moral of the story - Ashe
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
من عاشق اون یه آدمی هستم که «واقعا» نیاز نیست موقع صحبت باهاش دغدغهی قضاوت شدن داشته باشم، یا مجبور باشم یه شخصیت جداگانه براش طراحی کنم. عمیقا عاشق خودم بودن جلوی اون آدمم!
@𝖥𝖺𝗋𝖽𝖺𝖽
بنویس اینجا
بررسی سریع نگرفتم هنوز، مینویسم منتشر نمیشه🖐🏻✊🏻
من تموم شدم ولی هندسه نه.🙏🏻
شب شد و یه چیزی باز کمه
کاش میشد دستتو بگیرم دخترم کاش میشد انقدر سریع بدویم که همه ادما ازمون جا بمونن کاش میشد جنگید با امروز و فردا کاش میشد فقط منو تو باشیم تو دنیای خیالیمون قول میدادم به جای همشون باشم برات
میدونی تا وقتی آدما همدیگه رو دارن چقدر میزان ترسشون از همه چیز کم میشه؟
منم دارمت
من امن ترین نقطه برای تو هستم اینو هرگز فراموش نکن امیلی
چجوری آدم میتونه امن ترین نقطه رو فراموش کنه؟ واقعا فکر نکنم امکان پذیر باشه!
چه تفاوتی میکند؟
اکنون که نه تو مرا میبینی و نه من تو را، چه تفاوتی دارد که تا چه هنگام زنده خواهم ماند و تا کی تاب تحمل این احساسات جانفرسا را خواهم داشت؟
نه... هیچیک از این رخدادها تغییری در حقیقت ماجرا پدید نمیآورد. آنگاه که توفان واقعیت، کلبهی تمام گمانهزنیهای شیرینم را ویران ساخت؛ دیگر چه تفاوتی دارد که تا چند شب دیگر، در حسرت تو به ماه خیره شوم؟
اکنون دیگر هیچچیز یارای تغییر این رنجها و تقدیر من را نخواهد داشت.
(24 - 7 - 1405)
حوریه راست میگه.
«همهچیز آبنبات چوبی نیست که بتونی مزهش رو تجربه کنی و اگر خواستی بذاریش کنار. بار سنگینی یهچیزایی، تا آخر عمر گریبان گیرت میشه.»
کاملا به این حقیقت پیبردم که آدم وقتی یهنفر رو دوست داره، رو رفتارهاش حساستر میشه.
یهو یادت میاد.
و یادت میاد و یادت میاد و یادت میاد و ... .
نمیخوام نداریم؛ مگه خواستنیه؟
باید درس بخونی.