نمادی از خاطرهای محو در دل مدرسه
شاید یکی از عجیبترین افسانههای ژاپنی، داستان دختربچهای باشه که توی دستشویی مدرسه زندگی میکنه؛ اسمش «هاناکو-سان»هست و برای خیلی از بچههای ژاپنی، فقط یه قصه نیست، بلکه کابوسیه که ممکنه یه روز پشت در سوم توالت، به حقیقت تبدیل بشه.
قصههای مختلفی از هاناکو-سان وجود داره، اما روایت کلی تقریبا این شکلیه: اگه کسی به طبقهی سوم یه مدرسه قدیمی بره و در سومین کابین دستشویی دخترونه رو سه بار بزنه و بپرسه: «هاناکو-سان، اونجایی؟» ممکنه صدایی آروم جواب بده: «آره... اینجام...» و بعدش؟. بعضیا میگن اون شخص ناپدید میشه، بعضیا میگن هاناکو باهاش حرف میزنه یا حتی به زور میکشونتش داخل.
هیچکس دقیق نمیدونه. بعضی میگن اون دختربچهای بوده که توی جنگ جهانی دوم، وقتی بمب به مدرسهش خورد، خودش رو توی دستشویی قایم کرده بوده و دیگه هیچوقت برنگشت. بعضیها میگن یه اتفاق دلخراش پشت این ماجرا بوده، در هر حال، واقعیت یا تخیل، چیزی باعث شده این داستان از نسلی به نسل بعد برسه.
تو بیشتر روایتها، هاناکو یه دختربچه با موهای کوتاه مشکی، یونیفرم مدرسه (معمولاً دامن قرمز و پیراهن سفید) و یه حالت مظلوم و ساکته. انگار بیشتر از اینکه ترسناک باشه، غمانگیزه.
شاید چون فضاهایی مثل مدرسه و دستشوییاش برای بچهها آشنا و در عین حال دلهرهآورن. همهمون اون حس ترس از بودن توی یه جای خالی و ساکت رو تجربه کردیم. هاناکو-سان دقیقاً از همین حس تغذیه میکنه.
شاید هاناکو-سان فقط یه قصه باشه، اما قصهای که تو دل فرهنگ ژاپنی جا گرفته. یه نشونه از ترسهای کودکانه، از تنهایی، از فضای عجیب مدرسهها. قصهای که نشون میده حتی سادهترین مکانها هم میتونن پر از رمز و راز باشن.
ولی قضیه هاناکو سان توی انیمه ی کاراگاه دیگه مرده 😂💀💀💀...
😂🫂
امتحان کردم نشد اصلا نشد محکم در زدم نشد آروم در زدم نشد فحش دادم نشد با پا کوبیدم نشد مثل آدم در زدم نشد این دلقک کجاستتت
پیداش کردی به منم بگو😂
انیمه مورد علاقم😃❤قشنگ هاناکو رو درک کردم چون هم تایپ خودمه تاحالا هیچ شخصیت انیمه ای ندیده بودم که انقدررر شبیم باشه
عاليييييي !!! عاشق اين انيمه هم هستم !! راستي يه پست دارم راجع به اينكه اين پسره چجوري هاناكو شد
حتما میبینمش
جوجو پست گذاشتتتتتت
عالیییییی
ای جانم از هر دوش استفاده کردی من که گفتم قشنگن💅🏻
👈👉😊
عشغی
عالیی بود خوشگله
خوشگل که شمایی
من شنیده ام که این هاناکو سان دختری بوده که بخاطر ظاهرش بچه های مدرسه مسخره اش میکردن.اونم یه روز میره تو دسشویی میشینه گریه میکنه همونجا یه موشک میخوره تو مدرسه و همشون میمیرن.
نمیدونم درسته یا نه تو اینستا دیدم اینو
ولی اطلاعاتی که من جمع کردن میگم خودکیلی کرده یا فتل بوده بخاطر همین روحش مونده تو مدرسه
آره اینم شنیده بودم.کلا داستانای زیادی راجبش هست معلوم نیس چه مرگش شده.
خب این پست باعث شد اراده م برای دیدنش توی آینده بیشتر شه😀
ببینش قشنگه
هورااااااا
3