خلاصش اینه که
میخوام در کناره سرد اما مهربون یه داستان دیگه ام بنویسم
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
وقتی پارت جدید داستانت رو گذاشتی حتما خبرم کن
گزاشتمش پارت ۱ رو
عزیزم خودم با یه اکانت دیگه منتظرش کردم، فکر کنم دیشب بود ساعت ۱۱ اینا❤❤❤❤
ممنونمممممممم💜💜💜💜😘😘😘😘😘😘
خواهش میکنم عزیزم❤❤❤❤
سلام ببخشید اینو میگم ولی میشه بپرسم چرا تستم بررسی نمیشه آخه خیلی وقته گذاشتمش چند بارم حذف کردم دوباره گذاشتم
هییییی بزار داستانتووووو
جونگ کوک رئیس بزرگ ترین شرکت کره هست پدر و مادرش زندن و ۳ سال هست که با میا ا....ز....د.....و.....ا....ج کرده و هنوز ب..چ...ه ندارن
ا/ت ۲۳ سالشه جونگ کوک ۲۶ و میا (زنش) ۲۴
ر.....ا.....ب.....ط....ش.....و.....ن هم باهم خوبه
منظورم جونگ کوک و زنش هست
خب این داستان پر از اتفاق های جور واجور هست راز هایی که فاش میشن و باعث تغییر زندگیه یه فردی میشن عشقی که بین دونفر به وجود میاد و برای رسیدن به اون عشق راه های پر پیچ و خمی در انتظارشونه آید میتونن از پس این راه بر بیان یا به همین راحتی جا میزنن؟
زنش در نگاه اول کیوت و مهربون هست ولی از درون درو و حسود هست و تا حالا اون روشو به کسی نشون نداده
خب ابن داستان درباره ی جونگکوک هست
خب اینجا جونگکوک زن داره وشما خدمتکار خونه ی اون ها هستید اسمتون ا/ت هست و کیوت و مهربونین ولی اگه کسی بهتون زور بگه یا عصبانیتون کنه
حسابش با کرام الکاتبینه لجباز بودن و پرو بودن هم به ویژگی هاتون اضافه کنید پدر و مادرتون رو از دست دادیدو یه برادر بزرگتر دارید