انتشار: 4 سال پیش تعداد رأی‌ها: 6
توي اين فصل به اختمال زياد تالون و پني به هم مي رسن و مارو راحت مي کنن الهي شکر. واسه ي بچه هاشون هم داستان مي نويسم ولي خب يه داستان ديگه هم مي خوام بنويسم که ربطي به تالون و پني نداره. يه خلاصه ازش مي زارم اينجا: من لينا راسِل هستم. بهم خبر دادن بعد از کلي تمرين کردن توي اتاقاي تمرين، بالاخره مي تونم کمک خلبان بهترين کاپيتان کشور توي هواپيما باشم. اول خيال مي کردم فقط من دستيارش هستم ولي وقتي رفتم يه نفر ديگه هم اونجا بود. يه نفر که به نظرم خيلي اضافه ست....
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (3)
برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.