شاید افکاری که باید کتاب میشدند
همه درباره ی عشق خورشید و ماه حرف میزنند . اما یک افسانه هم هست که میگه ماه عاشق زمین میشه و شروع میکنه به دور اون چرخیدن . اما زمین چون از درخشش خورشید لذت میبره عاشق خورشید میشه و ماه به چشمش نمیاد و شروع میکنه به دور خورشید چرخیدن . همه چشمشون به خورشید بود ، فقط ماه به زمین نگاه میکرد .
اگر بخوایم زندگی رو مثال بزنیم آسمون بهترین گزینه میتونه باشه . آسمون زندگیه ماست ، ابر ها هم آدما . ابرها زیبان ، اشکال مختلفی دارند . گاهی پریشونن گاهی محون ولی همیشه در حال حرکتن ، تو نمیتونی متوقفشون کنی اونا یه روز میرن و از زندگیت محو میشن ولی تو با اینکه میدونی نمیتونی بهشون دست بزنی یا جلوی رفتنشونو بگیری بازم با تمام وجودت دوستشون داری .
نویسنده ها .. این میتونه یه داستان شه . اگر افسانه خورشید و ماه باشه .. ماه عاشق زمینه ولی خورشید همیشه عاشق ماه میمونه و با تابیدن بهش اون رو به کل زمین زیبا نشون میده ، یه روز وقتی خورشید خاموش میشه ماه تازه میفهمه اون زمین نبوده که با تعریفاش اون رو زیبا کرده ، خورشید دلیل اصلی درخشیدنش بوده
اگه بخوایم دوستی رو مثال بزنیم ؟ دریا و جنگل میتونن بهترین مثال ها باشن ، دریا نیازی به جنگل نداره ، جنگلم بدون دریا زیباست ، دریا دائمن حرکت میکنه ولی جنگل همیشه محکمه ، اونا نیازی به هم دیگه ندارن دوتاشون زیبایی خاص خودشونو دارن ، راهشون مقصدشون از هم جداست . ولی وقتی کنار همن ... زیبایی توصیف نشدنی دارن ، جنگل به دریا مقداری گیاه میده و باعث ترکیبی عالی میشه و دریا هم به جنگل آب میده تا هیچ وقت خشک نشه .
اگه بخوایم زندگی رو آبی تصور کنیم ... اون یه نفری که همیشه کنارت بوده سبز زندگیته
نظرات بازدیدکنندگان (3)