهان کرده است. آنها با موجودات جهشیافته و سلاحهای بیولوژیکی جدید مبارزه میکنند و سرانجام به مرکز اصلی آزمایشهای گیدیون میرسند. در نبرد پایانی، گیدیون با استفاده از Elpis به هیولایی عظیم تبدیل میشود، اما لئون و گریس پس از مبارزهای سخت او را شکست میدهند و آزمایشگاه را نابود میکنند. با مرگ گیدیون، آخرین بقایای پروژههای قدیمی آمبرلا نیز از بین میرود و یکی از طولانیترین پروندههای تاریخ رزیدنت اویل بسته میشود. در پایان، گریس به فعالیت خود در FBI ادامه میدهد و لئون نیز پس از سالها تا حدی با گذشتهاش کنار میآید. با این حال، صحنه پایانی نشان میدهد که تهدیدهای بیولوژیکی هنوز کاملاً از بین نرفتهاند و راه برای داستانهای آینده باز است. شخصیتهای مهم • گریس اشکرافت • لئون اس. کندی • ویکتور گیدیون • آلیسا اشکرافت (در فلشبکها) دشمن اصلی • ویکتور گیدیون • Elpis پایان داستان گریس و لئون با نابود کردن گیدیون و مرکز تحقیقات او، آخرین بازمانده پروژههای اصلی آمبرلا را از بین میبرند و پروندهای که از رزیدنت اویل 0 آغاز شده بود، به نقطه پایانی مهمی میرسد.
عالی بود خیلی بهدردم خورد👍🏻☕
مرسیییی بابت اینکه نظرتو گفتی😁🫶🏻
خوشحالم که بدرد بخور بوده برات😭🤭