6 ماه پیش 9 اسلاید 403 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی سرگرمی

نظرات بازدیدکنندگان (22)
  • خواب دیدم یوتوبر شدم. تو خوابم داشتم استریم ماینکرافت میذاشتم که زیر وام خالی شد، افتادم و از خواب پریدم 😐😐😂

  • کارای دارکعلی زیادی کردین. مطمئنم 😂🤣🌚

  • سایرن*

  • خب منم بزار

  • منم گفتهههه بودممممم

    • به خاطر یه سری دلایل یا به خاطر اینکه ناظر ایراد گرفته بعضیا رو حذف کردم شرمنده

  • خواهان پارت دو

    من خواب دیده بودم یکی از رفیق خفنام با یه استایل گنگ رو لبه بالاپشت بوم یه خونه ای که فقط اطرافش چمن بود و هیچ چیزی اون اطراف نبود نشسته
    ماچا تو دستش هدفون تو گوش و لبخونی میکرد با آهنگه

    من ازون طرف با لباس دلقک داد زدم (اسمش) و دوییدم ازون بالاپشت بوم افتادم
    یک دفعه دیگه و یک بار دیگه
    یهو بیدار شدم دیدم هی از رو تختم میفتم پایین هی میام بالا باز میفتم و میام بالا

  • حاجی میشه منم باشم؟
    خواب دیدم تو انیمه ناروتو ام ناروتو و ساسکه و لی و نجی و گارا و شیکامارو دارن منو لگد میزدن بعد من محکم زدمشون رفتم دهکده رسیدم دهکده لیوای رو دیدم بعد تایتان مهاجم منو خورد بعد من تایتان شدم و زیک رو خوردم و لیوای شکست عشقی خورد و منو زد بعد فرار کردم بعد به گوجو گفتم کمک کن اونم گفت یو آی مو بعد فهمیدم فئودور و سوکونا منو اتیش زدن و از آپارتمان بلند منو پرت کردن💔🤡

  • میشه منم باشم؟ :
    داشتم‌ازدست‌یه‌تایتان‌که‌شکل‌ربات‌بودفرارمیکردم.همینطوری یهویی‌دیدم‌توی‌یه‌غارم.یه‌دفعه‌همه‌جاپیکسلی‌مانند‌شدومنم‌شروع کردم‌به‌کندن‌زمین‌و‌رسیدم‌به‌خونمون.بعددیدم‌گرفتم‌با میکاسارو تخت‌مسابقه‌مچ‌اندازی‌میدم.همه‌چیزعجیب‌بودکه‌یهوتانجیروداد زد:آرمینوقایم‌کنیدشیگاراکی‌داره‌میاد‌ببرتش!منم‌پروازکردم‌رفتم‌تو‌آسمون‌و آسمونم‌یه‌جوری‌بودکه‌سمت‌راستم‌خورشیدوسمت‌چپم‌ماه بود.شیگاراکی‌زنگ‌خونمون‌روزد،منم‌رفتم‌درو‌بازکردم‌وبهش‌سلام دادم.بعدسرموکردم‌تو‌یخچال‌وبیدارشدم.

  • ꪀꪱᝯꫀ⭐👍

  • هرکی برای خودش رفت اما هردو رفتیم یه ساختمون کوهی و اونجا یواشکی دنبال هم گشتیم و یکم حرف زدیم در حد حال و احوال و وقتی رفتم بالای کوه هم کلاسیمو با لباس کونگ فو دیدم و بهم کمک کرد که یه لیوان سفالی که قبلا خودم‌درست مرده بودم رو از توی چاه در بیاریم و همین دیگه😁
    واقعا خوابام دارن تبدیل میشن به کیدراما🤣

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.