2 سال پیش 5 اسلاید 849 مشاهده

اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی میراکلس

نظرات بازدیدکنندگان (92)
  • فک کنم سال شیشم یا پنجم بودم
    انگشتر گربه‌سیاه و پلگ رو با کاغذ درست کردم😳
    او پلگ رو من بینش پنبه گذاشتم و شبیه عروسک شده بود😳🫠
    وای چرا گفتم؟؟💔😅😂

    • ببخشید پستم آماده شد میره واسه پارت بعدیش حتما میزارمت😁🫠
      وای😂

  • نقاب درست میکردم
    یه بار تقریبا پارسال بود که کل معجزه گر ها رو ساختم و واقعا قشنگ شد😄✅

  • پستت 👍 داره یه بار داشتم اون قسمتیو ک لیدی دو تا یویو داشت و یدونش خراب شدو میدیدم و یویومو برداشته یه چراغم توش داشت ک وقتی میچرخوندیش روشن میشد
    منم فاز گرفته بود چراغارو خاموش کردم و چراغ اون یویوعه میرفتم اینور اونور
    و اون یویو به شکل وحشتناکی خورد تو سر دختر عموم
    اون مث دیوونه ها میخندید منم وسط آشپز خونه گرفته بودمش تو بغلم و گریه میکردم
    بچه بودم خو فک کردم ضربه مغزی شده دیوونه شده
    بعدشم عموم گف تو سرش نخورده بوده خورده بوده تو اوپن
    اینم از ناراحتی من میخنده
    اینبار واقعا زدم تو سرش

    • 🎀🎀✨️✨️
      عه‌اخییی شبیه صحنه‌های انیمه‌هاست

  • بچه ها...یه چیزی بپرسم؟..سوکلین کی بود😁😅😂؟؟

  • با خواهرم مراکلس بازی می کردم من گربه سیاه میشدم خواهرم هم دختر کفشدوزکی ۷/۸ سالمون بود

  • وای اصلا دقت نکرده بودم..
    تستت عالی بود🎀
    ادامه بدهه

  • پست قشنگ و حقی بوددد🥲✨

  • میدونستی این صدمین پستتته

  • ج چ:مثل گربه ماهی لیدی باگ رو دوست داشتم
    بعد هر کی رو گیر میاوردم مجبورش میکردم باهام بازی کنه
    (8/9 سالم بود فکر کنم)
    مدیونین اگه فکر کنین میگفتم:کفشدوزک معجزه آسااااااا
    🐸💔

  • خدا وکیلی همه راجب میراکلس یه رمان و سناریو های مسخره نوشتیم ک وقتی میخونیمش برفامون اب میشه

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.