در سپتامبر ۲۰۲۳، بتسدا رویایی ترین پروژه ی تاریخ خود را عرضه کرد؛ Starfield اولین آی پی جدید این استودیو پس از ۲۵ سال. اما به جای یک پیروزی قاطع، با واکنشهای دوچندان روبهرو شد. حالا پس از بهروزرسانی بزرگ و افزونه های جدید، نگاهی تازه به این کهکشان میاندازیم: آیا Starfield سرانجام به وعدههایش رسیده است؟
۱. از رویای بیپایان تا واقعیت بارگیریهای پیاپی یکی از بزرگترین انتقادهای اولیه، «فضای پاره پاره» Starfield بود. بهروزرسانی «Free Lanes» (آوریل ۲۰۲۶) حالت «Cruise Mode» را اضافه کرد؛ اکنون میتوانید درون منظومهها جابجا شوید، دنباله شهاب سنگ ها را دنبال کنید و بدون فست تراول به نقاط نامشخص برسید. اما مشکل بنیادین حل نشده: بارگذاریهای مکرر هنگام فرود، ورود به ساختمان، یا خروج از ایستگاه فضایی، باز هم صفحه سیاه بارگذاری ظاهر میشود و حس «واقعیت فضایی» را میشکند.
۲.افزونه های جدید: اولین بسته داستانی («Shattered Space»، ۲۰۲۴) با واکنشی منفی روبهرو شد. اما «Terran Armada» (۲۰۲۶) با روایت رباتهای سرکش، سیستم ارتقای اسلحه (متریال X-Tech) و انبارش اشتراکی پایگاهها، تحول چشمگیری ایجاد کرده است. با این حال، هنوز شکاف عمیقی بین محتوای الحاقی Starfield و بستههای عظیم فال اوت یا اسکایریم وجود دارد.
۳. لذت پایدار در جهانی که در پوست خودش نمیگنجد نقاط قوت غیرقابل انکار Starfield هنوز پابرجاست: تیراندازی و نبردهای فضایی (ضربه زدن به کشتی دشمن و از کار انداختن کامل آن)، سیستم عمیق ساخت کشتی (لگو وار و شخصیسازی بینظیر)، و فضای سرد، آهسته و گرفته و اندوهناکی که برخلاف عناوین ابرقهرمانی، آرامش غارتگری و تغییر دادن کشتی دزدیدهشده را به بازیکن هدیه میدهد. همانطور که یک بازیکن ژاپنی پس از ۱۰۰۰ ساعت نوشت: «لذت Starfield در آرامش دزدیدن یک کشتی است، نه هیاهوی نجات کهکشان.»
۴. متافیزیک یا NASA-punk؟ نگاهی به روایت و ایدئولوژی از نظر روایی، Starfield جسارتی نادر دارد: سراغ متافیزیک رفته است. دو مذهب ساخته شده در بازی (Sanctum Universum و The Enlightened) بازیکن را با بحرانی جدی روبهرو میکنند: آیا ما در جهان تنها هستیم؟ امیل پالیارولو (طراح ارشد) گفته است در حین ساخت بازی پنج بار بین خداناباوری و ندانمگرایی سرگردان شده. اما هرچقدر این سوالات فلسفی جذاباند، لحظات به یادماندنی داستان اصلی هرگز به پای «Mass Effect» نمیرسد. دیالوگها خشک و صرفاً کاربردیاند و هماهنگی میان حس نوستالژیک «ناسا-پانک» (مستندگونه و علمی) با جهانهای بیگانه ی پررمز و راز همیشه برقرار نیست.
۵. نقشآفرینی گمشده در وسعت پیدا شده شاید عمیقترین زخم Starfield، نه در تکنولوژی که در «هسته ی نقشآفرینی» آن باشد. در اسکایریم میتوانستید یک جادوگر خیابانی یا یک تاجر ساده باشید. در فالاوت، انتخابهای اخلاقی شما میتوانست یک شهر را نابود یا نجات دهد. در Starfield، علیرغم صدها ساعت محتوا، هر بازیکنی در نهایت به «مسافر فضایی نسبتاً خوبی» تبدیل میشود که کارش بیشتر «آوردن بسته» و «تمیز کردن ایستگاههای متروکه از دشمنان» است. حتی ویژگی «New Game Plus» که به شما اجازه میدهد با قدرتهای کیهانی وارد چرخه جدید شوید، این مشکل را حل نمیکند. بله، میتوانید دیالوگهای متفاوت بزنید، اما ساختار کلی مأموریتها چنان خطی و محدود است که گزینههای «شر.ورانه» یا حتی «خنثی» در آن جایی ندارند. شما یا به صورت فلکی کمک میکنید، یا ... عملاً گزینهٔ دیگری وجود ندارد. در جهانی که نوید «هر کاری دلت بخواهد» را میدهد، شما در نهایت همان یک کار را با ظاهری متفاوت انجام میدهید.
۶. افقهای روشن: آینده ی ستاره ی در حال ترمیم شاید مهمترین نکتهای که یک نقد منصفانه نباید از آن غافل شود، مسیر رشدی است که Starfield از روزهای پرانتقاد ابتدایی تا امروز پیموده است. آنچه در دو سال و نیم گذشته رخ داده، یک تحول بزرگ منشانه در طرز فکر بتسدا نسبت به پشتیبانی پس از عرضه است. پشتیبانی مستمر و شنیدن صدای جامعه: برخلاف گذشته که بتسدا معمولاً چند بسته ی تکمیلی منتشر میکرد و بعد سراغ پروژه بعدی میرفت، این بار تیم توسعه ثابت کرده که به Starfield به عنوان یک «سکوی زنده» نگاه میکند. آپدیت «Free Lanes» حاصل مستقیمترین بازخوردگیری از جامعه ی طرفداران بود. هزاران پست در انجمنهای رسمی، صدایشان به استودیو رسید و نتیجه شد حالتی که آرزوی دیرینه ی همه بود: پرواز آزاد میان ستارگان.
شاهکارفیلد؟
عالی عالی
خیلییی باحال بودددد 👍👍😂😃😃😃😃😃
ممنونم از انرژی مثبتت😁🙏🏻