در فهرست طولانیترین جنگهای تاریخ بشر، جنگهای روم و ایران (Roman-Persian Wars) جایگاه ویژهای دارند. این درگیریها میان دو ابرقدرت بزرگ جهان باستان—یعنی امپراتوری روم و امپراتوری ایران (در دورههای اشکانی و ساسانی)—بهمدت ۶۸۱ سال ادامه داشت؛ یعنی از اواسط قرن اول پیش از میلاد تا سال ۶۲۸ میلادی. مدت زمان کل جنگ بین این دو کشور، «۷۲۱»سال به طول انجامیده است.
جنگهای ایران و روم، سلسله جنگهایی است که بین امپراتوری روم و دو امپراتوری متوالی ایران به نامهای اشکانیان و ساسانیان به وقوع پیوست. این جنگها ۷۲۱ سال به طول انجامید. اولین نبرد این جنگها در ۹۲ سال پیش از میلاد مسیح و با جنگ میان امپراتوری روم و اشکانیان آغاز شد. رومیها پس از پایان جنگشان با اشکانیان، نبردهای خود را با ساسانیان از سر گرفتند. این جنگ با حملهی اعراب در سال ۶۲۹ پس از میلاد پایان یافت. عربها هر دو امپراتوری روم شرقی و امپراتوری ساسانیان را در هم کوبیدند. طی این جنگ گسترده بین ایرانیها و رومیها، بیشتر قسمتهای مرزی امن و باثبات بودند اما شهرها، قلعهها و استانهای نزدیک مرز، بهطور پیوسته توسط دو امپراتوری یاد شده، محاصره و آزاد میشدند. با این حال، جنگهای مذکور تاثیرات بسیار بدی بر اقتصاد ایران و روم گذاشت که آنان را در مقابل حملات ناگهانی اعراب بسیار آسیبپذیر کرد.
این جنگها با نخستین برخورد نظامی ایرانیان و رومیان که با عبور کراسوس از رود فرات در دوره متاخر جمهوری روم و اواسط دوران اشکانی، یعنی در سال ۵۳ پیش از میلاد آغاز شد و در طول همزیستی اشکانیان و ساسانیان با امپراتوری روم و امپراتوری روم شرقی ادامه پیدا کرد. این کشمکشها تنها محدود به ایران و روم نبود و دولتهای دستنشانده دو امپراتوری و متحدان آنها را نیز درگیر خود میکرد. جنگهای ایران و روم سرانجام راه را برای فتوحات مسلمانان هموار ساخت که منجر به سقوط شاهنشاهی ایران و کاهش شدید مساحت امپراتوری روم شد و رومیان هرگز نتوانستند مانند قبل به عنوان یک قدرت بزرگ در منطقه تأثیرگذار باشند.
گرچه جنگهای ایران و روم برای هفت قرن ادامه پیدا کرد، اما مرزهای دو امپراتوری، با در نظر نگرفتن دستبهدست شدن شهرهای مرزی مانند دورا اروپوس و نصیبین، تا حد بسیار زیادی ثابت ماند. در واقع این جنگها آئین رومیان را نیز عوض کرده بود، زمانی که شاپور یکم به روم حمله کرد به نوعی باعث تغییر دین رومیان از اله پرستی و بتپرستی به پرستش خداوند یگانه و دین مسیحیت شد. این کشمکشها مانند یک طنابکشی قدرت بود: شهرها، دژها و استانهای مرزی به صورت متوالی و پی در پی غارت، تسخیر و دست به دست میشدند، اما هیچکدام از دو دولت قادر نبود به صورت طولانی مدت در قلمروی دیگری پیشروی کند. هر دو امپراتوری فتوحاتی در فرای مرزهای خود داشتند، اما توازن قدرت تقریباً همیشه ثابت بود. باوجود اینکه ارتشهای ایرانی و رومی در ابتدا به شیوههای متفاوتی در جنگها حضور پیدا میکردند، اما استراتژیهای جنگی یکدیگر را تقلید کردند و در قرون نهایی جنگها، عملاً دو ارتش یکسان و با تاکتیکهای جنگی مشابه در برابر هم صفآرایی میکردند.
در نهایت ایران و روم برای این جنگها هزینه بسیار گزافی پرداخت کردند. طولانی و فرسایشی شدن نبردها طی سدههای ششم و هفتم میلادی هر دو امپراتوری را در برابر ظهور رعدآسای خلافت راشدین آسیبپذیر قرار داد. ارتشهای مسلمان که درست پس از پایان آخرین جنگ ایران و روم از صحرای عربستان سر برآوردند. شاهنشاهی ایران در عرض چند سال تصرف و سقوط کرد و امپراتوری روم را از قلمروهایش در شام، قفقاز، مصر و شمال آفریقا بیرون راندند. سایر قلمروهای باقیمانده امپراتوری روم نیز به مرور زمان توسط مسلمانان فتح شد که در نهایت منجر به سقوط این امپراتوری و فتح قسطنطنیه در ۱۴۵۳ میلادی گردید.اخرین دور از این سلسله جنگها با پیروزی رومیان به پایان رسید.
منابع باستانی برای تاریخ شاهنشاهی اشکانی و جنگهای آنان با روم بسیار اندک و ناچیزند. اینگونه که پیداست، اشکانیان تاریخ خود را سینهبهسینه نقل میکردند و به همین دلیل، با سقوط آنان تقریباً همه دانستههای مربوط به تاریخ اشکانی نیز به فراموشی سپرده شد. منابع مربوط به این دوره توسط تاریخنگاران رومی، بهطور مشخص تاکتیکوس، ماریوس، ماکسیموس و یوستین، و منابع یونانی، از جمله هرودیان، کاسیوس دیو و پلوتارک هستند. کتاب سیزدهم سیبلین اورکالس به روایت تاریخ سوریه در جنگهای ایران و روم از زمان گوریان سوم تا انتصاب آذینه پالمیرایی به استانداری این ناحیه میپردازد. پس از پایان یافتن روایت تاریخِ هرودیان، دیگر هیچ منبع معاصر رومی از این دوره در دست نیست و نوشتههای بعدی که به دست ما رسیدهاند، مربوط به قرن چهارم میلادی هستند که تحت تأثیر گرایش مسیحی نویسندگان آن عصر نوشته شدهاند.
به عقیده برخی تاریخنگاران، جنگهای ایران و روم احتمالاً «تکراریترین» بخش تاریخ جهان است: یکی از طرفین به دیگری حمله میکند، چند شهر را تسخیر کرده و چند سال بعد در حمله طرف مقابل آنها را از دست میدهد؛ و این چیزی است که در طول هفت قرن بارها و بارها تکرار میشود.کاسیوس دیو تاریخنگار باستانی رومی در بخشی از نوشتههایش جنگهای روم و ایران را «چرخه پایان ناپذیر از رویارویی نظامی و منبع جنگهای بیپایان و هزینه زیاد برای ما [روم]» توصیف میکند. او ادامه میدهد که «ما باید برای این جنگها هزینه زیادی کنیم درحالی که سود بسیار کمی نصیبمان میشود.»ثبات مرز میان دو دولت در طول هفت قرن جنگ، تاریخدانان را شگفت زده کردهاست. در واقع زمانی که هراکلیوس و پوراندخت برای آخرین بار میان ایران و روم صلح برقرار کردند، مرز میان دو سرزمین همان مرز میان دو امپراتوری در زمان حمله کراسوس به ایران بود. در این میان تنها چند شهر مانند نصیبین، سینگارا و دارا میان دو امپراتوری دست به دست میشدند. فرای در این رابطه میگوید:
به گفته جیمز هاوار-جانسون، از «قرن سوم پیش از میلاد تا قرن هفتم پس از میلاد، بازیگران صحنه قدرت [در شرق]، نیروهای سیاسی عظیم و جاهطلبی بودند که توانایی ضمیمه کردن مناطقی فراتر از مرزهای خود را داشتند».با این پیشزمینه، ایرانیان و رومیها در حالی با یکدیگر روبرو شدند که هرکدام از آنها، بخشهایی از امپراتوری درحال زوال سلوکی را به قلمروی خود ضمیمه کرده بودند. در سده سوم پیش از میلاد، اقوام ایرانی پرنی از آسیایمیانه خود را به شمال ایران کنونی رساندند؛ گرچه سلوکیان توانستند برای مدتی جلوی پیشروی آنان را بگیرند، اما در نهایت در قرن دوم پیش از میلاد راه خود را باز کرده و تا آغاز قرن یکم پیش از میلاد، ایران، میانرودان و ارمنستان را به امپراتوری درحال ظهور خود ضمیمه کردند. سلسله اشکانی که در راس این واحد سیاسی جدید ایرانی قرار داشت، در برابر تلاشهای متعدد امپراتوری سلوکی برای بازپسگیری سرزمینهای از دست رفته با قدرت پایداری کرد و توانست چندین شاخه از شاهزادگان ایرانی را بر تخت پادشاهیهای قفقاز، از جمله ارمنستان، ایبری و آلبانیای قفقاز بنشاند.در همان حال، جمهوری روم که با قدرت مناطق حوزه مدیترانه را یکی پس از دیگری به خاک خود ضمیمه میکرد، سلوکیان را با شکست دادن آنتیوخوس سوم در ترموپیل و مگنزیا از آناتولی بیرون راند. سرانجام، در سال ۶۴ پیش از میلاد، پومپی یکی از اعضای حکومت سه نفره روم، آخرین قلمروی باقی مانده سلوکی یعنی سوریه را فتح کرد و این اتفاق بود که زمینهساز رویارویی ایرانیان و رومیان گردید.
در سال ۵۴ پیش از میلاد لیسینیوس کراسوس یکی از سه عضو تریومویرات اول که در آن زمان فرماندار سوریه بود برای عقب نماندن از دو عضو دیگر حکومت (پومپیئوس کبیر و ژولیوس سزار) و بدون اعلام جنگ از رود فرات گذشت، وی در آغاز به موفقیتهایی دست یافت. وی زمستان سال ۵۳/۵۴ پیش از میلاد به سوریه بازگشت و گروهانهایی را برای پاسداری از سرزمینهای اشغال شده بینالنهرین باقی گذاشت. او دوباره در بهار سال ۵۳ پیش از میلاد بدون توجه به اندرزهای آرتاواز شاه ارمنستان مبنی بر پیشروی نکردن در سرزمینهای هموار بینالنهرین بدان سوی به حرکت درآمد. اُرُد خود با بخشی از سپاه یک پُستِ دیدهبانی را در ارمنستان گرفت و وظیفه رویارویی با کراسوس را بر دوش سورنا نهاد. سرانجام دو سپاه در حرّان (کارهه) به هم رسیدند. تعداد ارتش ایران به فرماندهی سورنا ده هزار و تعداد افراد سپاه روم ۴۲ هزار نفر بود . استراتژی اصلی ارتش ایران در این نبرد، تیراندازی و جنگ و گریز بود درحالیکه سپاه روم تحرک خاصی نداشت و تنها حالت دفاعی به خود گرفته بود. نتیجه نبرد حران برای رومیان فاجعه بار بود چرا که ایرانیان با بهره جستن از شگردهای گوناگون جنگی خود سپاه روم را نابود ساختند.∗ تلفات سپاه رومی بیست هزار کشته و ده هزار اسیر بود. در پی این پیروزی و خلأ قدرت روم در آسیای صغیر و سوریه سپاه ایران به فرماندهی پاکور پسر اُرُد به این سرزمینها یورش بردند. سواران پارتی تا کیلیکیه و سوریه پیش راندند ∗ و باروهای شهر انطاکیه را تسخیر نمودند هرچند به محاصره شهر نپرداختند و به تاراج پیرامون آن بسنده کردند. شکستی که بخشی از سپاه ایران در آنتیگونه متحمل شدند و بی عملی پاکور وقفهای بود که رومیان از آن بهره جستند و به کمک سوریه شتافتند. شایع شد که قرار است اُرُد با بخشی از سپاه خویش به سوریه بتازد. به هر روی رومیان توانستند این خطر را دور کنند زیرا اوروناداپات شَهرَب بینالنهرین را که به اُرد تمایل داشت به سمت خویش کشیدند و محرمانه پاکور را نامزد پادشاهی نمودند∗. در نتیجه اُرد پاکور را فراخواند و ایرانیان به این سوی فرات بازگشتند.
سقوط هترا شکست سخت برای رومیان بهشمار میرفت و در نتیجه آن وضع سوقالجیشی ساسانیان در شمال میانرودان بسیار رو به بهبود گذارده بود. بدین نتیجه تنش پنهانی میان امپراتوری روم و ساسانیان به هنگام مرگ اردشیر بابکان در سال ۲۴۱ میلادی افزایش یافت. در دوره جانشین وی، شاپور یکم، جنگ و جدال بار دیگر آغاز شد.[۴۱] گوردیانوس در بهار سال ۲۴۳ توانست لشکر عظیم خود را از انطاکیه به سمت سوریه راه بیندازد و با گذر از فرات، در نبرد رأسالعین، شهرهای کاره و نصیبین را به چنگ خود درآورد و سپس در رؤیایی با سپاه ایران در منطقه رسینا ــ شهری کهن در سوریه ــ توانست طی درگیریهای انجام شده، سپاه ایران را شکست دهد. بعد از اتمام جنگ به آسورستان رسیدند و پس از ورود به این منطقه قصد حمله به تیسفون را داشتند اما در سال ۲۴۴ هنگامی که سپاه گوردیانوس در شمال تیسفون در نزدیکی مشیک، با سپاه ایران به رهبری شاپور مواجه شد و در جنگ با سپاه ساسانی شکست خورد؛ در این جنگ گوردیانوس در ۳ فوریه ۲۴۴ کشته شد. هنگامی که شاپور این پیروزی را بهدستآورد، شهر مشیک را پیروز شاپور نامید. طبق نوشتههای نویسندگان رومی، علت شکست آنان از سپاه ایران توطئه فیلیپ عرب فرمانده نگهبانان سپاه روم علیه گوردیانوس میباشد.طی معاهده انجام شده بین فیلیپ و شاپور در سال ۲۴۴ میلادی اهالی رومی میانرودان و ارمنستان به ایران واگذار شد و رومیان پانصد هزار دینار طلا برای آزادسازی رومیان به ایرانیان پرداخت کردند؛و هزینهای که ارمنستان در برابر دفاع از دژهای قفقاز به رومیان میپرداخت به ایرانیان واگذار شد. قرارداد مورد توافق شاپور و فیلیپ عرب در سال ۲۴۴ فقط سالیانی اندک دوام یافت. علت آغاز برخورد و جنگ دوباره میان دو امپراتوری به گفته شاپور، سیاست سختگیرانه امپراتوری روم نسبت به ارمنستان بود.
فرماندهان و رهبران : ♦️ایران: سورنا ارد دوم ، اردوان سوم بلاش یکم، خسرو یکم سیناتروک دوم، بلاش چهارم اردشیر بابکان ،شاپور یکم نرسه ،شاپور دوم بهرام گور ،یزدگرد دوم قباد یکم ،خسرو انوشیروان خسرو پرویز، بهرام چوبین ♦️روم: کراسوس † ،مارک آنتونی نرون، تراژان لوسیوس وروس ،سپتیمیوس سوروس کاراکالا ،ماکرینوس الکساندر سوروس ،ماکسیمینوس ترکس گوردیان سوم † ،والرین (اسیر) ،بالیستا کاروس † ،گالریوس کنستانتیوس دوم،ژولیان † ژوویان ،والنس آناستاسیوس یکم ، ژوستینیان تیبریوس دوم ، موریس فوکاس ، هراکلیوس
۱۲ دسامبر ۶۲۷ میلادی ارتش ایران در نینوا (موصل) از ارتش روم شرقی شکست خورد و این شکست آغاز پایان حکومت ساسانیان بر ایران بود.
پستت عالی بود✨
میشه پستای پین شدم حمایت شه؟
اگه ناراحت شدی پاک کن عزیزم
ولی اگه نه لطفا پین؟
نخستت؟
تاریخ ایران خیلی واقعا گسترده و جالبه.
بنظرم به دسته بندی تاریخ کم توجهی میشه..
وای دقیقااااا 😭🌷
حتی خوندن تاریخ جنگ ایرانم دوست دارم،،عاشق تاریخ کشورمم
ممنون که به اطلاعاتم اضافه کردی
خسته نباشییی:)))
مرسی ممنونننننن🫀✨ واقعا ایران، تاریخ گسترده و زیادی داره، هرچی می خونی ، ی بار دیگه عاشق تاریخ کشورت میشی😭🛐
دقییقا ازشم خسته نمیشی🫠💗