ادبیات فارسی دریایی است که آثار فاخر و ارزشمندی را در دل خود جای داده است. بعضی از این آثار خوانندگان بیشتری را جذب کردهاند و نه فقط یک بار که ارزش چند بار خواندن را هم دارند.
کتاب سمفونی مردگان یکی از آثار تحسینشدهی نویسندهی ایرانی معاصر، عباس معروفی است. این کتاب که برندهی جایزهی بنیاد انتشارات ادبی فلسفی سورکامپ در سال 2001 شده، داستانی به سبک سیال ذهن است که از زوال خانوادهای ششنفره حرف میزند. شخصیت اصلی این کتاب جوان شاعری به نام آیدین است که در مقابل سنتهای اشتباه پدر خود میایستد. روایت منحصربهفرد نویسنده از جامعهی ایران، از جمله دلایل محبوبیت این کتاب بهشمار میرود.
بوف کور مهمترین اثر صادق هدایت است. کتابی پر از نماد که از چنان عمق و محتوایی برخوردار است که با انواع مختلف تحلیلها قابل بررسی هست. تا به حال نقدهای بسیاری، به ویژه در حوزه نقد روانشناسانه، از داستان بوف کور ارائه شده است. این اثر سمبولیک آنقدر عمیق است که هرکسی قادر به درک آن نیست .
کتاب شوهر آهو خانم اثر علی محمد افغانی، یکی از بهترین رمانهای فارسی در پنجاه سال اخیر است. ماجراهای این کتاب سرگذشت یک یا چند تن و حوادث آن، وقایع روزانه یک یا چند شهر نیست، بلکه تمامی روزگار ما و ماجراهای زمانه همچون شط پهناوری در آن جاری است، و اهمیت این رمان در همین است، در این که همچون آیینه چهار بعدی عظیمی خصوصیات برجسته روزگار ما را منعکس ساخته است.
نادر ابراهیمی در «یک عاشقانه آرام» با بیان داستانی خواندنی از زندگی یک زوج و در لابلای ماجراهای پیش آمده برای آنها، با قلمی زیبا گفتوگوهای جذابی را خلق میکند که مخاطبش را به فکر وا میدارد. «یک عاشقانه آرام» در واقع روند و مراحل و برنامه ریزیهای زندگی مبتنی بر عشق دو شخصیت انقلابی و پرشور و حرارت را نشان میدهد که یکی اهل گیلان و دیگری از دیار آذربایجان است،
سیمین دانشور را بیش از هرچیز به سووشون میشناسند. داستان سووشون در شیراز و سالهای جنگ جهانی دوم شکل میگیرد. اگرچه ایران دخالت مستقیم در جنگ جهانی دوم نداشت، این جنگ هزینههای جانی و مالی زیادی به مردم ما تحمیل کرد. یوسف از زمینداران شیراز است که در آن روزها بیش از هرچیز به فکر مردم است. زهرا همسر مهربان او نیز در این راه بهشکلهای مختلف کمکش میکند. روایت جذاب، لهجه زیبای شیرازی و شخصیتپردازی مناسب این اثر را به یکی از بهترین کتاب های ایرانی که باید خواند تبدیل میکند
«آهن قراضه، نان خشک، دمپایی کهنه!» نوشته ی «آذردخت بهرامی» و شامل داستان های کوتاه، قصه، نثر کوتاه و مصاحبه است. نویسنده درباره ی این اثر آورده است: کتاب آهن قراضه، نان خشک، دمپایی کهنه در قالب مجموعه داستان های طنز بوده و به نوعی جمع آوری آثاری از من است که طی حدود 20 سال در نشریات مختلف به چاپ رسیده و اگر به این اشیاء که در عنوان کتاب ذکر شده، خوب نگاه کنیم، به این حقیقت پی می بریم که اطرافمان مملو از خرده ریزه هایی طنزگونه است
پستت خیلی محتوای خوبی داشت🥲🫠
سمفونی مردگان خیلی سخته کلمات قدیمی زیادی داره هی باید بزنی توی لغت نامه😭😂
یک کتاب که کمی از این لحاظ بهتر باشه میشناسید؟
وای دقیقا من خودم خیلی طول کشید تا خوندم
کتابای زیادی هست شما توچه سبکی میخاین؟
دنبال ژانر خاصی نیستم فقط میخوام بیشتر با ادبیات ایران آشنا بشم
مثلا من خودم رمان های ایرانیو خیلی میپسندم
مثلا دروازه مردگان رمان خیلی قشنگیه که البته سلیقه ایه راجب پسریه که تو دوران قاجار زندگی میکنه
البته آخرش از نظر من نویسنده فقط میخاست داستانو جمع کنه و خوب نبود ولی ارزش خوندن داشت چون خودم خیلی به تاریخ علاقه دارم
اتفاقا من هم به تاریخ علاقه دارم
خیلیی ممنون
من کتاب هستی رو پیشنها میکنم که درکش برای نوجوان ها آسون تر هست و کتاب خواندنی هست. این کتاب درمورد دختری به نام هستی هست که برعکس تمام دختران خوزستانی دنبال فوتبال و شیطنت های پسرانه است و داستان حول محور هستی و اتفاقاتی که در ایم مسیر برایش می افتد و پدر و مادر هستی که با کار های اون مخالف هستن و میگن مگه پسری و تو باید پسر می شدی و....
کتاب بعدی یکی از آثار کم شناخته شدن هوشنگ مرادی کرمانی به نام ته خیار هست که دارای داستانک های گوناگون و با ماجرا های مختلف هست
پست جذابی بود ✨🔥
من خودم تا چند سال پیش با خودم فکر میکردم که کتابای ایرانی چندان مثل کتاب های خارجی خوب نیستن و این حرفا، ولی وقتی کتاب «باز هم سفر» از ناصر یوسفی رو خوندم، دیدم نه، اتفاقا خیلیم قشنگ بود و مثل چیزی که فکر میکردم بی محتوا نبود. کتاب خصوص نوجوانانه، دوست داشتید میتونید بخونید، حتی فکر کنم تو یکی از تست هام معرفیش هم کرده بودم
«آبنبات هل دار» هم کتاب قشنگیه، اسم نویسنده اش رو حقیقت نمیدونم
مرسی از معرفی خوبت💞
خیلی بده که توی ایرانی که به ادبیاتش معروفه هیچ تلاشی برای بالا رفتن حداقل فرهنگ مطالعه کتاب و ادبیات فارسی نمیکنند. به نظرم به جای عربی و... باید اول کتاب ادبیات رو با جزئیات و بهتر درس میدادن که بچه ها فقط به خاطر امتحان نشینن اون همه شعر و معنی رو حفظ کنند اون همه کلمه رو اگر با عشق تدریس بشه دانش آموز هم راحت تز متوجه اش میشه و فراری نمیشه و در کل خیلی این فکر رو میکنند که کتاب های خارجه بهترن چون ایران اونقدر دسترسی به مسابقات داستان نویسی آنها ندارد و کلا چیزی مثل مجله نیویورک تایمز ند
و تازه شما دنبال اینکه کتاب هارا کشف کنی رفتی و خیلی ها حتی نمی دونند که اصلا به دنبال چی باشن در ادبیات فارسی و میگن اصلا ارزش رو داره ؟ به نظرتون چند نفر از نوجوان ها یا جوان ها واقعا به عمق اشعار حافظ، مولانا، سعدی و فردوسی و..... دقت میکنند؟