خلاصه داستان: قرنها پیش، انسانها توسط موجودات انساننمای هیولایی به نام تایتانها تا مرز انقراض قتل عام شدند و انسانها را مجبور شدند در ترس پشت دیوارهای عظیم پنهان شوند. چیزی که این غول ها را واقعاً وحشتناک می کند این است که ذائقه آنها برای گوشت انسان از گرسنگی زاده نمی شود بلکه ریشه آن از لذت است. برای اطمینان از بقای خود، بقایای بشریت شروع به زندگی در درون موانع دفاعی کردند که برای صد سال حتی یک تایتان نتوانست به داخل آنها تجاوز کند. با این حال، زمانی که یک تایتان عظیم الجثه موفق به شکستن دیوار ظاهرا تسخیرناپذیر بیرونی می شود، این آرامش شکننده از بین می رود و مبارزه برای بقا در برابر هیولا های انسان خوار شروع میشود. ارن یگر پس از دیدن مرگ مادرش توسط یک تایتان، زندگی خود را وقف ریشه کنی آنها می کند و با عضویت در هنگ اکتشاف، یک واحد نظامی نخبه که با انسان نماهای بی رحم خارج از حفاظ دیوارها مبارزه می کنندد، اولین گام را برای گرفتن انتقام خود بر میدارد. ارن، خواهر خواندهاش میکاسا آکرمن و دوست دوران کودکیاش آرمین آرلرت به جنگ با تایتانها میپیوندند و برای کشف راهی برای شکست دادن آنها قبل از شکسته شدن دو دیوار دیگر تلاش میکنند.
خلاصه داستان: توکیو غول داستان یک پسر ۱۸ ساله عادی به نام کانکی کن است که بعد از مرگ زودهنگام مادرش، گوشهگیر تر شد و تنها هیدیوشی ناگاچیگا (هیده)، صمیمیترین دوستش در اطراف او باقی ماند. زمانی که کانکی و هیده در کافه ای به نام 'آنتیک' در حال صحبت با یکدیگر بودند، دختری زیبا توجه کانکی را جلب می کند و فروتنی و تواضع این دختر در مکالمه پیش رو کانکی و او کانکی را حتی بیشتر تحت تاثیر قرار داد، اما طولی نکشید که...(بقیشو نمی خوام اسپویل کنم!)
خلاصه داستان: بعد از مرگ خانواده پسری ذغال فروش به نام تانجیرو کامادو و تبدیل شدن خواهر کوچکترش به شیطان، این پسر تصمیم به گرفتن انتقام از شیاطین شد و برای پیدا کردن راهی برای درمان خواهرش به سپاه شیطان کس ها پیوست.
خلاصه داستان: ریوک، شینیگامی یا خدای مرگی است که بعد از گذراندن سال های طولانی بدون سرگرمی تصمیم میگیرد دفترچه مرگی که یک شینیگامی دیگر گم کرده بود را به زمین بیاندازد و از قذا لایت یاگامی که یک دانش نخبه است این دفترچه را پیدا می کند. لایت متوجه می شود اگر اسم فردی را در این دفترچه بنویسید آن فرد میمیرد و تصمیم میگیرد تا از آن برای کشتن مجرمان استفاده کند. همه چیز خوب بود تا وقتی که پلیس تلاش برای پیدا کردن فرد پشت قتل های مرموز را شروع می کند و ال، بهترین کارآگاه جهان برای دستگیر کردن لایت پا به میدان میگذارد.
درمورد این یکی نمیتونم چیزی بگم چون نمی خوام اسپویل کنم، توصیه می کنم بدون اینکه تحقیقی درباره انیمه بکنید دانلودش کنید و ببینید. ی انیمه سینمایی ۱ ساعت و ۴۰ دقیقهای هست و مطمئنم از دیدنش پشیمون نمیشید!
خلاصه داستان: در دنیایی که امپراتوری بریتانیا بیش از ۳۰ درصد جهان را فتح کرده، پرنس طرد شده بریتانیایی، یعنی لولوش لامپروژ، پس از بدست آوردن قدرتی به نام گیاس به مبارزه با امپراتوری بریتانیا برخواست تا دنیایی مساوی و آرام را برای خواهر کوچکترش بسازد. لولوش که یک فرد بسیار باهوش بود و حتی به عنوان باهوشترین کاراکتر انیمهای شناخته میشود با استراتژی های بی نقصش یک نمایش دیدنی را برای مخاطبان رقم میزند!
خلاصه داستان: ۱۲ سال پیش از شروع داستان، موجودی شرور و افسانهای به نام کیوبی (روباهی غول پیکر با ۹ دم) به کونوها حمله میکند. چهارمین هوکاگه با استفاده از یک طلسم و قربانی کردن خود موفق میشود کیوبی را داخل بدن ناروتوی تازه بهدنیا آمده مهر کند. ناروتو پسری یتیم است و اکثر مردم کونوها او را همان کیوبی میبینند و از او تنفر دارند. بنا به فرمان هوکاگهٔ سوم هیچکس حق ندارد در مورد وقایع رخداده مرتبط با حملهٔ کیوبی حرفی بزند؛ برای همین همسالان ناروتو و همچنین خودش چیزی در این مورد نمیدانند. با این وجود بهعلت دیدگاه و رفتار بزرگسالان و تأثیر این رفتار بر روی فرزندانشان، ناروتو دوران کودکی خود را بدون هرگونه رابطهٔ صمیمانه و دوستی سپری میکند. نتیجه این که ناروتو برای جلب توجه دست به انواع و اقسام شیطنت و خرابکاری میزند. در آغاز ناروتو بدترین شاگرد مدرسهٔ نینجاها است؛ اما با تلاش فراوان قدرتهای خودش را افزایش میدهد در همین بین ناروتو بالاخره فردی را پیدا می کند که به او ایمان دارد و بالاخره فارغالتحصیل میشود. پس از فارغالتحصیلی، نینجاهای مبتدی به گروههای سه نفره تقسیم میشوند. ناروتو نیز به همراه ساسوکه اوچیها (بهترین شاگرد مدرسه) و ساکورا هارونو (که ناروتو به او علاقهمند است) در یک گروه قرار میگیرند. تعلیم آنها را هم کاکاشی هاتاکه یکی از بهترین نینجاهای کونوها (که همیشه ماسکی بر صورت دارد) به عهده میگیرد ...
خلاصه داستان: هانتر (به معنی شکارچی) کسی است که برای انجام عملیات خطرناک به تمام نقاط دنیا سفر میکند. در اعماق سرزمینهای ناشناخته و برای به دست آوردن گنجینههای مخفی. «گون» پسر یک هانتر است که مدتهای مدیدی است پدرش ناپدید شدهاست. او معتقد است اگر راه پدرش را ادامه بدهد، میتواند بالاخره او را پیدا کرده و به خانه بازگرداند. «گون» به محض اینکه پا به سن ۱۲ سالگی میگذارد، خانه را به قصد شرکت در آزمون انتخاب هانتر ترک میکند. آزمونی پر از امتحانات مرگبار. در این سفر او سه دوست صمیمی پیدا میکند. «کوروپیکاً مشتاق گرفتن انتقام، “لئوریو» دکتر و «کیلواً آدمکش سابق. هر ۴ نفر آنها برای عبور از مراحل سخت این امتحان با یکدیگر همکاری میکنند. این انیمه بر اساس مانگایی با همین نام به قلم “توگاشی یوشیهیرو» ساخته شدهاست.
خلاصه داستان: دو برادر به نامهای ادوارد و آلفونسو الریک در پی یک تلاش ناکام برای زنده کردن مادرشان بهایی جبران ناپذیر را میپردازند. ادوارد پای چپش و آلفونسو تمام بدنش را از دست میدهد. ادوارد دست راست خود را فدا کرده و روح آلفونسو را به یک زره پیوند میدهد. آن دو پس از آن به دنبال راهی برای بازگرداندن بدنشان میگردند. اما در این راه موجودات به نام هامون گلسها سد راهشان میشوند…
یک سری رمان بصری ژاپنی که توسط شرکت 5pb. و نیتروپلاس ساخته شده و در ۱۵ اکتبر ۲۰۰۹ برای کنسول ایکسباکس ۳۶۰ عرضه شد. این بازی سپس در ۲۶ اوت ۲۰۱۰ برای مایکروسافت ویندوز، ۲۳ ژوئن ۲۰۱۱ پیاسپی، ۲۵ اوت ۲۰۱۱ آیاواس، ۲۴ مه ۲۰۱۲ پلیاستیشن ۳، ۱۴ مارس ۲۰۱۳ پلیاستیشن ویتا و ۲۷ ژوئن ۲۰۱۳ برای سیستم عامل اندروید عرضه شدهاست. یک سری مانگا ژاپنی هم از روی این اثر توسط یومی ساراچی مصورسازی شد که از ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۹ در ماهنامه کمیک الایو انتشارات مدیا فکتوری منتشر شد. همچنین یک مجموعه تلویزیونی انیمه ۲۴ قسمتی نیز توسط استودیوی وایت فاکس تهیه شد که از تاریخ ۵ آوریل ۲۰۱۱ تا ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۱ در ژاپن پخش گردید. مانگا، انیمه و بازی ویدئویی اشتاینر؛ گیت با موضوع سفر در زمان است.