2 سال پیش 8 اسلاید 295 مشاهده

اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی اطلاعات عمومی

نظرات بازدیدکنندگان (34)
  • حدود نصف بیشتر وسایلامو جنا بردن
    من اونی که جنرو احضار کرد رو از وسط نصف میکنم✔️

  • ترسیدم کههه
    حالا چجوری برم حموممم😂😭

    • بابا فوقش میخورت دیگه 😂😂

    • ای کاش میخوردد یهو میاد تسخیرت میکنهه

    • نظری ندارم😂😶

  • من دیگه شبا نمیخوابم😐

  • من امشب خوابم نمی‌بره....

    من اینو که لایک کردم یادم نیس؟؟😅

  • پس ما یکی یا طلسممون کرده یا احضار کرده

  • اینا اصلا ترسناک نیستند، البته اگه اذیتشون کنیم عصبانی میشن ولی اگه کاری به کارشون نداشته باشیم کاریمون ندارن. خودم چشم سومم بازه و بعضی شبا دیدم و باهاشون حرف هم زدم، پری هم دیدم اونا خیلی خوشگلن ولی قیافه اصلی جن ها ترسناکه بخاطر همین هیچ وقت نخواین که خود واقعیشونو بهتون نشون بدن، شاید باور نکنید ولی من فرشته محافظمم دیدم و بغلش کردم البته بین خواب و بیداری چون تو بیداری کامل نمیشه بخاطر اینکه دنیای ما و اونا خیلییی متفاوته. ولی پیشنهاد میکنم چشم سومتونو خودتون باز نکنید خودبهخود باز شه بهتره

    • ببین من همیشه یه احساسی دارم که یکی داره بهم نگاه می کنه و یه تصور بعد از این احساس بهم دست میده که دارم بالای سرم یه موجودی می بینم که شبیه جn..های تو فیلمای مثل راهبه یعنی من چشم سومم باز شده ؟ دو چشم دیگمم بازه و چشم سومم بازه تو اون لحظه که اون احساسو دارم

    • ولی موقع خواب بقیه مواقع نمی تونم کاری کنم و چیزی ببینم فقط و فقط وقتی اون احساسو دارم

  • من و خانواده‌م یه رابطه‌ی نزدیکی با اینجور اتفاقات داریم. مثلا یه بار پسر داییم به چشم دید جن رو و در رفت(کوچولو بود🥲)یه بارم من و دختر خاله‌م توی خرابه های یه روستا(خانوادگی تفریحی رفتیم🤦🏻‍♀️ )بلند بلند یکی از سوره های قرآن رو میخوندیم صدای گریه و ناله چند نفر میومد. یکی از فامیلامونم یبار احضار کرد عواقبش جالب نبود...

  • حالا فهمیدم مامانم چرا بهم میگه جن

    • 😶😐🤨

    • هن

    • نصفه شبی تو یخچال سرک کشیدنام شب گردی هام اینور اون ور گم و گور کردن وسایل اعضای خانواده تازه جالب اینجاست بعدا یادم نمیاد که اصلا به اون وسیله دست زدم ولی خانواده ی گرامی شهادت میدن که تو دست خودت دیدممم

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.