واقعا هیولا همون چیزیه که ما فکر میکنیم؟ (پیشنهاد میکنم فیلم مانستر یا انیمه تابستانی که هیکارو مرد رو ببنید که پست رو بهتر درک کنید هر چند جدا از پست هم شاهکار ان و پیشنهاد میشن)
هیولا چیست ؟ تو خیلی از فیلم ها اگه کلمه هیولا بیاد اولین چیزی که به ذهنمون میاد ، یه موجود ترسناک و تاریکه که باید ازش فرار کرد . اما در لایه های زیرین ماجرا چیز دیگه ای وجود داره ، هیولا یک نماده ، نماد نشون دادن ترس ، انکار ، آسیب و آدم هایی که وجودشون تهی از خیلی چیز هاست ، به زبان ساده تر ، هیولا یک نوع نماده برای نشون دادن چیزایی که جامعه نمیتونه به صورت مستقیم به اونا نگاه کنه ، چیزایی مثل چهره تاریک انسان همون بخشی که میتونه آسیب بزنه ، کنترل کنه و بعد هم همه چیز رو عادی جلوه بده، اما سوال اصلی اینجا به وجود میاد ، اگه هیولا همون موجود زشت و حیله گره چرا بر خلاف واقعیت کمبود های خودشو پنهان نمیکنه ؟
بیاید از این زاویه دید نگاه کنیم که شاید در واقعیت هیولا چیز دیگه ایه ، برای مثال در اثر "تابستانی که هیکارو مرد" (the summer hikaru died) ، در اوایل داستان هیولا نماد موجود سو استفاده گری بود که داشت بقیه رو گول میزد اما کم کم هیولا تبدیل به موجود ساده و دل پاکی شد که میخواد زندگی رو تجربه کنه و همچنین شخصیت دیگه ای داشتیم که خود واقعیش رو پنهان میکرد و فکر میکرد که از درون هیولاست اما درونش هیچ هیولایی وجود نداشت و این چیزی بود که حتی نماد هیولا داستان هم متوجه شده بود ، در اصل ، بیننده کمکم توی این اثر متوجه میشد که هیولا واقعی اطرافیان این دو نماد از هیولا هستن که از اونا هیولا میسازن ، هیولا ای که به ما نشون دادن در اصل نماد آدمهای متفاوت ، آسیبپذیر ، تنها ، یا بیرونافتاده از معیارهای جامعه بود ؛ آدمهایی که مجبور میشن خود واقعیشون رو پنهان کنن چون میدونن اگر دیده بشن ، سریع بهشون برچسب زده میشه .
این موضوع در یک اثر دیگه هم تکرار شده ، فیلم "هیولا" (monster 2023) فیلمی که بر خلاف تصور شما ژانرش وحشت نیست بلکه درام هست ؛ در قسمتی از این فیلم هم به این قضیه که افکار هیولا های واقعی جامعه ، همون کسایی که میتونن آسیب بزنن و بعد وانمود کنن هیچ اتفاقی نیفتاده ، از دو کودک این داستان هیولا ساخته و هیولا واقعی در وجود برخی آدم های بزرگتر این داستانه ، در این داستانها، «هیولا» بودن بیشتر از این که به ذات یک فرد ربط داشته باشه ، به "قضاوت دیگران" ربط داره.
بعضی آدمها ناچار میشن خود واقعیشون رو پنهان کنن ؛ نه چون بد هستن یا خطرناکان ، بلکه چون میترسن اگر حقیقتشون دیده بشه ، طرد بشن ، مسخره بشن ، یا دیگران از اونها بترسن. این پنهانکاری ، نتیجهی فشار جامعه هست ؛ همون فشاری که به آدمها یاد میده برای پذیرفته شدن باید شبیه بقیه باشن. این افراد کسانی هستن که "نمیتونن آزادانه خودشون باشن". کسانی که برای زنده موندن ، برای دوست داشته شدن ، یا حتی فقط برای در امان موندن ، بخشی از وجودشون رو مخفی میکنن. درد اصلی این افراد در تفاوتشون نیست؛ در این هست که جهان اطرافشون تفاوت را تحمل نمیکنه.
در پایان هیولای واقعی کسی نیست که متفاوته، ساکته، یا خودشو پنهان میکنه. هیولای واقعی کسیه که دیگران رو به خاطر متفاوت بودنشون تحقیر میکنه؛ کسی که با تمسخر و طرد کردن، از یک انسان معمولی «هیولا» میسازه. در واقعیت، ترسناکترین چیز توی داستان خود اون موجود عجیب نیست، بلکه "بیرحمی آدمهای بهظاهر عادی" هست.این آثار یادآوری میکنن که خیلی وقتها جامعه برای محافظت از تصویر ساده و راحت خودش، هر چیزی رو که پیچیده، متفاوت یا نامتعارف باشه پس میزنه،چون فقط شبیه دیگران نیست.
عالییی بوددد
ممنونم :>