انتشار: 4 سال پیش تعداد رأی‌ها: 13
😍🥰😘😍🥰😘😍🥰😘 کامنتا کمه☹️☹️☹️
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (10)
  • منتظر پارت بعد هستمم 😍💜

  • عالییییی

  • 3..بغلش کرد و بردش تو اتاقش و رفت بیرون همین....از زبون نیکا:فردا..بیپچدار شدم کارای اولیو رو کردم و رفتم بیرون تهیونگ:نیکا بیا اینجا صبحانه بخوریم نیکا:باوشه رفتم نشستم صبحانه رو خوردیم و اون مستقیم رفت تو اتاق کارش منم...نیکا:عام من میخوام کیک درست کنم خدمتکار:کیک میخواین داریم

  • 2.با بالا پایین شدن تخت فهمیدم اومده رومو کردم این ور و مگاهش کردم تهیونگ:خوب نیکا:بریم تهیونگ:اره برو اماده شو نیکا باند شد و رفت اماده شد و اومد پایین نیکا:بریممم تهیونگ:بیا ...رفتن بیرون و نیکا هرچی خواست تهیونگ خرید براش و بعدم رفتن شهر بازیو...) نیکا تو ماشین خوابش برده بود تهیونگ براید استایل

  • رفتم تو اتاقش و روی تخت دراز کشیدم که نفخمبدم کی خوابم برد از زبون تهیونگ:کارامون تموم شد و رفتم تو اتاقم که دیدم عین بچه دوساله ها خوابیده رفتم حموم و وقتی اومدم بیرون...از زبون نیکا:چشمامو بار مردم با چیزی که دیدم ..تهبونگ فقط یه حوله دور کمرش بود ا‌مدهذلود بیرون تعیونگ:اااا نیکا روشوک کرد اون ور

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.