بیوگرافی و سرگذشت شخصیت های جانوران شگفت انگیز
پروفسور آلبوس پرسیوال والفریک برایان دامبلدور یک جادوگر دورگه انگلیسی متولد سال ۱۸۸۱ است. او یک استاد دفاع در برابر هنرهای تاریک، سپس استاد تغییر شکل، و سپس مدیر ارشد مدرسه هاگوارتز بود. پروفسور دامبلدور همچنین به عنوان ماگوامپ عالی کنفدراسیون بینالمللی جادوگران (؟ تا ۱۹۹۵) و رئیس وارلاک پارلمان ویزنگاموت (؟ تا ۱۹۹۵؛ ۱۹۹۶-۱۹۹۷) خدمت کرد. او یک جادوگر دورگه بود که به عنوان بزرگترین جادوگر دوران مدرن و شاید هم تمام دوران تلقی میشد. او پسر پرسیوال و کندرا دامبلدور، و برادر بزرگ ابرفورث و آریانا است. پدرش هنگامی که دامبلدور جوان بود در آزکابان درگذشت و مادر و خواهرش نیز بعدا به طور تصادفی کشته شدند. این اتفاقات تاثیر زیادی روی زندگی و حتی مرگ او داشت، اما باعث شد تا او به فرد بهتری تبدیل شود. دامبلدور در ابتدا قادر به اقدام مستقیم علیه گلرت گریندلوالد نبود که دلایل مختلفی داشت، از جمله پیمان خونی بین آنها، نظارت وزارت بر او، احساس او نسبت به گریندلوالد، و احساس گناه او برای مرگ آریانا. از این رو او نیوت اسکمندر را به نیویورک فرستاد تا فرانک تاندربرد را آزاد کند، و بعدا نیوت را برای نجات کریدنس بربون به پاریس فرستاد. پس از مرگ غمانگیز لتا لسترنج در پاریس، دامبلدور برای مقاومت در برابر گریندلوالد مصممتر شد و در جنگ جهانی جادوگری توصیههای مفیدی را به نیوت، تسئوس، تینا، جیکوب، یوسف و ناگینی ارائه کرد. با این حال گریندلوالد بدون اطلاع دامبلدور قصد داشت از اورلیوس دامبلدور که یک آبسکیوریل بود، به عنوان سلاحی علیه او استفاده کند. به دنبال جنگ جهانی جادوگران و پایان یافتن انقلاب «برای خوبی والاتر»، دامبلدور صرف نظر از سرنوشت اورلیوس به خاطر شکست دادن گریندلوالد در حماسیترین دوئل تمام دوران مشهور شد. دامبلدور همچنین برای مشارکت در کشف دوازده مورد استفاده از خون اژدها و همکاری با نیکلاس فلامل روی کیمیاگری شناخت بیشتری پیدا کرد.
گلرت گریندلوالد جادوگری متولد سال ۱۸۸۳ بود که به عنوان یکی از قدرتمندترین و خطرناکترین جادوگران تاریک در تمام دوران، پس از لرد ولدمورت شناخته میشود. او در میان بزرگترین جادوگران زندگی کرده است و اغلب او را سومین جادوگر قدرتمند تاریخ میدانند به طوری که تنها تام ریدل و آلبوس دامبلدور از او برتر هستند. گریندلوالد دانشجوی موسسه دارمسترنگ بود که به دلیل آزمایشهای پیچیده، تاریک و حملات نسبتا مرگبار به شاگردان اخراج شد. او پس از ترک دارمسترنگ، رابطهی خود را با آلبوس دامبلدور جوان تقویت کرد، و برنامههایی را برای یافتن یادگاران مرگ و رهبری یک انقلاب جادوگری برای پایان دادن به پیمان بینالمللی نهانی شروع کرد. هدف او ایجاد یک نظم سلسله مراتبی جهانی خیرخواهانه به رهبری جادوگران خردمند بود که بر ماگلها تسلط داشت. گریندلوالد در هفده سالگی یک درگیری با برادر دامبلدور یعنی ابرفورث داشت که منجر به مرگ آریانا، خواهر دامبلدور شد و همین موضوع باعث از هم پاشیدن مشارکتش با آلبوس شد. او انگلیس را ترک کرد و بعدها چوبدستی الدر را از مایکی گرگوروویچ ربود و سپس طرح انقلابی که او و دامبلدور کشیده بودند را به تنهایی پیش برد. گریندلوالد شخصیتی پیچیده، ایدهآلگرا و با استعداد بود که برای رسیدن به اهدافش حاضر به تحمل هر بهایی بود. او و پیروانش که طی عملیاتی انقلابی خارج از قانون فعالیت میکردند، مرتکب جنایات متعددی از جمله چندین قتل شدند. گریندلوالد در نهایت با اقداماتی خشونتآمیز در ایالات متحده و اروپا، یک پایگاه قدرت را در قلعه نورمنگارد در اتریش ایجاد کرد. او در سال ۱۹۴۵ و در اوج قدرت یک دوئل افسانهای را با دامبلدور انجام داد و در آن شکست خورد. به دنبال این اتفاق او دهها سال را در قلعه خودش زندانی شد و در سال ۱۹۹۸، وقتی حاضر نشد که موقعیت چوبدستی الدر را فاش کند، توسط لرد ولدمورت در آنجا كشته شد.
کویینی گلدستین یک جادوگر دورگه آمریکایی، متولد ۶ ژانویه ۱۹۰۳ است. او در مدرسه جادوگری ایلورمورنی تحصیل کرده و در گروه پاکواجی حضور داشته است. همچنین او خواهر کوچکتر تینا گلدستین است. کویینی پس از فارغالتحصیل شدن از ایلورمورنی، در دفتر جواز چوبدستی در کنگره جادویی ایالات متحده آمریكا مشغول به کار شد. او همچنین یک لجیلیمنس بسیار ماهر بود و از این رو توانایی استخراج احساسات و خاطرات را از ذهن دیگران داشت. کویینی در ابتدا در جناح خواهرش تینا و دوستش نیوت اسکمندر قرار داشت، اما سرانجام تحت فشار و با پیشنهاد آزادی برای ازدواج با معشوقهاش جیکوب کوالسکی به جناح گلرت گریندلوالد پیوست. کویینی بعدا به گریندلوالد خیانت کرد و به نیوت در افشای نقشه گریندلوالد برای تبدیل شدن به ماگوامپ عالی در کنفدراسیون بینالمللی جادوگران کمک کرد. کویینی متعاقبا با جیکوب ازدواج کرد و دوباره به جناح خوب پیوست.
نیوتن(نیوت) آرتمیس فیدو نیوت اسکمندر یک جادوگر انگلیسی، متولد ۲۴ فوریه ۱۸۹۷ است. او جادوگری مشهور و نویسنده کتاب جانوران شگفتانگیز و زیستگاه آنها است. اسکمندر در اوایل زندگی نسبت به موجودات جادویی علاقهمند شد که این موضوع تحت تاثیر پرورش دادن هیپوگریفهایی توسط مادر او بود. او در مدرسه جادوگری هاگوارتز تحصیل کرد و در آنجا به گروه هافلپاف پیوست. نیوت در زمان حضورش در هاگوارتز محکوم به اخراج شد، اگرچه آلبوس دامبلدور که مربی دفاع در برابر هنرهای تاریک بود، بیگناهی او را تشخیص داد و به شدت به این موضوع اعتراض کرد. نیوت اسکمندر به وزارت جادو پیوست و دو سال را در دفتر جابجایی الفها کار کرد، و سپس به بخش جانوری رفت. در سال ۱۹۱۸ او توسط آگوستوس وورم از ناشری به نام آبسکیورس بوکز سفارش نوشتن کتاب «جانوران شگفتانگیز و زیستگاه آنها» را دریافت کرد. این کتاب به یکی از پرفروشترینها کتابها تبدیل شد و از این رو اسکمندر تبدیل به متخصصی معتبر در زمینه جانورشناسی جادویی شد. او به شدت درگیر جنگ جهانی جادوگری شد و در این مقطع با پورپنتینا گلدستاین همکاری کرد و در سه مقطع مختلف گلرت گریندلوالد را به مبارزه طلبید. او بعدها با گلدستاین ازدواج کرد و آنها حداقل یک فرزند را به دنیا آوردند. در اوایل دهه ۱۹۹۰ او بازنشسته شد و در این مقطع او در شهرستان دورست زندگی میکرد.
پورپنتینا استر (تینا)( تولد با نام خانوادگی گلدستین) یک جادوگر دورگه آمریکایی است. او در مدرسه جادوگری ایلورمورنی تحصیل کرد و در گروه تاندربرد قرار گرفت. تینا پس از فارغالتحصیلی از ایلورمورنی به عنوان یک اورر در کنگره جادویی ایالات متحده آمریکا مشغول به کار شد. تینا به دلیل حمله جادویی به مری لو بربون که یک غیر-جادوگر بود از سمت خود به عنوان اورر کنار گذاشته شد. حمله او به مری که در حضور شاهدان صورت گرفت، در پاسخ به ضرب و شتم پسر خواندهاش، کریدنس بربون بود. او برخلاف دستورات مافوق خود، به تحقیق در مورد انجمن نیکوکاری نیو سالم پرداخت. تینا پس از کمک به دستگیری گلرت گریندلوالد در سال ۱۹۲۶ دوباره کار خود را پس گرفت. او بعدها با نیوت اسکمندر، نویسنده و جانورشناس جادویی مشهور ازدواج کرد. مدتی پس از بازنشستگی از دپارتمان اوررها، او به همراه همسرش به انگلستان نقل مکان کرد. این زوج حداقل یک فرزند و همین طور نوهای به نام رولف اسکمندر داشتند.
کریدنس بربون ( - با نام تولد اورلیوس دامبلدور در حدود سال ۱۹۰۰) یک جادوگر آمریکایی متولد انگلستان بود که در طول قرن ۲۰ زندگی میکرد. او توسط مری لو بربون به فرزندخواندگی پذیرفته شد، کسی که رهبر یک گروه غیر-جادوگر به نام انجمن نیکوکاری نیو سالم بود. کریدنس به دلیل سرکوب کردن جادوی خود، یک نیروی انگل تاریک به نام آبسکیورس را در خود توسعه داد و تبدیل به یک آبسکیوریل شد. در حالی که بیشتر آبسکیوریلها پیش از دهمین سالگرد تولد خود میمیرند، اما کریدنس تا دوران بزرگسالی زندگی کرد، موضوعی که قبلا در دنیای جادوگری دیده نشده بود و این نشان از قدرت باور نکردنی او داشت. گلرت گریندلوالد که آلبوس دامبلدور را مانعی برای هدف انقلابی خود میدید، قصد داشت از قدرت کریدنس برای کشتن دامبلدور استفاده کند. کریدنس هم که در جستجوی هویت حقیقی خود بود به فراخوان گریندلوالد پاسخ داد و به ارتش او پیوست. او که ذاتش به تدریج در حال مسموم شدن و مردن بود، از بیعت خود با گریندلوالد صرف نظر کرد و با پدرش ابرفورث دامبلدور(ایشون برادر آلبوس دامبلدور هستن.)به خاستگاه خود بازگشت. وی قبل از پیوستن به اتحاد گریندل والد در سیرک آرکانوس کار میکرد و با دختری به اسم نگینی(که تئوری ها میگن همون مار ولدمورت نجینی.)رابطه عاشقانه داشته.
با اینکه چیز زیادی درباره این شخص نیست ولی گفتم حیف میشه معرفیش نکنم ویندا روزیر— دست راست و یکی از وفادارترین پیروان گریندلوالد. زنی مرموز، خونسرد و کاملاً مصمم. اون نه فقط یک جادوگر قدرتمنده، بلکه از نظر ذهنی هم خیلی ورزیدهست و میتونه روی دیگران تأثیر بذاره. در فیلم دوم جانوران شگفتانگیز، ویندا نقش مهمی در جذب نیروهای جدید برای گریندلوالد داره. مخصوصاً تلاشش برای متقاعد کردن **کوئینی** نشوندهندهی مهارتش در روانشناسی و فریبکاریه. از نظر ظاهری، همیشه با موهای مشکی بلند و چهرهای جدی دیده میشه که حس یه جادوگر مرموز و خطرناک رو القا میکنه. شخصیتش طوری طراحی شده که بیننده هیچوقت نمیتونه حدس بزنه چه نقشهای داره.
منی که برای هری پاتر و جانی دپ این فیلم رو دیدم و قسمتسوم افسردگی گرفتم
فقط خدا میدونه چرا اینقد از نقش جانی دپ(گریندلوالد )
خوشم اومد🤡
عالیی💕
وای عالی بود
عاشق این فیلمم