قرون وسطی که از قرن پنجم تا پانزدهم میلادی طول کشید، همواره بهدلیل شورشها و خونریزیها، مجازاتهای وحشتناک، ضیافتها و شوالیهها و نجیبزادگانش مشهور بوده است. باوجوداین، ما انسانها همواره شیفته گذشته بودیم و در هر عصری، آداب، رسوم، اعتقادات و سنتهای نسلهای گذشته و دورههای قبل را گاه نامنصفانه قضاوت کردیم؛ اما آنچه گفتیم شاید چندان دربارهی قرون وسطی صدق نکند. معدود دورههای تاریخی برای ما مردمان عصر مدرن، به غرابت و اعجاب قرون وسطی میرسند.
دادگاه حیوانات: جانداران از حیوانات اهلی تا حشرات، اگر مرتکب جرمی میشدند به دادگاه احضار میشدند. اکنون دستکم اسنادی از ۸۵ دادگاه حیوانات در قرون وسطی در دست است.برای مثال خوک ها به خاطر حمله به انسان ها محکوم میشدند یا موش ها و کرم های پیلهساز از شهر تبعید میشدند.البته بعضی از حیوانات پس از دادرسی بیگناه شناخته میشدن و با آنها رفتار خوبی میشد.
لباس های فاخر مردان: لباس برای اشراف قرون وسطایی اهمیت بسیاری داشت؛ زیرا روشی برای بهرخکشیدن ثروت و نشاندادن برتریشان از فقرا بود. به همین دلیل، لباسهای غیرمعمولی در اروپا مُد شد. در این دوران، مردان کفشهای بلند و نوک تیز عجیبوغریبی میپوشیدند و هرقدر کفش بلندتر بود، ثروت صاحب آن و جایگاه اجتماعیاش بالاتر بود.در اواخر قرن چهاردهم، مردان به مُد عجیبتری هم روی آوردند و لباسهای بدننما و بلوزهای کوتاه و تنگی پوشیدند تا بدن خود را بیشتر بهرخ بکشند. این مُد عجیب بعدا با پوشیدن ذکرپوش دنبال شد. ذکرپوش کیسهای بود که جلو خشتک شلوارهای مردانه دوخته میشد.
ازدواج ناگزیر: در این دوران، عمدتا روابط عاشقانه نبودند و بیشتر برای رسیدن به منافع سیاسی یا اجتماعی انجام میگرفتند. همانطورکه میدانیم، زنان نیز در این دوران تقریبا در تمامی جنبههای زندگی هیچ حرفی برای گفتن نداشتند. درحقیقت، در این دوران مردان و زنان بهمحض رسیدن به سن بلوغ برای ازدواج مناسب تشخیص داده میشدند. سن ازدواج در این دوران برای دختران ۱۲ سالگی و برای پسران نیز ۱۴ سالگی بود.
عشق درباری: همانطورکه گفته شد، در اغلب ازدواجهای اشراف قرون وسطایی، از روابط صمیمانه خبری نبود و ازدواجها صرفا برای منافع مالی و اجتماعی انجام میگرفتند. در کمال حیرت، مقامهای دادگاه به نجیبزادگان سوای وضعیت زناشوییشان، اجازه میدادند با زن یا مرد دیگری وارد رابطه شوند. بااینحال، محدودیتهایی هم بود و این رابطه تنها به رقصیدن و خندیدن و دست در دست هم دادن محدود میشد. عشق درباری در آن دوران بسیار رواج داشت.
طلاق بهشرط نبرد تنبهتن: زوجین در آلمان قرون وسطی وقت خود را بر سر بحثکردن سر اختلافات زناشویی تلف نمیکردند. در این دوران، هر زوجی که بهمشکل میخورد، خیلی سریع بحث را به گود مبارزه میکشاند. در آن دوران، نبرد تنبهتن روشی معمول برای حل اختلافات بود و عمدتا اهالی برای تماشای مبارزه زوجها جمع میشدند. البته محدودیتهای عجیبی هم برای این مبارزات وجود داشت. بهعنوان مثال، شوهر باید درحالیکه یک دستش را پشت خودش گرفته، در چالهای میایستاد و همسرش نیز میتوانست با کیسهای مملو از سنگ به او هجوم بیاورد.
صورت های بی مو: درحالیکه در دوران ما کاشت مژه مُد است، در قرون وسطی برعکس آن مُد بود.مُدهای زنان در قرون وسطی کاملا با حالا تفاوت داشت. در آن دوران، پیشانی نقطهی مرکزی صورت فرد تلقی میشد و زنان هم برای اینکه بیشتر صورت خود را بهرخ بکشند، مژهها و ابروهای خود را برمیداشتند. در برخی موارد، حتی برای اینکه فرد صورتی بیضوی و کاملا بیمو داشته باشد، موهای سرش را نیز میتراشید.
م*رگ زیبا: مردم در دوران قرون وسطی رابطهی نزدیک و تنگاتنگی با م*رگ داشتند. اگر شمار زیاد جنگها و همینطور طاعون را بهحساب بیاوریم، این رابطه بهخوبی درککردنی میشود؛ درنتیجه، «هنر م*رگ» در آن دوره باب شد.این نوع م*رگ باید برنامهریزیشده و مسالمتآمیز میبود. البته فقط برای اینکه ترس و اضطراب فرد هنگام م*رگ بیشتر شود تا به یاد مسیح بیفتد، باید سرنوشت خود را بدون ناامیدی و کفر و ناشکیبایی میپذیرفت. م*رگ زیبا بهویژه در میان جامعهی روحانیون مسیحی بسیار رواج داشت و اثبات آن نیز نقاشیهای بسیاری است که از این دوران در دست است. در این نقاشیها، راهبان و کشیشانی بهتصویر کشیده شدهاند که با آرامش ق*اتل*ان خود را پذیرفتهاند.
فوتبال بی قانون: آنچه امروزه آن را فوتبال میدانیم، در آن دوران، ورزشی بسیار خشن و پرآشوب و حتی م*رگآور بود. در فوتبال قرون وسطی، بازیکنان نامحدودی میتوانستند وارد بازی شوند که گاهی کل یک دهکده میتوانست وارد میدان بازی شود و غالبا بهجای شوتکردن توپ، حریف بود که تا حد م*رگ لگد میخورد.براساس یکی از قوانین «فوتبال قرون وسطی»، بازیکنان اجازهی استفاده از هر وسیلهای (بهعبارتی حتی کُ*ش*تن) برای گلزدن را داشتند.این ورزش در سال ۱۳۱۴ ممنوع اعلام شد.
اسب تکشاخ و مسیح: مردمان قرون وسطی عمدتا این دو را باهم عجین میکردند و با سوءتعبیرهای خود از کتاب مقدس، تصور میکردند مسیح به اسب تکشاخ تشبیه شده است.این طرزتفکر در قرون وسطی کاملا پذیرفته شده بود و آثار بسیاری از این بدفهمی در هنرهای بازمانده از این عصر دیده میشود. در این دوران، تنها دختران مجرد اجازهی لمس اسب تکشاخ را داشتند که تمثیلی از بازگشت مسیح به ر.حم مادرش بود.
دلقک های قرون وسطی: دلقکهای قرون وسطی از امتیازات ویژهای برخوردار بودند. آنها میتوانستند هرچه از دهانش بیرون میآید، نثار شاه و درباریان کنند و در زمانیکه هرگونه ابراز عقیدهی سیاسی ممنوع بود، با نیشوکنایه درباریان را بهسخره بگیرند.دلقکها همواره از شأن و مقام درخورتوجهی برخوردار بودند.
خروس کلاهخود به سر: در قرون وسطی همچون سایر اعصار تاریخ، وضع برای ثروتمندان کاملا متفاوت بود.نجیبزادگان و ثروتمندان قوی درسته را میپختند و گاهی هم برای نگهداشتن چله روزه (دوران ۴۰ روز انجام روزه و فرایض سختگیرانه دین کاتولیک) میتوانستند دم سگ آبی بخورند. باوجوداین، برخی از آشپزهای خوشذوق آن دوران دست به ابتکار میزدند و حیوانات جدیدی بر سر میز غذای اربابان خود میبردند. بهعنوان مثال، در موردی عجیب دستور پخت خروس کلاهخود بهسر شرح داده شده است که به خوکی دوخته شده بود.
جشن احمق ها:مردم قرون وسطی اروپا در ابتدای سال میلادی به «جشن احمقها» ملحق میشدند جشنی که مانند سایر جشنهای مسیحی از یکی از جشنهای باستانی، جشن ساتورن (خدای کشاورزی و برداشت محصول در اساطیر رومی)، الهام گرفته بود.در این جشن عجیب و جالب، جای مهتران با کهتران عوض میشد و اربابان خدمتگزاری خدموحشم خود را میکردند و حتی شخصی در مراسمی باشکوه تاجگذاری میکرد.عموم مردم هم این جشن را برگزار میکردند که شامل رژهها، نمایشهای خندهآور، پوشیدن لباسهای مضحک و خواندن ترانههای رکیک و نوشیدن به حد افراط بود. بههرحال، مانند تمام خوشیهای دنیا، این جشنها هم خاتمه پیدا کردند.به تدریج و با گذر زمان قوانین سختگیرانهای وضع و هرگونه جشنی کاملا ممنوع اعلام شد.
خیلی جالب بود
مرسییییی💖