معرفی ۵ تا از نویسندگان برتر معاصر ایران
۱. صادق هدایت احتمالاً وقتی نام صادق هدایت را میشنوید، در مواجهه نخست، یادتان به کتاب بوف کور او میافتد که یا از اطرافیانتان شنیدهاید یا خودتان آن را مطالعه کردهاید. صادق هدایت، متولد 28 بهمن سال 1281 بود. هدایت در خانوادهای 8 نفره بزرگ شد و کوچکترین پسر خانواده بود. هدایت جزو معدود آدمهایی بود که در آن سالها و در سن جوانی، گیاهخوار شد. شاید این ویژگی باعث شود در دل خیلیها، جا باز کند و خیلیها تمایلشان برای خواندن آثار او بیشتر شود. او معتقد بود اگر آدمی بخواهد دست از جنگ بردارد اول از همه باید کشتن و خوردن حیوانات را کنار بگذارد. همین هم باعث شد کتابی با عنوان فواید گیاهخواری بنویسد. او به همراه بزرگ علوی، مسعود فرزاد و مجتبی مینوی برای دهانکجی به جمعی که گروهی تحت عنوان ادبای سبعه را تشکیل داده بودند، گروه خودشان را تحت عنوان گروه ربعه راه انداختند. سال 1307، صادق هدایت برای نخستین بار در رودخانه مارن کشور فرانسه دست به خودکشی زد که سرنشینان قایقی او را از آب بیرون کشیدند. اصلاً در ادامه همین اتفاق بود که داستان زندهبهگور را نوشت و به آن لقب یادداشتهای یک دیوانه را داد. اما در دومین اقدامش در سال 1330، بعد از نابود کردن بیشتر داستانهای چاپ نشدهاش، خودش را در آپارتمانی در پاریس حبس کرد و شیر گاز را باز کرد و درنهایت طی این اقدام، جان خودش را از دست داد. آخرین جملات او پیش از خودکشی به همین دو جمله ختم شد: دیدار به قیامت. ما رفتیم و دل شما را شکستیم. همین
۲. محمدعلی جمالزاده احتمالاً اگر سر و کارتان با کنکور بوده باشد، درباره محمد علی جمالزاده همین چند جمله را شنیده باشید که او پدر داستاننویسی نوین در ایران است. این نویسنده متولد 23 دیماه 1274 در اصفهان است. او به همراه سید حسن تقی زاده در کرمانشاه، روزنامهای تأسیس کردند به نام رستاخیز. اولین کتابی که او نوشت، گنج شایان نام داشت و در زمینه اقتصاد ایران بود. بعد از آن داستان کوتاهی تحت عنوان «یکی بود، یکی نبود» را نوشت که واکنشهای زیادی را به همراه داشت. او در کل زندگیاش که مدام درگیر سفرهای مختلفی به سوئیس و آلمان بوده، تنها 5 بار به ایران آمده که هر دفعهاش هم بسیار کوتاه بود. اما این باعث نشد که زبان فارسی را فراموش کند. مدام داستان فارسی میخواند و به دوستانش هم به فارسی نامه مینوشت. از دیگر استعدادهای او میتوان به ذوقش در ترجمه اشاره کرد که با «قهوهخانه سورات» اثر برناردن دوسن پیر فرانسوی شروع کرد. همچنین ترجمه دو کتاب از شیللر، نمایشنامهای از مولیر و ایبسن نیز در کارنامه خود دارد. چیزی که جمالزاده را از دیگر نویسندگان آن دوره متمایز میکرد، هنر و مهارتش در نوشتن داستان کوتاه بود. از جمله آثار شاخص او میتوان به دارالمجانین، راه آب نامه، صحرای محشر، سر و ته یک کرباس و ... اشاره کرد. او در سن 102 سالگی در خانه سالمندانی واقع در ژنو سوئیس جان خود را از دست داد
۳. احمد محمود احمد محمود یا بهتر است بگوییم احمد اعطا، 4 دیماه سال 1310 در اهواز به دنیا آمد. در اواخر عمرش به دلیل بیماری تنفسی، با مشکلات زیادی روبرو شد و همین باعث شد قلبش از کار بیفتد. شاید احمد محمود را بشود جزو نسل آرمانخواه جامعه نویسندگان دانست. او یکی از برجستهترین نویسندگان روزهای بعد از کودتای 1332 است. از ویژگیهای رمان او میتوان به نگاههای اجتماعیاش اشاره کرد. رنجهای اجتماعی، اعتصاب، خانههای کارگری، بلوکهای کارمندی و ... را همیشه میشد دید. همسایهها یکی از آثار شاخص او است که به چند زبان دنیا مثل روسی، انگلیسی و فرانسوی ترجمه شد. او از صادق هدایت و صادق چوبک تأثیر میگرفت و منتقدان ادبی او را پیرو سبک رئالیسم اجتماعی میدانند. از دیگر آثار احمد محمود میتوان به مول، دریا هنوز آرام است، زائری زیر باران، پسرک بومی، داستان یک شهر، مدار صفر درجه و ... اشاره کرد.
۴. ابراهیم گلستان برای این که ابراهیم گلستان را بشناسید، نیازی نیست به طور خاص درباره خودش بخوانید. میتوانید اشعار فروغ فرخزاد، شاعر بزرگ ایرانی را هم دنبال کنید چرا که در آن، ردپایی از ابراهیم گلستان پیدا خواهید کرد. خصوصاً در نامههایی که فروغ برای او نوشته است. اما به طور خلاصه درباره ابراهیم گلستان همین را بگوییم که او متولد 26 مهر سال 1301 است. اولین مجموعه داستان او به نام «به دزدی رفتهها» در سال 1326 چاپ شد. او هم درست مثل برخی دیگر از نویسندگانی که در این مطلب اسم بردیم، در شرکت نفت مشغول به کار شد. در سال 1336 از شرکت نفت بیرون آمد و استودیوی سینمایی خود را به نام استودیو گلستان تأسیس کرد. او هماکنون در استان ساسکس انگلستان زندگی میکند. مانی حقیقی نیز یکی از نوادگان او به حساب میآید. همه اینها یکطرف، حالا کمی درباره ویژگی آثار ادبی او بگوییم. او به طور خاص متأثر از ارنست همینگوی بود. خصوصاً وقتی داستان کوتاه مینوشت. یکی از معدود نویسندگان ما بود که به فرم مدرن در داستاننویسی روی آورد و از این جهت، به خوبی میشود با خواندن و بررسی آثار او متوجه پیشرفت داستاننویسی در ایران شد. از دیگر ویژگیهای آثار ادبی ابراهیم گلستان میتوان به داستانهایی اشاره کرد که به یکدیگر ارتباط دارند. از داستانهای ابراهیم گلستان میتوان به آذرماه آخر پاییز، شکار سایه، مد و مه، خروس و ... اشاره کرد
۵. صمد بهرنگی صمد بهرنگی در ماه شهریور سال 1347 در رود ارس غرق شد. قطعاً این شروعی نبود که از نوشتن درباره بهرنگی، انتظار داشتید. از مرگ صمد بهرنگی چیزی حدود نیمقرن میگذرد و باید به این نکته نیز اشاره کنیم که او هنگام مرگش فقط 29 سال داشت. او معلم بود. اما نه به شیوه آموزش و پرورش وقت! او همواره تلاش میکرد تا هنگام تدریس، روشهایی پیدا کند که با آن دانش آموزان روستایی بهتر شوق بیشتری برای تحصیل داشته باشند. یکی از دلایلی که باعث شد صمد بهرنگی به نویسندهای خارقالعاده برای کودکان بدل شود، احساس نیازی بود که در آن زمان میدید. کتاب خواندنی غیردرسی برای کودکان بهندرت پیدا میشد. او برای نوشتن، ابتدا سراغ مطالعه آثار غلامحسین ساعدی رفت. خواندن ساعدی و دست به قلم بردن باعث شد تا او در سن 19 سالگی بتواند چند اثر مطرح و مشهور در زمینه ادبیات کودک بنویسد. از ویژگیهای داستان او میتوان به فانتزی بودن و در عین حال رئالیستی بودن اشاره کرد. داستانهایی که او مینوشت اغلب گیرا بود و خودش میگفت قصه مرا برای بچههایی بخوانید که یا فقیر باشند یا خیلی نازپرورده نباشند. از جمله آثار وی میتوان به تلخون، الدوز و کلاغها، پسرک لبوفروش، ماهی سیاه کوچولو، یک هلو هزار هلو و ... اشاره کرد
منبع : گوگل 💙💚💛❤ نتیجه چالش داریم...