4 اسلاید پست توسط: Deniz انتشار: 12 ماه پیش 79 مرتبه مشاهده شده گزارش ذخیره در مورد علاقه ها افزودن به لیست


لینک کوتاه

توجه!

محتوای ارائه شده در این سایت توسط کاربران تولید می شود و تستچی نقشی در تهیه محتوا ندارد بنابراین نمایش این محتوا به منزله تایید یا درستی آن نیست. مسئولیت محتوای درج شده بر عهده کاربر سازنده آن می باشد.

  • جهت اطلاع از قوانین و شرایط استفاده از سایت تستچی اینجا را ببینید.
  • اگر محتوای این صفحه را نامناسب یا مغایر با قوانین کشور تلقی می نمایید می توانید آن را گزارش کنید.

سایر تست های سازنده

نظرات بازدیدکنندگان (39)
  • imageℓιℓу
    ولی‌من‌خیلی‌تلاش‌کردم...

    «احم*ق میدونی چندبار بهت اعتماد کردم؟» «یه بار دیگه هم روش.» «خیلی پررویی.»
    ــــــــــــــــــــــــــــ
    خدایی اینو راست گفت که خیلی پرروئهههه

  • image💛Clara🖤
    بوی‌سجاده‌خونین‌پدرمیاید

    《سر پیازی یا ته پیاز؟خافه شو!》
    ______
    استغفرالله
    هی میام چیزی نگم

    • imageDeniz سازنده
      پروفایلم اسپویله

      بگو بگو راجت باش

  • image💛Clara🖤
    بوی‌سجاده‌خونین‌پدرمیاید

    وئه هم گفت،مثل مار نیشت زدم!》
    _____
    از این دختر خوشم میاد

    • imageDeniz سازنده
      پروفایلم اسپویله

      منم😉

    • imageDeniz سازنده
      پروفایلم اسپویله

      یدونه از نارسیسیا بل خوشم میاد یدونه از یوئه
      (دنیزم که بماند نقش اصلیه)
      بین پسرا هم از پروفسور چینگ و الکس

  • image💛Clara🖤
    بوی‌سجاده‌خونین‌پدرمیاید

    از آستین ردای سنتی‌اش سفید رنگش که رویش طرح های طلایی بود طوماری بیرون کشید. 
    ______
    چرا طومار باید تو آستینش باشه؟😐💔

    • imageDeniz سازنده
      پروفایلم اسپویله

      آماده نگه داشته دیگه

    • imageℓιℓу
      ولی‌من‌خیلی‌تلاش‌کردم...

      به شدتتت موافقمم

  • image💛Clara🖤
    بوی‌سجاده‌خونین‌پدرمیاید

    《با شمشیر که قطعا نه،ولی،شاید تو کاراته یه،پنج دقیقه دووم بیارم. 
    _______
    اونم شایداااااا شایدددددد

    • imageDeniz سازنده
      پروفایلم اسپویله

      حالا که فکر میکنم اونم نمیتونه

  • image💛Clara🖤
    بوی‌سجاده‌خونین‌پدرمیاید

    یه سری.....فوحش ها که...اریک خافه شو!》
    _______
    من نباید بخندم🤣

    • imageDeniz سازنده
      پروفایلم اسپویله

      بخند بخند
      صحنه طنزه

  • image💛Clara🖤
    بوی‌سجاده‌خونین‌پدرمیاید

    دنیز نفهمید چه شد،ولی در یک لحضه بسیار سریع،یوئه با پایش به زانوی اریک لگدی زد که اریک ولش کرد. یوئه دستانش را مانند یک مار گرفت و مانند نیش مار به گلوی اریک ضربه‌ای زد. و در کسری از ثانیه،از آستین لباسش تیغ های فلزی بیرون آمدند، و اریک را به یک درخت میخکوب کردند.
    ______
    جوری که نفهمیدم چیشد

    • imageDeniz سازنده
      پروفایلم اسپویله

      خوشحالم
      چون هدف همینه

  • image💛Clara🖤
    بوی‌سجاده‌خونین‌پدرمیاید

    اریک در مقابل آنهمه چشم تبدیل به یک ماهی کوی سیاه رنگ شد و درون آب دریاچه رفت.
    ________
    تقلبببببببب

  • image💛Clara🖤
    بوی‌سجاده‌خونین‌پدرمیاید

    اریک در پاسخ سخن الکس پوزخندی زد
    ______
    زهرمار

  • image💛Clara🖤
    بوی‌سجاده‌خونین‌پدرمیاید

    اریک و یوئه در نقابل هم ایستاده بودند. 
    ______
    عیجان مبارزه

    • imageDeniz سازنده
      پروفایلم اسپویله

      عیجان یا آخجون؟🤨

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید.