2 سال پیش 4 اسلاید 893 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی سرگرمی

نظرات بازدیدکنندگان (63)
  • من لطفا

  • عالی بوددد

  • این پیام فقط جهت حمایت از شما میباشد🥲🖤

  • کلمات توی ابراز دردناکی اسلاید آخر ناتوانن..!
    واقعا وقتی خوندم پشتم لرزید..
    نمیدونم کی هستی و اسمت چیع و چن سالته و تایپت چیع...هرکی‌وهرچی وهر جا ک هستی دمت گرم؛

  • )

  • خیلی قشنگ بود:)

  • فالوم کنید،فالوتون میکنم.🌿
    یک پستم رو لایک کنید،دوتا پستتون رو لایک میکنم.🍬
    ادمین پین؟💐

  • تا حدی درک کردم که انگار همه ی اونا خودمم بودم 😔😞

    • وقتی مینواخت ابر ها می باریدند و رز ها مشکی می شدند اقیانوس تاریک می شد و ساز ها نژند!
      ماریلا می گفت قبلا وقتی می نواخت گیاهان جان می گرفتند اما بلاخره هر صبحی غروب می شود!
      صبح ساها هم غروب شد و محبوش با اینکه از طوفان نا امیدی و سیلاب اشک هایش خبر داشت رفت! انگاه ساز ها افسرده می‌نواختند و حتی رنگین‌کمان تیره شد!
      ماریلا می گفت محبوش اگر فردا باز گردد دوباره ساز ها موزون مینوازند و رز ها رنگ می گیرند
      از طرف Daniel برای saha

    • چقدر قشنگ بود تا اخر عمرم نگه ش می دارم⁦❤️⁩⁦❤️⁩

    • ممنون که حمایت می کنید💖

    • خواهش گلم 😘

  • زیبایی پستت >>>>>>

    • این بار بهار شکوفه ها نشکفتند و زمین گرم نشد!
      انگار جغد برفی هیچوقت به سمت خانه اش نپرید و او هنوز انتظار می کشید
      انتظارها بی پایان و بود و انگار پژواکی از صدای جادو گران شاد به گوشش می رسید!
      انگار نامه ی او در میان ترافیک سنگین آرزو به بعد واقعی تبدیل نمی شد و او در نقطه ی تاریکی از غم انتظار می کشید، او انتظار می کشید در تاریک ترین نقطه ی نا امیدی و امیدوار بود آنچنان که جادوگر گم شده ی هاگواتز شد!

      از طرف Daniel برای midia

    • واوو چه زیبا :)
      متشکرم 🌿✨️

  • حق؟

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.