دو روز پیش صبح از ناله ها مادر بیدار شدم فهمیدم برای چیه اورژانس زنگ زدم مادر رو برد تو بیمارستانبا خواهر فسقلی و پدر منتظر بودیم که دیدیم 2 تا پسر فسقل اندازه نخود بغل مادر هستن
داداش شدم طبل شادی بکوبین
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
مبارکه
دیگه خبر نمیگیری
خوبی
منم بد نیستم
وایییییی مبارکککککککک پاقدمش مبارک عکسشو بزار😍👌🏻