

← اوفلیا اثر جان اورت میلی در سال های 1851-1852 در کشور دانمارک کشیده شده است.این نقاشی با استفاده از رنگ روغن در سبک پیشارافائلی ترسیم شده،در حال حاضر در نگارخانه تیت/بریتانیا نگهداری می شود.

← اوفلیا در حقیقت نقاشی ای است که معشوقه ی هملت را در حال غرق شدن در رودخانه و آواز خواندن نشان می دهد.در این نقاشی،نمایش زیبایی اوفلیا و ترسیم دقیق جزئیات منظره قابل ستایش می باشد.گفته می شود که جان اورت میلی،این نقاشی را از مدل 19 ساله ی خود الیزابت سیدال،در یک وان پر از آب در استودیویی در لندن کشیده است.

← از اونجایی که این نقاشی داستان و حقایق زیادی برای گفتن نداره و فقط می خواد غرق شدن اوفلیا رو نشون بده من یه خلاصه کوتاهی از نمایشنامه ی معروف هملت نوشته ی شکسپیر رو در ادامه اوردم.

← خلاصه داستان-قرن پانزدهم:هملت،شاهزاده ی دانمارک با شنیدن خبر مرگ پدرش به کاخ پادشاهی می آید و می بیند عمویش،کلادیوس،بر تخت نشسته و بدون کوچکترین احترامی به آداب و رسوم،با مادرش ملکه گرترود،ازدواج کرده است.هملت از این اوضاع عصبی و بد گمان می شود.تا این که یک شب خواب می بیند:روح پدرش به هملت می گوید کلادیوس او را از طریق زهر کشته است و درخواست انتقام می کند.هملت قول می دهد از دستور او اطاعت کند.

← هملت برای اوردن دسته ی بازیگر برای اطمینان از درستی سخنان روح پدرش،از بازیگر ها می خواهد نمایشی به نام «قتل گوندزاگا» را در حضور شاه اجرا کنند.موضوع این نمایش به گونه ای بازآفرینی جنایت کلادیوس است و داستانش به ماجرای کشته شدن شاهی به دست برادرش مربوط می شود.شاه در حین تماشای نمایش چنان دچار آشفتگی می شود که مجبور به ترک نمایش می شود.این عکس العمل کلادیوس به نمایش،جرم او را به طور حتم به هلمت ثابت میکند.

← هلمت پس از این ماجرا،پیش مادرش می رود و به زودی صدای دعوای مادر و پسر اوج می گیرد و هلمت به مادرش اعتراف میکند چقدر از او متنفر است.او وقتی سایه ای را پشت پرده اتاق می بیند،تصور می کند که شاه پشت پرده گوش ایستاده است.پس شمشیر را می کشد و در پرده فرو می برد،ولی پولونیوس(پدر اوفلیا)در پشت پرده پنهان شده بوده و به جای کلادیوس به اشتباه کشته می شود.

← کلادیوس که تصمیم به نابودی هلمت گرفته ولی نمی خواهد آن را آشکار کند،او را به انگلستان می فرستد،در این سفر دو دوست دوران تحصیل او «روزن کرانتس» و «گیلد استرن» نیز همراه هلمت اعزام شده اند.آنها نامه هایی مبنا بر قتل شاهزاده هلمت با خود دارند،اما با عوض شدن نامه ها به جای هلمت این دو نفر کشته می شوند.در این اوضاع لایریتس،پسر پولونیوس،برای انتقام پدرش به دنبال هلمت است.همچنین،اوفلیا،که از کشته شدن پدرش به دست کسی که دوستش دارد از شدت غم و اندوه دیوانه شده تصمیم می گیرد برود و پس از آن که چند گل از کرانه رود می چیند،خود را در آب می اندازد و عرق می شود...
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
وایب اکتتت>>>>>>>>
تینیمقنحسمق مرسیی
ولی فیلمش>>>>>رمانش>>>>
وایب تستت🛐🛐🛐
💓
@𝖪𝖺𝗂𝗍𝗈
هملتهلمت💔
______
املت✅
@𝖪𝖺𝗂𝗍𝗈
*میکزنم💔💔
______
تو وضعیتت از منم بدتره پس برای چی بم میخندی بیشوز😵
خلالم کن😮
هنوز نفهمیدم اون هملته یا هلمت 💔
هملت✅
چقد تلفظ اسم یارو سخته😵
هملت
هلمت💔
من اول شدم بثوزید دلقکا
غمشو
وای خخخ
هلمت بدبخت
هملت درسته ها