خانه افکار پراکنده
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
به نام خدا
گاهی اوقات نیاز نیست سریع واکنش بدی
نفس عمیق بکش ؛ متن رو سطحی بخون ؛ برو خوراکی بخور و راجبش فکر کن .... بعد جواب بده
نیاز به درکشدن وقتی با سکوت بیپایان همراه میشه خیلی ازار دهنده است
توی حاشیه امن خودم ایستاده ام و جهان رو قضاوت میکنم اما اگه صادق باشم توی دنیای واقعی احساسات مانع این حد از تفکر در من میشه ... البته حدس میزنم
( مرتبط با پرونده جیمی )
( تفکر اولیه من : ریشه یابی ، درک والد ، تلاش برای زمینه سازی برای حمایت از افراد تروماتیک پیش از اینکه همه چیز پیچیده بشه )
خوب یه حقیقت در مورد من اینه که اگه از یه نظریه حرف میزنم به معنی قبول داشتن و طرفداری از اون نیست ؛ بیشتر دارم افکار و نوع فکر کردن طرف مقابل رو میسنجم .... ( یکی از دوستان این رو در مورد شخصیت من گفت و راستش خودمم بهش آگاه بودم ولی فکر نمیکردم کسی بدونه )
۱۹ تیر ۱۴۰۵
در این مسابقه درونی ناکام مانده ام به راستی که آنکس خود را به درستی نشناسد قادر به شناخت صحیح دیگری نیست
قضاوت های من مخدوش شده به عواطف و احساسات مبهم است
از این بازی کناره میگیرم نه به خاطر سختی حریف که به خاطر عدم آمادگی خودم و این حتی بدتر است
امضای استعفانامه : عایکل عکسون
در این واپسین لحظات زندگی با خود می اندیشم به راستی کارهایم ان زمان ان گونه که فکر میکردم ارزشمند بوده اند .... نمیدانم ... قضاوت بامن نیست با منی است که در ان زمان میزیست و میدانست و ان گونه که باید احساس میکرد .. من جز چند خاطره و حس پراکنده چیزی در یاد ندارم