
در این پست سعی کردم به چند ورزش ناشناخته یا کمتر شناخته شده جهان اشاره کنم

لوژسواری (Luge) / سورتمهرانی مرگبار ورزشکار لوژسوار روی سورتمه به پشت دراز میکشد، سنگین بدنش را به عقب متمایل میکند و در یک پیست مارپیچ یخی هزارمتری، سُر میخورد. سورتمه تکنفره که سرعتش به حدود ۱۴۰ کیلومتر در ساعت میرسد، هیچ ترمز و ابزاری برای هدایت ندارد. تنها امکان ورزشکار برای کنترل سورتمه و ترمز گرفتن، دو قطعه فولادی است که زیر کفشهایش تعبیه شده است. ورزشکار با پایین نگه داشتن سر خود، مقاومت هوا را به حداقل میرساند و حرکات سورتمه را با وزنش کنترل میکند؛ با فشار آوردن به سمت راست بدن به سمت چپ میچرخد و برای چرخیدن به سمت راست هم به مخالف بدن، فشار وارد میکند. تسلط پیدا کردن برای بدن در این ورزش، سالها زمان میبرد، برای همین ورزشکاران در رشته لوژ سواری موفق میشوند که از سنین پایین شروع کردهباشند. لوژسوارها از حیث فشاری که بر بدنشان وارد می شود، شرایطی شبیه به رانندگان فرمول یک دارند. جی جی (واحد اندازهگیری میزان فشار وارد بر جسمی میشود که شتاب آن در حال افزایش است) وارد آمده بر گردن بهویژه آنقدر زیاد است که تمرینات مخصوصی را برای گردن لازم است. لوژسواری در سال 1964 در بازیهای المپیک زمستانی راه پیدا کرد، بهرغم این ورزش واقعاً بهشمار میرود. نه سورتمز و فرمان، وسیله امنی است و نه ورزشکار به پوشش پوشش (به جزء کلاه ایمنی) مجهز است. کبودی، شکستگی استخوانها، ضربه مغزی و مرگ از حوادث رایج این رشته است. «سوئیس» و «کانادا» بیشترین تعداد ورزشکار را در این رشته دارند و مسابقات جهانی هم در این کشور برگزار میشود.

کرلینگ (فرش کردن) / جاروبرقی روی یخ بازیکنان کرلینگ در دو تیم چهارنفره (با یک)، باید سنگ گرانیتی ذخیره شده حدود ۲۰ کیلویی را بهسمت خانه هدایت کنند. یک نفر ضربه زدن به سنگ است. سنگ، حین حرکت آثاری میکروسکوپی روی یخ بهجا میگذارد که باعث اصطکاک و حرکت انحنادار آن روی پیست میشود. دو نفر دیگر از بازیکنان با جارو کردن مسیر پیش روی سنگ، آن را صیقلی میکنند تا اصطکاک کاهش یابد و سنگ در مسیر مدنظرشان بهطرف خانه حرکت کند و در نزدیکترین دیره به آن، جا بشود. آنها وظیفه کنترل سرعت سنگ را برعهده دارند. پرتابکننده هم باید حواسش باشد سنگ را نشانهگیری کند که راه سنگ تیم حریف را مسدود کند یا آن را از مسیر خارج کند. همه این کارها به محاسبات دقیق ریاضی و فیزیک نیاز دارد. کرلینگ، خلاف آنچه بهنظر میرسد نه روی شانس و اقبال میچرخد و نه ورزش تنبلهاست. بابت محاسبات دقیق اش به شطرنج یخی معروف شده و بازیکنانش بهدلیل تنها فردی زیاد طی یک تمرین، ممکن است تا حدود دوکیلو وزن کم کنند. بازی در هشتم دور میشود و گروهی که بیشترین امتیاز را به میزان نزدیکی سنگها به خانه به دست بیاورد، برنده میکند. شاید فکر کنید ناشنیده و نادیده، جزوی از ورزشهای تازه است که نمیشناسید، اما در این رشته به قرن چهاردهم میرسد و از سال ۱۹۹۸ به صورت رسمی رقابتهای المپیک زمستانی میشود.

فریزبی (فریزبی) / پرتاب بشقاب فریزبی در واقع اسم ابزار موردنیاز این ورزش یعنی صفحه پلاستیکی مدوری است که بهدلیل وزن و طراحیاش میتواند تا مدتی روی هوا معلق بماند و مسافتی را کند. از آنجاییهایی که حدود 40 نوع سبک بازی در این ورزش وجود دارد، توضیح میدهد که چگونه ساده نیست. تعجب کردید؟ فکر میکردید فریزبی یعنی پرتاب کردن دیسک بهطرف همدیگر، بدون هیچ قاعدهوقانونی؟ اما که اینطور نیست. بهطور کلی هفت سبک فریزبی ازسوی فدراسیون جهانی بهرسمیت میشود، ازجمله «آلتیمیت» که در آن دو تیم ۵ تا ۷ نفره با هم رقابت میکنند. به این ترتیب که کاپیتانها فریزبی میاندازند و گروهها و مدافعان را مشخص میکنند. بعد از مدافعان در ناحیه گل مستقر میشوند و بیشترها میشوند که یک پایشان روی خط ابتدایی منطقه گل است و پای دیگرشان در زمین بازی، آماده میشوند. بازی با پاسکاری و گل و تعویض ادامه پیدا میکند و با رسیدن به یکی از تیمها به امتیاز ۱۷ تمام میشود. نکته جالب آنکه مسابقات آلتیمیت، داور ندارد و همهچیز به روحیه ورزشی و انصاف بازیکنان متکی است. ایده این ورزش، دهه ۵۰ میلادی به ذهن یک آمریکایی بهنام «والتر فردریک موریسون» رسید که در یک دوره خانوادگی با پرتاب بشقابی کوچک سعی کرد سر خودش و دیگران را گرم کند. بعدها حق امتیاز این دیسک را به یک شرکت اسباببازیفروشی فروخت و کمکم توجهات به فریزبی جلب کرد. سال ۱۹۸۵ فدراسیون جهانی این رشته در سوئد آغاز شد و در دهه هشتاد با انجمن فریزبی بهعنوان یک رشته ورزشی رسمی در ایران هم شناخته شد.

سپکتَکرا (Sepak takraw) / ولیبال در هوا گفته میشود ریشهاش به قرن پانزدهم در مالزی میرسد و بعد از جنگجهانی دوم به دیگر کشورها راه پیدا میکند. ولیبال با پا، لقبی است که به این ورزش داده شود، چون در آن، توپ به دست با پا (در واقع هر عضوی از بدن، غیر از دست) از تور عبور داده می شود. سپکرا در زمینی با سطح زمین بدمینتون و توری به همان ارتفاع بازی میشود و امتیازاتش شباهت زیادی به والیبال دارد. هر تیم سه بازیکن (و یک ذخیره) دارد که در سه ستِ ۲۱ امتیازی با هم رقابت میشوند. در سالهای اولیه معرفی و شهرت این رشته، بازیکنان بیشتری را فوتبالیستها تشکیل میدهند که بهدلیل مهارتهایی در انجام حرکات ورزشی با پا، از کنترل شوتهای ارتفاعدار برمیآمدند. با اینحساب میتوانم سپکتکرا در شکل امروزیاش –که در آن توپ فایبرگلاس، جای خیزران و بامبو را گرفتهاند و قانون بر آن حاکم شدهاند- وامدار والیبال، فوتبال و بدمینتون است. البته بیشبهت و ارتباط با آکروبات هم نیست؛ بالا پریدن و ضربه زدن به توپ در هوا، وجهی نمایشی و جذاب به این ورزش می دهد. سپکتکرا در کشورهای آسیای شرقی، حسابی طرفدار دارد. فدراسیون جهانیاش در بانکوک است و تایلند و مالزی و اندونزی و ویتنام و فیلیپین از مدعیان قهرمانی جهان هستند. در ایران هم حدود ۲۰ سالی است که انجمن سپکتکرا و مقامهای آسیایی و جهانی داریم.
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
قرعه کشیه یه سر به اکانتم بزن