انتشار: 5 سال پیش تعداد رأی‌ها: 4
یک روز یه نوزاد بنام ارزو به دنیا اومد خاله عمه مادربزرگش اومده بودن خونشون عمه میگفت موهاش به من رفته خاله میگفت چشاش ابروهاش به من رفته مادربزرگه میگفت اندامش به من رفته خاله میگفت نخیر موهاش به من رفته عمه میگفت نخیر چشاش به ما رفته همین طوری داشتن بحث میکردن پجه گوزید 😂مامانش گفت حالا کسی نمیخاد گوزیدن بچم به کی رفته
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (0)
برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.