خوش اومدید))
پاییز که میشه ما بیاختیار میریم اتاق جمشید. پاییز یهو میآد، تو یه روز، مثل بهار و بقیه. صبح زود بیدار میشی میبینی حیاط شده طوفان رنگ و رنگ که برپا در دیده میکند. ماهم مثل عوامالناس ، مث سیاوش قمیشی و کریس دیبرگ عقیده داریم پاییز دلگیره. شباش صدای بوف مییاد
به جمشید میگیم :سر مرگی مهمون نمیخوای دلمون گرفته..؟میگه:بابا کجاش دلگیره؟ نگا نارنگیا رو. نگا نارنجیا رو. به زبان حال با انسان سخن میگه. خرمالو رو ببین. میگم:جمشید،نارنجی چیه؟مهر..آبان..وای از آذر.. چهجوری بگذرونیم امسالو؟
تولد جمشید آبانه.خب معلومه خوشش می آد،راه میره میگه دنیا یعنی محاسن پاییز.میگم خوب مثلا چهار تا مثال بزن از این محاسن،میگه دلبر لباس قشنگارو از تو گنجه در میاره و..میگم اولا چشمتو در میارما! دوما این که نصفش معایبه،حیف تابستون نبود که همش..؟
یه چای میریزه میزاره جلومون و میگه:حالا دلبر هیچی. شبا رو چی میگی؟مگه تو خودت عاشق شبا نیستی؟پاییز همش شبه دیگه،نصفه روز غروبه.میگم:آقا ما دو ساعت شب بس مونه..زیادم هست،میخوایم زودتر بیدار شیم تموم شه.یه چراغی میزاریم اون گوشه،تاریک روشن میشینیم ستاره میشیم میریم تا سحر چه زاید باز.
یه چای میریزه میزاره جلومون و میگه:حالا دلبر هیچی. شبا رو چی میگی؟مگه تو خودت عاشق شبا نیستی؟پاییز همش شبه دیگه،نصفه روز غروبه.میگم:آقا ما دو ساعت شب بس مونه..زیادم هست،میخوایم زودتر بیدار شیم تموم شه.یه چراغی میزاریم اون گوشه،تاریک روشن میشینیم ستاره میشیم میریم تا سحر چه زاید باز..
وای عاشقشم، کاش دوباره برگردن:))
++++
سبک شون خیلی خاصه.