Ineffable
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
t.me: OrganizedChaos16Years
آره اگه خواستید بیاید.
روباه ها حیوانات عجیبی هستند، آنها همیشه تنها و ساکت و آرامند ولی پیش کسانی که دوستشان دارند راحت و پر سروصدا هستند.
همان دیوانه خویشتندار که افکارش ثبات نداشتند و به دوگانگی خویش نفرت آمیخت؟ آری خودش بود؛ مینی.
تو رو نمیسپارم به شانس. نه، من نمیسپارم به شانس. اینبار با هربار فرق میکنه، اینبار غرق میشم نمیبازم به شانس.
جامعهنشناس ترین جامعهشناس.
اگر که با شما صحبت میکنم یعنی برای من خیلی حائز اهمیت هستید.
شما نمیتونید حدس بزنید که ارتباط گرفتن و صحبت کردن با جامعه چه مصائبی برای من داره!
دریغا که بار دگر شام شد، سراپای گیتی سیهفام شد
همه خلق را گاه آرام شد، بجز من که رنج و غمم شد فزون
جهان را نباشد خوشی در مزاج، بجز مرگ نبود غمم را علاج
ولیکن در آن گوشه در پای کاج، چکیدست بر خاک سه قطره خون
-صادق هدایت
میخوام یه قلک بسازم از دلم
حواسمو جمع کنم و یه روزی به وقتش
که پر شد،
بشکنمش و آبروی عشقو بخرم!
میخوام یه قلک بسازم از دلم، که وقتی
که صبح شد، که رد شد، تمام بد دلیها
تمام دلخوریها
تموم لحظههایی، که سر شد، به ترس و به وحشت
از این که یار نباشه، رفیق و پا نباشه، به عهدش وفا نباشه
نمیشه بهش گفت گذران زندگی؛ مرگ تدریجی بیشتر بهش میاد.
میخواهم تمام چراغها را خاموش کنم، پردهها را بکشم، ارتباطم را با جهان قطع کنم و در رختخوابم، درون چیزی فرو بروم که میدانم برای من حفر شده است.