انتشار: 4 سال پیش تعداد رأی‌ها: 31
تو کامنت ها دیالوگ مورد علاقتون رو در کتاب خوب های بد بدهای خوب. بنویسید
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (19)
  • خوب دفاع می‌کنه و شر حمله می‌کنه💖🩷
    اون چیه که شر نداره و خوب بدون اون وجود ندارد عشق واقعی ✨⭐👈🏻👉🏻

  • اونجایی که آگاتا به سوفی گفت تو شرور نیستی سوفی، تو انسانی.

  • جمله ی اگاتا به سوفی تو فیلم: تو شر نیستی سوفی تو فقط یه انسانی

  • تدروس نتوانست روی پایش بایستد و جلوی درختی پخش زمین شد زمزمه کرد : چرا همه به من دروغ می گن ؟ چرا همیشه همه چی دروغه ؟) اکانت اهسته گفت :همه چی نه )سوفی تدروس را دید که خیره به او مانش برده بود ؛ چشم های ابی اش برق می زد و مثل یه سرد شده بود.انگار داشت تمام حرف ها و تک تک صحنه هایی را که همین الان

    • اتفاق افتاده بود مرور میکرد . کم کم درخششی طلایی اطرافش ظاهر شد انگار گرمایی در وجودش بیدار شده بود و..... او داشت به شاهدخت شبه وار و موسیاهش نگاه میکرد ... تدروس نرم و ملایم گفت :( تو تمام این مدت منو دوست داشتی ؟) آگاتا به سرش جواب مثبت داد و و سیل اشک از گونه هایش جاری شد تدروس هم با چشم های خیس گفت : و تمام چیز خاصی که تو برج گفتی حقیقت داره ؟ آگاتا باز هم سرش را تکان داد و گریه اش شدید تر شد بغض تدروس ترکید: چرا حرفت رو باور نکردم ؟چرا بهت اعتماد نکردم ؟آگاتا که مثل ابر بهار اشک می‌ریخت...

    • آگاتا با صدای گرفته خندید و بالاخره گذاشت قلبش بدون احساس گناه با عشق بتپد.
      ببخشید خیلی طولانی شد این مکالمه رو خیلی دوست داشتم و همینطور اون قسمتی که توی جلد اول کلا هر اتفاقی که توی سیرک استعداد افتاد مخصوصا قسمتی که تدروس جلوی اکانت زانو زد و اونو به ضیافت دعوت کرد . وقتی اون تیکه رو خوندم قلبم داشت منفجر میشد نفسم رو چون حبس کرده بودم سینه ام درد میکرد میخواستم جیغ بزنم . می‌دونم فقط من این احساس رو داشتم یا نه ولی این قسمت رو هم خیلی دوست داشتم

    • ببخشید اینجا که نوشته اکانت منظورم همون آگاتا هست چون کیبوردم کردتش اکانت 🤦🤦

  • اینجا که تدروس گفت:پس باید یبار دیگه نگاه کنی🥺💕

  • اونجایی که تدروس به آگی گفت(تو جلد دو): من همیشه تو عمرم به خاطر تاج و تخت و ثروت و قیافم دوست داشته می شدم، که هیچکدوم رو خودم به دست نیاورده بودم، ولی تو تو من چیزی دیدی که ارزش دوست داشتن داشت، دیگه مهم نبود که من چقد دم دمی مزاج و احمق و کله پوک بودم.(اینکه خودش اعتراف کرد چقد کله پوکه خوب بود)

    • والا بچم کجاش کله پوک بود از همین آگی خیلی عاقل تر بود

  • کتاب اول :
    دوست های واقعی همه چی رو درست می کنن ، حتی اگه ادم های بدی به نظر برسن

  • جمله تدروس به آگاتا:«دوست دارم»
    خدایی در حین عادی بودن خیلی قشنگ بود اونم از کسی که احساساتش رو خیلی کم بروز میده ولی تدروس واقعا آگاتا رو دوست داره:)))))
    من سر جاهایی که این حرف رو به آگاتا میزد ذوق مرگ میشدم😂

    • والا با اون فحش هایی که اول کار بهم دادن گفتن این جمله معجزه بود

  • ام مورد علام مورد علاقم اهااا
    :)توی افسانه‌ای ما کی به شاهزاده نیاز دار ؟
    دیالوگ سوفی تو فصل آخر موقعی که زنده شد😂
    همونی که باعث شد قسمت دو باز شه

    • 😂😂😂چقد هم نداشتن😂😂😂

    • جرررررر😂😂😂😂 از شدت هق بودن نمد چی بگم

    • عاجی تست اخرمو بزن واس خودته اصلا اوف

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.