حتما شماهم با چند عروسک نفرین شده آشنایی دارید اینجا شما با چند عروسک نفرین شده آشنا میشید
داستان ژولیت به چهار نسل قبل بازمیگردد. گفته میشود که این عروسکِ جنزده، دختران و مادرانِ خانوادهای را که صاحبش بودند نفرین کرده است. این عروسکِ نفرینشده از مادر به دختر رسیده بوده است. دختری که به صاحبِ جدیدِ عروسک تبدیل شده بود، بدونِ آگاهی از اینکه نفرینِ ژولیت به آنها منتقل شده است، کودکیاش را با بازی کردنِ با این عروسک میگذراند. دخترانِ این خانواده بزرگ میشوند و هر دو صاحبِ یک دختر و یک پسر میشوند. اما پسران جان سالم به در نمیبرد و در سه روزگی میمیرد. عدهای اعتقاد دارند که ژولیت توسط ارواحِ پسرانِ مُرده تسخیر شده است و بچههای دخترانِ نسل بعد که مادر خواهند شد را محکوم به سرنوشتِ شومِ مشابهای میکند. گفته میشود که شبها، صدای گریه و زاری نوزادانِ بسیاری از این عروسک شنیده میشود. بعضیوقتها این عروسک بهشکلی شیون میکند که موی تنِ شوندگان را سیخ میکند
در شانزدهم آوریل سال ۱۸۴۶، نُه واگن شهر اسپرینگفیلد در ایالتِ ایلینوی را برای سفرِ ۲ هزار و ۵۰۰ مایلیشان به سمتِ کالفرنیا ترک کردند؛ سفری که به یکی از بزرگترین تراژدیهای تاریخِ تبِ مهاجرت به غرب تبدیل شد. و عروسکِ پتی رید بهعنوانِ یکی از اشیای نمادینِ این تراژدی تاریخی مشهور شده است. این عروسک نه به خاطر ارواحِ خبیثی که تسخیرش کردهاند، بلکه به خاطر وحشتهای واقعی که با چشمهای نقاشیشدهاش دیده است ترسناک است. در دههی ۱۸۴۰، برخلافِ وفورِ برداشتها از خاکِ حاصلخیزِ ایلینوی، بیقراری به سراسرِ سرزمین نفوذ کرده بود. شیوعِ شدیدِ بیماری وبا و عواقبِ باقیمانده از وحشت و هراسِ بحرانِ مالی سال ۱۸۳۷ باعث شدند برخی کشاورزان، مثل بسیاری از کسانی که در آینده به به آنها میپیوستند، خانه و زندگیشان را به اُمید یک زندگی غنیتر ترک کنند. آنها ندایی که به سرعت در سراسرِ کشور پیچیده بود را شنیده بودند و مشخصا به این باورِ رایج و عمومی اعتقاد داشتند که ایالات متحده مأموریت دارد که گسترش پیدا کند و نوعِ دولتش و سبکِ زندگیشان را در سراسرِ قاره پخش کند.
در اکتبر سال ۲۰۰۴، زنِ تیرهبختی اهل تگزاس عروسکی معروف به «عروسکِ زامبی وودو» را از سایت «ئیبی» خریداری کرد. این عروسک وودو در یک جعبهی فلزی بسته شده بود و شامل هشداری در خصوصی عدم جدا کردنِ آن از نگهدارندهی فلزیاش میشد. زنِ خریدار بدون آگاهی از خطری که تهدیدش میکند، عروسک را از جعبهاش آزاد کرد و بیرون آورد. گفته میشود که عروسک بلافاصله به زن حمله میکند. زن از ترسِ جانش، عروسک را دوباره به تابوتِ کوچکش متصل میکند. شاید این کار برای جلوگیری از حملهی فیزیکی عروسک در دنیای واقعی کافی بود، اما قادر به متوقف کردنِ عروسک از اذیت کردن زن در خوابهایش نبود. زن بهحدی از وجودِ این عروسک عاصی شده بود که تصمیم میگیرد با سوزاندنِ آن، کاملا از شرش خلاص شود، اما متوجه میشود که عروسک دربرابرِ آتش ضدضربه است.
آنابل مشهورترینِ عروسکِ تسخیرشده است. البته از عروسکی که توسط اِد و لورین وارن، شناختهشدهترین کاراگاهانِ ماوراطبیعهی دنیا کشف و ضبط شده است و بخشی از یکی از پُرفروشترین مجموعه فیلمهای ترسناکِ تاریخ است نیز غیر از این انتظار نمیرود. اما آن آنابلی که در فیلمهای او دیدهایم، زمین تا آسمان با نسخهی واقعی آنابل فرق میکند. اگرچه آنابل در فیلم یک عروسکِ سرامیکِ چینی است که قیافهاش از صد کیلومتری فریاد میزند که این عروسک نه برای بازی دختربچهها، بلکه برای استفاده در فیلمهای ترسناک تهیه شده است، اما عروسک آنابل در دنیای واقعی، یک عروسکِ پارچهای با چهرهای ملایمتر و محبتآمیزتر اما همزمان مشکوکتر است. داستانی که وارنها از چگونگی تسخیرشدگی آنابل تعریف کردهاند با مادری که این عروسک را به مناسبتِ تولد دخترِ بزرگسالش دانـا برای او میخرد آغاز میشود. دانا که پرستار بوده، همراهبا دوست و همکارش اَنجی در یک آپارتمان زندگی میکرد. وقتی یک کشیش با وارنها تماس میگیرد و مشکلِ پرستاران با آنابل را برای آنها تعریف میکند، آنها برای بررسی به آپارتمانشان سر میزنند و با دانا، اَنجی و لـو، نامزدِ اَنجی دیدار میکنند
نظرات بازدیدکنندگان (0)