12 ماه پیش 4 اسلاید 1,662 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی هری پاتر

نظرات بازدیدکنندگان (22)
  • خدایی جالب بود.

  • جالب بود نشنیده بودم
    چرا پست جدید نمیسازی؟
    البته فضولی نیستا

  • @Raha°°°
    اره درست میگی ولی توی فیلم بود که بلافاصله بعد از بیمارستان رون و لوندر قهر کردن این جمله ی کتابه ( دیشب وقتی دید منو هرمیون داریم از خوابگاه میایم بیرون حسابی جوشی شد ، چون تو زیر شنل نامرئی بودی و فکر می کرد ما تنهاییم )
    ______
    این به خاطر این بود که لاوندر سر اینکه رون، هرماینی رو دوست داره یا اونو حساس شده بود
    این اولین نشونه‌ای نبود که لاوندر از رون دید که هرماینی رو بیشتر دوست داره

    • همه نشونه ها بعد از ماجرا ی رومیلدا وین بود

  • اما فکر کنم قبل از اون می‌خواست با لوند به هم بزنه ها!... نمی دونم... بعضی وقتا من ترتیب وقایع رو قاطی می‌کنم ولی حس می‌کنم قبل از اون بود...
    باید برم دوباره بخونمش... و البته شدید بودنش به خاطر این بود که خیلی وقته مونده بود.. هر چی بیشتر بمونه تاثیرش بیشتر میشه
    و این رو هم در نظر بگیرید که بعد از یه زمانی خودش تاثیرش از بین میره و باید به طرف دوباره معجون بدی... اگه قرار بود لوندر به رون معجون داده باشه؛ معجون دادن رو متوقف نمی کنه مگه اینکه خودش از رون خسته بشه... که فکر نمی‌کنم شده بود..

    • اره اره این که بعد از یه مدت شدید تر میشه رو می دونم . شاید منم اشتباه کنم ولی تقریبا مطمعنم تازه کتاب ها رو خوندم . شاید لاوندر هم مثل مروپ فکر کردین دیگه نیازی به معجون نیست

  • سلام عیدت مبارک! امیدوارم سالی پر از خیر وبرکت داشته باشی و به آرزوهات برسی! 🤍
    _ɦօռɛʏ

  • تا به حال نشنیده بودمشونن کالبته طبیعیه چون به ذهن خودت اومدهههه.
    چندبارخوندی انصافا تا همچین چیزی به ذهننتتت اومدهههه؟

    • ببین راستش من دو سه باری کتاب ها رو خوندیم هدود هفت بار هم هر کدوم رو گوش دادم ، یعنی همه کتاب ها رو صوتیش رو دارم از اول تا آخر که گوش میدم دوباره میرم از اول 😂😂

  • بنظرم دومی اشکال داشت در کتاب رون از قبلش از معاشرت با لاوندر خسته شده بود ولی نمی دونست چطور اون رو از خودش برونه وقتی در بیمارستان بود حال خوبی نداشت برای همین حواسش به وجود لاوندر نبود و نام هرماینی رو بر زبان آورد

    • خوب می تونیم به این تکیه کنیم که تاثیر معجون عشق به مرور می ره. البته خیلی به فیلم تکیه نکن تو کتاب دقیق تره

    • این دقیقا دیالوگ رون در کتابه وقتی هدیه تولد هری رو میداد:"این از اون کتاب های معمولی نیست طلای خالصه 《دوازده روش خطا ناپذیر برای جلب ساحره ها》 حیف پارسال این کتاب و نداشتم وگرنه می فهمیدم چطوری باید از شر لاوندر خلاص بشم."
      این نشون میده که علاقه به معاشرت بیشتر نداشته

    • اره درست میگی ولی توی فیلم بود که بلافاصله بعد از بیمارستان رون و لوندر قهر کردن این جمله ی کتابه ( دیشب وقتی دید منو هرمیون داریم از خوابگاه میایم بیرون حسابی جوشی شد ، چون تو زیر شنل نامرئی بودی و فکر می کرد ما تنهاییم )

  • واو

  • خیلی جالب بود مخصوصا دومی تاحالا نشنیده بودمشون

  • فکت های جالبی بود .

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.