خلوتگاه فراموش شده این کاربر . . Entry Number 17
【 کلیات آرمات 】
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
قوانین اینجا رعایت کردن(پندار ،کردار و گفتار)نیک است.
مکانی جهت خلوت با خویش
When the light is running low
And the shadows start to grow
And the places that you know
Seem like fantasy
There's a light inside your soul
That's still shining in the cold
With the truth
The promise in our hearts
Don't forget
I'm with you in the dark
❤
نخست کودکی سرشار ز امید بود
سپس ز فرسودگی جوانی پیر دل شد.
گشت سهمگین حالم چو طوفان
این حفره دل سوزش میکند سوزان
نعره کشان سر خود به دیوار زنم
نمیدانم که چگویم زین درد پنهان
کاش تمام شود این آشفته حالی هرچه زود
تا شوم آسوده خاطر زود زود
کاسهی افکار بیپروایم شده حیران
تنها آسودگیست مرا درمان....
کامل ولی ناقص...
ز نبود تو علفی سپید بر رخسار بی روحم نقش بست.
گویا این مرگ است که تنها دلیل جدایی و رفتن به نیستیست.
یوهوووو کسی هست ؟🙋♀
اخ اخ اخ اره هستم............/
چطور میگذره ؟ ☺
عمممممممم معمولی...
ببعی تو بازیگوشی گیلیلیلبابتادئودنتنتنئ ئدئدلزذوخهخعغق ها یادم رفت کجا بودیم؟/////؟
تا بیاد احساساتش رو با این کلمات ناآشنا توضیح بده دیر شده.
انقدر نقش بازی کرده که نگرانه وضعیتی که توش هست هم غیر واقعی باشه.