میخوام یه سریال ترکی متفاوت،و در عین حال،جذاب معرفی کنم. مطمنم تو تستچی افراد خیلی کمی میشناسنش.
من از بچگی کارتون های ترکی رو میدیدم و واقعا دوسشون داشتم. چون خودمم ترکم"که نزدیک هزار و یک بار تو داستانم گفتم😅" از وقتی زبون باز کردم میتونستم ترکیهای حرف بزنم. درسته خیلی کارتون میدیدم،ولی اصلا با سریال هاش کاری نداشتم چون خوب،علاقه نداشتم. ولی یه روز به طور تصادفی این سریال رو دیدم. البته اون زمان هم خودم بچه بودم،هم بازیگراش،هم موضوع فیلم. ولی....
اسم این فیلم"Tozkoparan" بود. (پوسترشم بالاست)در مورد یه پسر بچه هست که آسم شدید داره،و به همین خاطر،از استانبول به یه شهرستان که داخل جنگل هست و هوای پاک تری داره، و محل تولد پدرشم هست مهاجرت میکنن. اونجا یه سری دوست،و البته یه سری رقیب پیدا میکنه.اسم این پسر "mete" بود. مته،از تاریخ دوره عثمانی،یه قهرمان رو شناخته بود"که این قهرمان در حقیقت هم وجود داشت" اسم این قهرمان "tozkopaean iskender" بود. حالا یعنی چی؟
اسکندر که همون اسکندره،حالا توزکوپاران یعنی چی؟ "توز" اون بخش کش مانند کمان هست که باهاش کمان رو میکشن، توزکوپاران،یعنی کسی که کمان رو پاره میکنه. نمیدونم در چه حد کمان عثمانی رو میشناسین،ولی تو یه مستند دیدم قوی ترین کمان تاریخ هست،و دلیل قدرت سلجوق ها،این صلاحشون بود. ساخت این کمان کم کمش یکسال و نیم طول میکشید و حتی کشیدن کمان هم قدرت فوق العاده میخواست. این قهرنان سلجوقی،کمانی رو که خیلی ها حتی نمتونستن بکشن و یه تیر باهاش بزنن رو چنان میکشه که توز کمان پاره میشه. در عین حال،تیر توزکوپاران اسکندر رکورد تاریخی داره و ۸۴۶ متر مسافت رو تی کرده. توزکوپاران اسکندر با داشتن این رکورد،تا کنون قوی ترین تیراتداز و کمان تاریخ هست.
حالا از درس تاریخ بگذریم و برگردیم به ماجرای مته😅بابای مته مدیر مدرسه بود. توی مدرسشون دوتا تیم تیراتدازی با کمان مدرن(نه کمان عثمانی) بود. اسم یه تیم "Mavi ay" و اونیکی "Kara yel" بود. معنی اسم تیم اول یعنی ماه آبی، و تیم دوم یعنی باد سیاه. مته با بچه های ماوی آی (همون ماه آبی) دوست بود. ولی معلم ورزششون اون رو توی تیم کارا یل(همون باد سیاه) میزاره. وقتی تیر رو انداخت نه میزنه ولی جوری که نوک پاش،از خطی که باید عقبش وایسن یه ذره جلوتر بوده. کارایل برای اولین بار میبازه. و میخوان به مته زور بگن. مته هم موقع فرار نفسش بند میاد و از هوش میره. این بچه ها هم میترسن و فرار میکنن.
خوب،حالا یه توضیح کوتاه بدم درمورد یه شخصیت فوق مهم. اسم این شخصیت "صالح گوزوپک" هست. بازیگرشم "گوکحان آتالای" صالح دوست قدیمی بابا مته هست. در تی یک اتفاقات که توضیح خواهم داد،پسرش و همسرش رو از دست میده و میره توی جنگل و توی یه کلبه چوبی به دور از همه زندگی میکنه.😔 ولی افراد روستا و همچنین بچه ها،افسانه هایی راجع بهش میسازن. که میگه نمیدونم این کلبش آتش میگیره و از آتش قدرت های ناورایی به دست میاره نمیدونم بالای ۳۸۰ سال داره😅اینجوری بچه هارو میدوزده اونجوری روحشون رو میخوره و..... مته که وسط جنگل بخواطر آسمش از هوش میره،صالح پیداش میکنه،و میبره کلبش. اونجا بهش دارو گیاهی اینا میده و حال مته جا میاد(البته تا مرز سکته میره از ترس ولی بعدا میفهنه راجع به صالح هرچی شنیده غلطه) تمام مدت صالح حرف زیادی باهاش نمیزنه و کلا با اخم و تخم باهاش رفتار میکنه چون بعد از دست دادن پسرش،حوصله هیچ بچهای رو نداره....😔🥺
مته از باباش میخواد اونو ببره تیم ماوی آی و بعدا توی یه کتاب که راجع به کمان کش ها هست عکس صالح رو میبینه و میفهمه صالح کمان کش هست. همراه دوستاش میره و التماسش میکنه بهشون تیراندازی یاد بده.(از پخت غذا تا رنگ کردن کلبش همه کار میکنن این راضی شه،اینم که دل نازک،قبول میکنه) اینا هم بهش میگن:"Salih hoca" یعنی استاد صالح. خلاصه کلام اینا کارایل رو بار ها شکست میدن،شکست میخورن و یه فصل میگذره. بعد یه فصل،جفت تیم ها میرن تو دل جنگل،توی یه کمپ محافظت شده کمان کشی. اونجا یه کارکتر مرموز میاد،که در ظاهر مدیر کمپه. اینم بگم فصل گذشته،ماوی آی همراه صالح و بابای مته،دنبال امانتی های توزکوپاران اسکندر میگردن. از سرتیر تا نوعی انگشتر خاص... امانتی های توزکوپاران هم،هزار و یک تا کس و ناکس داره که میخوانشون. ولی هدف صالح حفاظت از اوناست. و البته ماموریتش هست. زن و بچشم به همین خاطر،و در همین راه،به دست دشمنانش کش*ته شدن. یک گروهی از گذشته بوده،به اسم توزکوپاران ها،یعنی کسایی که از امانتی های توزکوپاران اسکندر خفاظت میکنن،و البته راه اون که صبر و تقوا و عمل صالح (شوخی نمیکنم) و کمک به افراد نیازمند و غیره هست رو ادامه میدن. ولی در مقابل توزکوپاران ها،گروهی دیگه هست به اسم کوزگون ها. کوزگون یه نوع کلاغ بزرگ و سیاه رنگ هست که توی ادبیات به معتای سیاهی و پلیدی هست. کوزگون ها هدفشون نابودی توزکوپاران ها،و برد*ده کردن اهالی کل دنیا هست. توزکوپاران ها و کوزگون ها،دو عنصر شر و خیر رو نشون میدن.
خوب،از اونجایی که میخوام خودتون تماشا کنید،زیاد اسپویل نمیکنم. و خیلی از قضیه هارو توضیح نمیدم. ولی،توی کمپ،مته شروع میکنه به دیدن خواب ها و کابوس های عجیب. بهش الهام هایی میشه و... تا اینکه یه روز،صالح توی یه تله گیر میکنه، و اون برای نجات استادش،مجبور میشه یه طناب رو پاره کنه. ولی چون قدش اینا نمیرسه،از فاصله خیلی دور،با کمانش و با تیر،طناب رو پاره میکنه و همون لحضه، پشت گردنش علامت توزکوپاران ها پدیدار میشه.... و بعد قسمت ها،متوجه میشن مته وارث توزکوپاران اسکندر هست و فقط الهام هایی که به اون میشه اونا رو پیش آخرین امانتی توزکوپاران،یعنی کمانش"میبره. و تا آخر فصل،میبره. و اینا بعد اتفاقات طولانی (نمیگم که اسپویل نشه) کمان رو پیدا میکنن. بعد یه مدت،که مدرسه اینا باز میشه،اینا میفهمن روی کمان یه قطب نما هست. و قطب نما میخواد اونارو ببره به یه جایی. اینا هم یه استاد فیزیک دارن که خیلی عجیب غریبه،بعد قسمت ها میفهمن این استاده هم توزکوپارانه، اسمشم فیکری هست. فیکری یه دستگاه رو که از یه دانشمند بزرگ دوره عثمانی مونده رو میسازه،و توی فیلم میگن همون دانشمنده هم توزکوپاران بود. خلاصه......😅،فیکری داشت ماشین زمان میساخت، و تنها راه کار کردنش،پیدا کردن یه منبع انرژی بود،که از قضا یه دریانورد معروف،که اونم توزکوپاران بود😅یه سنگ قیمتی پیدا میکنه و اونو به ارث میزاره،قطب نمای کمان مته هم،اینارو میبره و بعد باز هم یه فصل تلاش و کوشش و رفتن تا پای مرگ، اینا سنگه رو پیدا میکنن. ولی امان از دست کوزگون ها،که میان و میرن با این دستگاه به گذشته،تا توزکوپاران اسکندر رو نابود کنن و در نتیجه،یعنی دست کاری زمان.....
خوب،فصل جدید این سریال خیلییی حساس تر جذاب تر و بهتره،اگه میخواین ادامشو بگم،حتما توی کامتا بگید. درضمن اسم فصل جدیده،دیگه Tozkoparan نیست. اسمش: Tozkoparan iskender هست😌ادامه میخواین؟
فقط اونجا اشتباه نوشتی 846 نیس.
رکوردش 847 متر هست
اینم پین کنی خوشحال میشم.
خوشبختم منم هستم
عررررررررر😍😍😍🥹🥹🥹🥹
داریم زیاد میشیم😍
یسسسسسس
خوشبختم،دوست دارم🍓🍓❤️❤️
منم دیدمش اره ادامه بده
یسسسس
داریم زیاد میشیم😌
ولی چقدر خوبه که میتونی سریال به یه زبان دیگه رو بدون زیرنویس ببینی😭😂
کاشکی منم این قابلیت رو برای سریالای کرهای داشتم🤌🏻😃
سارا؟😃
برگشتی دختر؟
بازم مینویسم حتما،ممنونم❤️
بمونی برام.
آرههه.
با قدرت به نوشتن ادامه بده🤌🏻
♥️🤝
واو معلومه که واقعا عاشق این سریالی، چون توصیفات کامله و آدم میتونه همه چیز رو تصور کنه، همین ویژگیت باعث شده که یه نویسندهی خوب باشی.
خوشحال میشم اگه از پوسترای دیگش هم پست یا تست بزاری تا ما هم اطلاعات بیشتری کسب کنیم.
پست های منم درمورد این سریال هست ممنون میشم سر بزنی و لایک و کامنت بذاری.
تا الان سه فصل بوده
توزکوپاران
توزکوپاران اسکندر
و توزکوپاران اسکندر گولگه.
وای به حال کسایی که این سریال رو ندیدن واقعا بخاطرشون خیلی ناراحتم.
نصف عمرشون هیچه دیگه😐
بین دوراهی لیا یا توآنا،دوراهی پنچه و ماوی آی...
وقتی مته یهو حذف شد،وقتی مته یهو برگشت با یه حالت فوق خفن تر....
سخنی از بزرگان های هالوک و جنک.
اشک هاشون
خنده هاشون
و.....
نفهمیدم چرا نصف عمرشون هیچه؟
خوب نوعی کنایه از اینکه چیز با ارزشی رو از دست دادن.
یاا خدا تو هم که مثل من همه چیو راجب این سریال میدونی. توزکوپاران و... رو هم میدونی.
و منم مثل تو تصادفی دیدم و آشنا شدم.
وای انگار که دوقلوی گمشده منی😍😍😍
واییی من با این سریال بزرگ شدم مثل تو از بچگی دیدم😍😍😍😍
من دیدم همشون رو و آره ادامه بده
عه تو هم دیدی؟؟؟؟؟
چقد خوشحالممممم
واییی توی تستچی هم داریم زیاد میشیم😍😍😍
باید محبوب تر بشیممم.
به ساخت پست و تست از این موضوع ادامه بدیمممممم
ܣߊܨ 💞
ܩࡅ࡙ܢܚ݅ܘ ࡅ࡙ܘ ܢܚܝ ܢ̣ܘ ࡅ߳ܢܚࡅ߳ߊܩܢ ܢ̣ܝ̇ࡅ߭ࡅ࡙؟🗿
ܦ̇ܧܥ ࡅ࡙ܘ ࡅ߭ܭ ߊܘ 🤌
ܧࡐܠܙ ܩࡅ࡙ܥܩܢ ܟܿࡐܢܚ݅ࡅ߳ߺߺܙ ܢ̣ࡅ࡙ߊܥ 🍭
ܝ݆ߺ.ࡍ߭ : ߊܝ̇ ܩܩܥ ࡅ߭ܩࡅ࡙ܢܚ݅ܘ ߊࡅ߭ࡅ߳ࡈ߭ߊߺߊܝ ܥߊܢܚ݅ࡅ߳ߺߺܙ ܝ݆ߺࡅ࡙ࡍ߭ ܭࡅ߭ܘ ، ࡐܠܨ ࡅ߳ࡐ ܭܘ ܩࡅ࡙ࡅ߳ࡐࡅ߭ܨ
سارے واسـہ تبلیغ 🍫🚬