"و در پایان، سکوت سنگین حقیقت، تنها پاسخ جهان به تمام فریادهای بیپاسخ ما بود."
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
𝗀𝗈𝖽 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗈𝗄 𝗌𝗈 𝗉𝗋𝖾𝗍𝗍𝗒 𝗐𝗁𝖾𝗇
𝗒𝗈𝗎 𝗍𝖾𝗅𝗅 𝗆𝖾 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝗒𝗈𝗎 𝗅𝗈𝗏𝖾 𝗆𝖾
@𝖥𝖺𝗋𝖽𝖺𝖽
𝗐𝖾𝗅𝖼𝗈𝗆𝖾 , 𝗌𝗍𝖺𝗅𝗄𝖾𝗋
من حافظه خیلی خوبی دارم، تک تک جزئیات و حتی احساسات اون لحظه رو یادم میمونه اما مدتیه که وقتی میخوام چیزیو به خاطر بیارم فقط تاریکی میبینم همه چیز خیلی گنگ و محو بنظر میان
دیگه زیادی داره این اتفاق ناخوشایند تکرار میشه.
:)))
What doesn’t kill you, numbs you
میگن زیاد به خودت سخت نگیر،اما من اگه خطم یذره زشت میشد کل صفحه رو میکندم و از اول مینوشتم، این اخلاق یکی دو روزه نیست از اول همینطوری بودم
وای من حتی خودم به بقیه میگم سخت نگیرید اونوقت خودم:
گاهی حس میکنم زیادی همه چیزو سخت میکنم
مثل اینکه کلا وقتی از خواب بیدار میشم سردرد میگیرم تا یه مدت، خب واقعا یعنیچی الان حس میکنم درحال مردنم
برعکس دیروز، امروز موهام خیلی خوشگل بود شاید چون خودمم حالم خوب بود نه؟
من میدونمش اما اگه چند وقت یکبار بشنومش خوشحال میشم.