فرعون مصر
روزی روزگاری توی مصر باستان فرعونی از دنیا رفت و سلطنتش به پسر ده ساله اش بطلمیوس سیزدهم و دختر 13 ساله اش کلیو پاترا رسید . اون دوتا اختلاف نظر زیادی در مورد نحوه اداره کشور داشتن و به زودی کلیوپاترا از قصر بیرون انداخته شد و جنگ داخلی شروع شد.
زولیوس سزار امپراطور روم به مصر سفر کرد تا به کلیو پاترا و بطلمیوس کمک کنه باهم به توافق برسن . کلیوپاترا اندیشید = اگر من بتونم سزار رو قبل از برادرم ملاقات کنم می تونم اون رو متقاعد کنم که فرعون بهتری هستم . اما اون از قصر خارج شده بودو سربازان مانع ورودش میشدن. کلیوپاترا از خدمتکاراش خواست اون رو داخل فرش لوله شده بزارن و داخل اتاق سزار ببرن
سزار از شجاعت کلیوپاترا تحت تاثیر قرار گرفت و او را بر تخت نشاند اونا ازدواج کردند و فرزند پسری به دنیا اوردن کلیو پاترا همراه اون به رم رفت اما سزار کشته شد و کلیو پاترا به مصر برگشت رهبر جدید رم که مارکوس انتونیوس نام داشت در مورد این ملکه قدرتمند مصری چیزهای زیادی شنیده بود و میخواست اون رو ملاقات کنه ...
این بار وقتی کلیوپاترا با قایقی از جنس طلا مواجه شد که با جواهرات گران بها و ابریشم تزیین شده بود این عشق در نگاه اول بود کلیوپاترا و مارکوس انتونیوس جدایی ناپذیر بودن اونا سه تا بچه بدنیا اوردن و تا اخر عمر عاشق یک دیگر ماندند وقتی کلیو پاترا از دنیا رفت امپراتوری با او به سرانجام رسید او اخرین مصر باستان بود. زاده 79 سال قبل از میلاد مسیح در گذشت 30 سال قبل از میلاد مسیح
جالب بود
ولی من رو این بشر کراش بودم >>>🛐
منطقیه یکی از قدرتمند و باهوشترین فرعون های مصر بوده