روانشناسی نشون میده افراد با هوش هیجانی بالا
اغلب احساس تنهایی بیشتری می کنند
نه به خاطر ضعف در برقراری ارتباط
بلکه به خاطر آگاهی بیش از حدشونه
به این میگن'' نفرین دانایی ''
اونها فقط مسائل رو حس نمی کنن
اون ها رو میبینن
تغییرات لحن رو تشخیص میدن
یک پاسخ دیر هنگام،
یا نگاهی که سرد تر از حد معموله،
مدت ها پس از پایان یک گفت و گو
اون رو در ذهنشون مرور میکنن.
نه به خاطر این که احساس ناامنی می کنن،
بلکه چون متوجه حرف های ناگفته میشن
نتایج رو قبل از وقوع پیشبینی می کنن.
و وقتی مشکلی پیش میاد،
از قبل دلیلش رو میدونن و باز هم احساسی مسئولیت می کنن.
این فکر و خیال زیادی نیست،
این''گوش به زنگی حاد''نام داره.
که یک واکنش به تروماست.
این حالت اغلب ریشه در کودکی داره، و در محیط هایی شکل میگیره که
احساسات در اون غیرقابل پیشبینی بودن
توجه به تغییرات جزئی یک انتخاب نبود،
بلکه مسئله بقا بود.
در بزرگسالی،اون ها همیشه در حال ارزیابی هستن،
همیشه در حال رمزگشایی،
و هرگز کاملا آسوده نیستن،
تنهایی اونها ناشی از تنها بودن نیست
بلکه از اینه که هرگز اونقدر احساس امنیت نمی کنن تا ''خود واقعیشون'' باشن
و وقتی ذهنتون طوری برنامهریزی شده باشه که از درد پیشی بگیره
حتی شادی هم خطرناک به نظر میاد
................
..............
..............
.............
من هوش هیجانی زیادی دارم
فک کنم منم هوش هیجانی بالایی دارم🥲💔